close
تبلیغات در اینترنت
دفتر ازدواج تهران

دفتر ازدواج نارمک

فیلم دفتر ازدواج
فیلم دفتر ازدواج و سفره عقد
مقالات برگزیده
مقالات برگزیده در ارتباط باثبت ازدواج و طلاق
گالری سفره عقد
تصاویر سفره عقد
نویسنده : admin
بازدید : 352


دفتر ازدواج شیک شرق تهران

با امکان ثبت رسمي عقد در دفتر ازدواج وصدور عقد نامه بهمراه انتخاب عاقد سفره عقد جديد چيده شده بروي هفت آکواريوم يک متر مربعي


  دفتر ازدواج ,  دفتر ازدواج و طلاق ,دفتر ازدواج هفت حوض , دفتر ازدواج شرق تهران , دفتر ازدواج شرق , دفتر ازدواج ارزان

 

ازدواج , دفتر ازدواج , دفترازدواج 163 , دفتر ازدواج و طلاق ,دفتر ازدواج هفت حوض , دفتر ازدواج شرق تهران , دفتر ازدواج شرق , دفتر ازدواج ارزان

 دفتر ازدواج , دفتر ازدواج و طلاق ,دفتر ازدواج هفت حوض , دفتر ازدواج شرق تهران , دفتر ازدواج شرق , دفتر ازدواج ارزان

ازدواج , دفتر ازدواج , دفترازدواج 163 , دفتر ازدواج و طلاق ,دفتر ازدواج هفت حوض , دفتر ازدواج شرق تهران , دفتر ازدواج شرق , دفتر ازدواج ارزان

  دفتر ازدواج  , دفتر ازدواج و طلاق ,دفتر ازدواج هفت حوض , دفتر ازدواج شرق تهران , دفتر ازدواج شرق , دفتر ازدواج ارزان


ازدواج , دفتر ازدواج , دفترازدواج 163 , دفتر ازدواج و طلاق ,دفتر ازدواج هفت حوض , دفتر ازدواج شرق تهران , دفتر ازدواج شرق , دفتر ازدواج ارزان

 دفتر ازدواج  , دفتر ازدواج و طلاق ,دفتر ازدواج هفت حوض , دفتر ازدواج شرق تهران , دفتر ازدواج شرق , دفتر ازدواج ارزان

ازدواج , دفتر ازدواج , دفترازدواج 163 , دفتر ازدواج و طلاق ,دفتر ازدواج هفت حوض , دفتر ازدواج شرق تهران , دفتر ازدواج شرق , دفتر ازدواج ارزان

 


نویسنده : admin
بازدید : 51


از نوزاداني هم که زنده به دنيا مي‌آيند، 7 درصد داراي وزن اندک و 3 درصد دچار نواقص مادرزادي مهم هستند. نتايج بررسي‌ها در 50 سال گذشته نشان مي‌دهد کيفيت و کميت اسپرم در مردان كاهش يافته و همين باعث شده است عوامل محيطي موثر بر سلامت انسان‌ها بررسي شوند. انستيتو ملي سلامت شغلي آمريکا، حدود 104هزار عامل شيميايي و فيزيکي را که افراد با آنها در محيط کار سر وکار دارند، مشخص کرده كه به مهم‌ترين آنها اشاره مي‌شود.

فلزات

سرب، کادميوم، کروميوم، مس، منگنز و آهن عمده‌ترين فلزاتي هستند که مي‌توانند سميت ايجاد کنند و باعث ناباروري شوند:

سرب: اولين فلزي که ثابت شد اثر زيانبار بر سلامت انسان و به‌خصوص باروري دارد، سرب است. نتايج يک بررسي نشان داده اگر ميزان سرب در خون يک مرد افزايش يابد، ميزان سقط جنين در همسر وي افزايش خواهد يافت. علاوه بر اين، ثابت شده وجود نقص مادرزادي در نوزاد، رابطه مستقيمي با ميزان سرب خون پدر دارد. هر چقدر ميزان سرب خون مرداني که با سرب سر و کار دارند افزايش يابد، از تعداد اسپرم‌ها و حرکت آن کاسته خواهد شد.

در يک بررسي ديگر، مشخص شده مرداني كه در تماس با سرب هستند، مدت زمان انتظار براي بارداري همسرشان بيشتر است. فقط افزايش مختصر ميزان سرب خون (400 ميکروگرم در ليتر) مي‌تواند آثار سوء شديد روي اسپرم‌ها داشته باشد. سردسته مشاغلي که با سرب سر و کار دارند، باطري‌سازي، اسلحه‌سازي، لوله‌سازي، توليد رنگ، سراميک و کالک است.

کادميوم: حتي اگر ميزان کادميوم خون به مقدار اندکي افزايش يابد (10 ميکروگرم در ليتر)، از تعداد و حرکت اسپرم‌ها به مقدار زيادي کاسته مي‌شود. در صنعت، موارد زيادي وجود دارد که در آن کارگر در مواجهه با کادميوم است. مهم‌ترين آنها، صنعت توليد لامپ تصوير تلويزيون است. از کادميوم به‌طور وسيع در باطري‌ها، توليد آلياژ، رنگدانه، سلول‌هاي خورشيدي و پوشش فلزات استفاده مي‌شود.

کروميوم: اين ماده باعث تحليل بيضه و کاهش تعداد اسپرم مي‌شود. كساني كه جوشكار هستند، به مقدار زيادي با کروميوم سروکار دارند. نتايج برخي بررسي‌ها حاكي از کاهش تعداد اسپرم در جوشکاران است. در صنعت ذوب فلزات به‌خصوص فولاد هم کارگر با مقادير زيادي کروميوم سر و کار دارد.

مس: امروزه مشخص شده مس باعث کاهش تعداد، حرکت و شکل طبيعي اسپرم‌ها مي‌شود. از مس در صنعت لعاب دادن و صيقل‌کاري به‌طور وسيع استفاده مي‌شود. اين فلز حتي در لعاب شيشه نيز به‌کار مي‌رود. مسموميت با مس در کودکان نيز ديده مي‌شود و علت آن بازي با اسباب‌بازي‌هايي است که حاوي مقادير زيادي مس هستند.

منگنز و آهن فلزاتي هستندکه مي‌توانند سميت ايجاد کنند: در مواردي که فردي با چند فلز سمي سروکار دارد، عوارض در او بيشتر خواهد بود. در يک بررسي مشخص شد در افرادي که بيش از 20 سال با سرب و کادميوم سر و کار دارند، ميزان ابتلا به بيماري پارکينسون، 3 برابر ساير افراد است. در اين بيماري قسمتي از مغز عملكرد خود را از دست مي‌دهد.

سموم دفع آفت

در سال 1977 مشخص شد احتمال بچه‌دار شدن مرداني که در كارخانه‌هاي توليد سموم دفع آفت کار مي‌کنند، كمتر است. در صنعت سموم دفع آفات از مواد زيادي استفاده مي‌شود که مهم‌ترين ماده سمي براي انسان موادي است كه به اختصار به آن DBCP گفته مي‌شود. اين ماده حتي مي‌تواند باعث آزواسپرمي دائمي (رسيدن تعداد اسپرم‌ها به صفر) شود. يك‌سوم مرداني که با DBCP دچار آزواسپرمي شده‌اند؛ درصورتي كه شغلشان را تغيير دهند، بعد از حدود 4 سال ممكن است اندكي بهبود يابند.

البته اين بهبود تاثير چنداني بر باروري ندارد. در هر صنعت و شغلي که در آن فرد با DBCP مواجه شود، قدرت باروري به‌شدت آسيب مي‌بيند، کارکرد بيضه‌ها مختل مي‌شود و ميزان هورمون تستوسترون خون کاهش مي‌يابد و در نتيجه اختلال‌هاي جنسي تظاهر پيدا مي‌كند.

اتيلن دي‌برومايد: از ديگر مواد سمي که به‌طور وسيع در صنعت توليد سموم دفع آفت از آن استفاده مي‌شود، اتيلن دي‌برومايد است. اثر سمي آن بر توليد اسپرم اثبات شده است. هر چقدر مدت زمان مواجهه با اين ماده بيشتر شود، از قدرت باروري مرد کاسته خواهد شد.

کارباريل: از اين ماده سمي نيز به‌طور وسيع در صنعت توليد سموم گياهي و حشره‌کش‌ها استفاده مي‌شود. تعداد اسپرم مرداني که با مقادير زياد اين ماده و به‌مدت طولاني با آن سرو کار داشته‌اند، به‌شدت کاسته شده است. تعداد سموم دفع آفات بسيار زياد است، بنابراين تمام افرادي ‌که در محيط‌هايي كار مي‌كنند كه اين مواد وجود دارد، در معرض آلودگي‌اند و آثار سوء، مختص افرادي که مستقيم با اين مواد سر و کار دارند، نيست.

حلال‌هاي صنعتي

به حلال‌هاي صنعتي، مواد شيميايي صنعتي نيز مي‌گويند. مهم‌ترين حلال‌هاي صنعتي، مواد گروه اتيلن گلايکول هستند و مهم‌ترين مواد اين گروه متوکسي‌اتانول و اتوکسي‌اتانول هستند كه به آنها «حلال‌هاي آلي» نيز مي‌گويند. از اين حلال‌ها به‌طور وسيع در صنعت رنگرزي، نقاشي و رقيق‌کننده‌ها استفاده مي‌شود. نتايج بررسي‌ها نشان مي‌دهد هم متوکسي‌اتانول و هم اتوکسي‌اتانول آثار سوئي بر باروري مردان دارند و علاوه بر آن باعث ايجاد نقايص تکاملي در جنين مي‌شوند. در افرادي که تماس متوسطي با اين دو ماده دارند، احتمال کاهش تعداد اسپرم به زير 12 ميليون، 4 برابر افراد عادي است.

هيدروکربن‌ها: از اين ماده نيز به‌عنوان حلال صنعتي استفاده مي‌شود. ثابت شده است که قرار گرفتن در معرض هيدروکربن‌ها باعث آسيب به باروري مرد خواهد شد.

استرهاي فتالات: استرهاي فتالات نه‌تنها باعث آسيب به باروري مردان، بلکه باعث جهش ژني نيز مي‌شوند. اگر اين ماده حتي به ميزان يک ميلي‌ليتر به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن، زير جلدي تزريق شود، باعث آسيب به باروري خواهد شد. دي-ان-پنتيل فتالات و دي-ان-پروپيل فتالات جزو استرهاي فتالاتي به‌شدت سمي به شمار مي‌روند. DPP به‌طور کامل قدرت باروري را در مردان و هم زنان مهار مي‌کند. قرارگرفتن طولاني‌مدت مردان در معرض اين دو ماده، باعث تحليل بيضه هم مي‌شو

استروژن‌ها

استروژن، هورموني زنانه است و بيشتر در صنعت داروسازي به‌کار مي‌رود. داروهايي که داراي مقادير زيادي استروژن هستند، عبارتند از قرص‌هاي ضدبارداري و استروژن‌هاي گياهي. در صنعت داروسازي، در موارد زيادي تركيب‌هاي دارويي داراي مقادير زيادي استروژن هستند بنابراين اگر تمهيدات لازم براي جلوگيري از مواجهه با آن انديشيده نشود، باعث آثار سوء خواهد شد.

در بيضه‌ها سلول‌هايي به‌نام سلول «سرتولي» وجود دارند که از توليد اسپرم به‌وسيله بيضه‌ها حمايت مي‌کنند و استروژن باعث آسيب به اين سلول‌ها مي‌شود. يکي از قوي‌ترين استروژن‌ها «دي‌اتيل استيل بسترول» است که قبلا به‌وفور در پزشکي (مثلا درمان سقط در زنان) کاربرد داشت. بعدها مشخص شد ميزان شيوع سرطان بيضه، در فرزندان پسر مادراني که از اين دارو در زمان بارداري استفاده مي‌كردند، بيش از جمعيت عادي است. در مرداني هم که در صنعت توليد قرص‌هاي ضدبارداري کار مي‌کنند، تعداد اسپرم‌ها کاهش مي‌يابد. از استروژن‌هاي سمي ديگر مي‌توان «کلردکون» را نام برد که اثر سوء شديدي بر قدرت باروري مردان دارد.

اشعه يونيزان و غيريونيزان

مواجهه با اشعه يونيزان و غيريونيزان در صنعت، پزشکي و دارويي زياد است. البته افرادي که با اشعه يونيزان و غيريونيزان کار مي‌کنند، لباس‌هاي محافظ مخصوص مي‌پوشند. همچنين محل‌هايي که در آنها اشعه يونيزان و غيريونيزان وجود دارد، بايد استانداردهاي خاصي داشته باشند تا عبور اين اشعه‌ها به بيرون غيرممكن شود و افراد دور و بر آسيب نبينند.

مثلا در بخش‌هاي راديولوژي درها و ديوارها سرب‌کوبي مي‌شوند تا اشعه ايکس بيرون درز پيدا نکند. ثابت شده حتي تابش يک‌دهم راد اشعه (راد واحد بيان اشعه ايکس است) به بيضه‌ها، باعث آسيب به توليد اسپرم مي‌شود. اگر ميزان تشعشع 5-3 راد باشد، ناباروري دائمي رخ خواهد داد.

 

منبع: salamat.ir/بیتوته


نویسنده : admin
بازدید : 47


گفتگوي سالم و به اصطلاح مديريت گفتمان، اصلي است که مي تواند در حفظ بنيان خانواده، تاثير بسزايي داشته باشد. چگونگي برقراري ارتباط نياز به مهارت دارد، مهارتي که امروزه در بين زوج هاي جوان کمتر ديده مي شود. در اين بين «فن بيان» و «گفتگوي سالم» از زيرشاخه هاي ارتباط کلامي است که در روند زندگي خانواده ها بسيار موثر است. چرا که نداشتن مهارت گفتمان در بين زوج هاي جوان باعث مي شود نتوانند با يکديگر گفتگويي سالم داشته باشند.

 

بنابراين ممکن است با کوچکترين لفظي از سوي يکديگر، کدورتي و آتش زير خاکستري بين شان ايجاد شود و در نهايت منجر به طلاق شود. در آستانه سال جديد چه بهتر است که به شيوه هاي گفتمان بيشتر دقت کنيد تا بتوانيد از همين روزهاي ابتدايي سال، طعم شيريني به زندگي تان ببخشيد... اين مقاله را دنبال کنيد...

 

عدم توجه به گفتمان

خيلي از زوج ها به تفاوت کلامي يکديگر توجه نمي کنند، مرد و زن براي نفوذ بهتر، بايد به تفاوت هاي خود در صحبت کردن، بين احساسات و نوع گوش کردن، توجه لازم داشته باشند. زوج هاي جوان معناي تفاهم را در داشتن نقاط مشترک مي دانند و وقتي اين مورد را در خود مي بينند، فکر مي کنند با هم تفاهم دارند ولي بعد از مدتي زندگي کردن احساس مي کنند که با هم تفاهم ندارند و همديگر را درک نمي کنند.

 

اما متاسفانه خيلي از زوج هاي جوان نمي توانند به مديريت گفتمان برسند، زيرا متوجه تفاوت هاي يکديگر نمي شوند. خانم ها معمولا عاطفي، احساسي، جزيي نگر و حساسند، در صورتي که آقايان کلي نگر، منطقي و کمتر عاطفي هستند. تحقيقات نشان داده اگر زن و مرد به تفاوت ها و خصوصيات يکديگر بيشتر توجه کنند، راحت تر مي توانند با هم گفتگوي سالم داشته باشند.

 

آقايان کلي نگر، خانم ها جزيي نگر!!

اصولا، تفاوت افکار و سليقه بين زن و مرد نه تنها باعث اختلاف نمي شود، بلکه جذابيت را نيز به دنبال دارد، ولي اگر تفاوت جسمي و روحي يکديگر را درک نکنند، منجر به بروز اختلافات مي شود. در اين زمينه نمي خواهم به قضاوت و داوري بپردازم ولي به آن دسته از خانم هايي که از عملکرد همسرشان ناراحت مي شوند، مي گويم يکي از خصوصيات آقايان اين است که کلي نگر هستند و کمتر به جزييات توجه مي کنند.

 

برعکس خانم ها جزيي نگر هستند، پس قبل از اينکه ناراحت شويد و بخواهيد روش گفتمان خود را تغيير دهيد از روحيات همسرتان آگاهي داشته باشيد زيرا آنها گاهي به طور ذاتي متوجه تغييرات نمي شوند. به آقايان هم توصيه مي کنم که به روحيات يک زن که جزيي نگر است و نيازمند تمجيد و توجه است، بيشتر دقت کنند. پس درک متقابل از يکديگر و کسب اطلاعات از رفتار طرف مقابل از ايجاد يک گفتمان نادرست جلوگيري مي کند!

 

خجالتي هاي بامحبت

بعضي افراد، از محبت کردن به ديگران خجالت مي کشند، چرا؟ دليل اين رفتار اين است که بيشتر از «من والد» استفاده مي کنند تا «من بالغ». من والد؛ يعني اينکه فرد در خانواده طوري تربيت شده است که همان شيوه را در زندگي آينده خود با همسرش به کار مي برد. فرض کنيد مردي، در خانواده به نحوي تربيت شده است که احساس عاطفي خود را نمي تواند به ديگران خوب بروز دهد و به نوعي خجالت مي کشد. همين فردا اگر با يک زن کاملا احساسي ازدواج کند و خودش را تغيير ندهد، به طور حتم در زندگي دچار مشکل مي شود، چون قدرت انتقال عاطفه را به ديگران ندارد، اگر فردي هم بخواهد اين کار را انجام دهد، چون در خانواده اي بزرگ شده که پدرش هم همينطور بوده است، به طور ناخودآگاه مطابق رفتار پدرش عمل مي کند. توصيه ما روانشناسان اين است که افراد بايد «من والد» را کنار بگذارند و به «من بالغ» يعني به بلوغ فکري برسند و به دنبال اطلاعات در زمينه نشان دادن علاقه و محبت به ديگران حتي همسرشان باشند و اگر به بلوغ فکري برسند به راحتي مي توانند احساسات و عواطف خود را بروز دهند.

 

معجزه دوستت دارم

قديمي ترها در زندگي خود با مشکلات کمتري مواجه بودند، پدران و مادران ما در گذشته فکرشان تنها اين بود که به نوعي اموراتشان بگذرد، توقع خانم از همسرش، اين بود که نان آور خوبي باشد و برعکس، آن خانم نيز، کدبانوي خوبي باشد؛ اما امروزه با توجه به تغيير و تحولات به وجود آمده، خواسته زوجين فراتر از ماديات است و بيشتر به دنبال کسب محبت و نيازمند به عاطفه بيشتر هستند.

 

اين به آن معنا نيست که ماديات مد نظر نيست، بلکه محبت و عاطفه همپاي ماديات، در اين عصر مورد توجه قرار گرفته است... پس زوجينه به خصوص آقايان، بايد بيشتر به مقوله عاطفه بپردازند، متاسفانه برخي آقايان فکر مي کننداگر به همسرشان ابراز علاقه داشته باشند، احساس حقارت مي کنند، در صورتي که اين طرز تفکر، نشاندهنده ضعف فکري مرد است و آقايان بايد بدانند که خانم ها بيشتر به حمايت، خصوصا از نوع عاطفي نيازمندند.

 

آقايان براي ابراز محبت به همسرشان خجالت مي کشند، علت آن ممکن است ريشه خانوادگي باشد، به همين دليل به آقايان توصيه مي کنيم که در اين زمينه خجالت را کنار بگذارند، زيرا بروز دادن عواطف و احساسات، تاثير زيادي در زندگي خانوادگي دارد. بنابراين حتما به دنبال «من بالغ» يعني کسب اطلاعات و رسيدن به نقطه آرماني باشند. البته اين نکته مهم را نيز بايد زوجين مد نظر داشته باشند که اگر صحبت از ابراز علاقه و احساسات مي کنيم به گونه اي نباشد که افراط و تفريط در آن به وجود بيايد، زيرا همين عامل باعث دلزدگي زوجين مي شود.

 

هر چيزي بايد در حد تعادل باشد و افراط و تفريط در گفتمان، صورت خوشي ندارد، مثلا ما بارها به آقايان گفته ايم که کلمه «دوستت دارم» و به کار بردن آن براي يک خانم معجزه مي کند ولي اگر بخواهد روزي صد بار اين کلمه را تکرار کند، اين کلمه ديگر جذابيتي براي طرف مقابل نخواهد داشت و عادي مي شود، پس زوجين سعي کنند در گفتمان خود، نقطه تعادل را حفظ کنند.

منبع:مجله خانواده سبز


نویسنده : admin
بازدید : 43


پژوهش ها نشان مي دهد «پول» يکي از عوامل اصلي سوء تفاهم هاي زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت.

 

پول تعيين كننده ثروت است. اما در ايجاد مساوات، امنيت، عشق، قدرت و آزادي زوج ها نقش دارد. احساس شما نسبت به پول به مراتب مهمتر از ميزان دارايي تان است.

سوزان بايردر نويسنده «پرسش هاي مشكل؛ 100 سؤال مهمي كه از نامزدتان مي توانيد بپرسيد» مي گويد: ازدواج اميدها، آرزوها و ترس هاي مالي خاص خود را به همراه دارد. بسيار مهم است كه تصوير روشني از توقعات، انتظارات و خواسته هاي خود داشته باشيد. با نامزدتان در مورد مسائل مالي صحبت كنيد. نظر او را نسبت به نحوه اداره مسائل مالي بپرسيد. هر چه اطلاعات كامل تري از او و انتظارات خود داشته باشيد، بهتر مي توانيد تصميم گيري كني

نظر او را نسبت به بيمه درماني، بيمه عمر، صرفه جويي در محدوديت هاي مالي موجود، محل اقامت، هزينه رهن، اجاره و وام، و هزينه ادامه تحصيل بپرسيد.

ادامه تحصيل مستلزم فداكاري همسران است. زيرا بايد مخارج اضافي را براي تحصيل شما اختصاص داد. از طرفي در صورت ادامه تحصيل، شايد فرصت كافي براي كار كردن نداشته باشيد.

طرح چنين مسائلي بسيار مشكل است. ولي باعث مي شود حالا و پس از ازدواج خيالتان راحت باشد و تصميم گيري تان بر اساس واقعيات موجود باشد نه رؤياها و آرمان ها. اگر فرهنگ خانواده تان اجازه نمي دهد خودتان اين مسائل را مطرح كنيد، از والدين بخواهيد آنها را بپرسند.

 پرسش هاي زير به شما كمك مي كند تا تصوير روشن تري از وضعيت مالي آينده داشته باشيد:

 1 - درآمد ماهانه خواستگارتان چقدر است؟

 

 2 - آيا كار كردن هر دوي شما لازم است؟

 

 3 - اگر خانم كار نكند، آيا همسر، خانه داري را باارزش مي داند؟

 

 4 - براي گذران زندگي چقدر درآمد كافي است؟

 

5 - چگونه بايد خرج كرد؟ چه هزينه هايي در اولويت است؟

 

 6 - آيا با نحوه خرج كردن يكديگر توافق داريد؟ با چه مواردي موافق و با چه مواردي مخالفيد؟

 

 7 - اگر هر دو كار مي كنيد، پولتان را با هم خرج مي كنيد يا جداگانه؟

 

 8 - چه مبلغي (هر دو) در بانك داريد؟

 

 9 - اگر خواستگارتان شغل آزاد دارد، چه مقدار از درآمدش را پس انداز يا سرمايه گذاري مي كند و چه مقدار را خرج مي كند؟

 

10 - چه كسي مسئوليت برنامه ريزي مالي را در درازمدت برعهده مي گيرد؟

 

 11 - براي داشتن احساس امنيت، چه مقدار پول كافي است؟

 

 12 - چند درصد از درآمد را پس انداز مي كنيد؟ آيا نامزدتان با پس انداز در بانك موافق است؟

 

 13 - چه كسي حساب دخل و خرج را دارد؟ چه كسي قبوض آب، برق، تلفن و گاز را مي پردازد؟

 

 14 - در صورت بيمه نبودن نامزدتان، آيا با بيمه اختياري (خويش فرما) هر دو شما موافق است؟

 

15 - آيا نامزدتان بايد خرج والدينش را بدهد؟ در صورت پاسخ مثبت ماهانه چقدر از درآمدش را به اين کار اختصاص مي دهد؟

 

 16 - اگر خداي نخواسته ازدواج تان به طلاق منجر شود آيا مي تواند مهريه را پرداخت كند؟

 

 17 - آيا او با خريد وسايل اضافي براي منزل يا كادو براي دوست موافق است؟

 

 18 - آيا نامزدتان مي پذيرد كه دارايي قبل از ازدواج مثلاً زمين، خانه و ماشين به اسم خودتان باشد؟

 

 19 - آيا خواستگارتان بدهي ندارد و ورشكست نشده است؟ در صورتي كه بدهي دارد تا چه مدت پس از ازدواج چه مبلغي بايد پرداخت كند؟

 

 20 - آيا مي توانيد حساب جداگانه اي براي هزينه هاي منزل داشته باشيد؟ يا هر كسي بخشي از درآمد خود را براي آن اختصاص دهد؟

 

 21 - آيا موافقيد كه حساب پس انداز جداگانه اي داشته باشيد؟

 

22 - اگر پس از ازدواج با پول كار هر دو شما خانه يا ماشين خريداري شود، آيا موافقيد كه سند آن به نام هر دو باشد؟

 

 23 - اگر پس از ازدواج با بحران مالي يا ورشكستگي روبه رو شويد چه مي كنيد؟

 

 24- آيا موافقيد مبلغي را براي موارد غيره منتظره نظير هزينه عمل جراحي يا بيمارستان پس انداز كنيد؟

منبع:beytoote


نویسنده : admin
بازدید : 37


چنان ارتباط عميق وهمه جانبه اي مي شود که بي هيچ شک وشبهه اي قابل مقايسه با هيچ يک از ديگر ارتباطات انساني نمي باشد به نحوي که قرارداد ناشي از آن داراي نوعي تقدس شده است .ازدواج مساله بسيار مهمي است که بسياري از جنبه‌هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي انسان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پيدا کردن راه حلهايي باشند که يک ازدواج موفق و سالم را فراهم شاخته مانع از شيوع و افزايش آمار طلاق که يقينا عواقب بعدي آن بسيار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمينه مسائل پزشکي ، مساله گروههاي فوتي و ژنتيکي آغاز گرديد و امروزه کم کم در زمينه مسائل شخصيتي و رواني و روابط نيز در حال شکل گيري و کاربرد است. در اين مقوله کارکردهاي مشاوره قبل از ازدواج بسيار مهم هستند که به آنها مي‌پردازيم.

 

 بررسي ملاکهاي ازدواج سالم در مشاوره قبل از ازدواج

 

مشاوره قبل ازدواج در الويت اول به روشن ساختن ملاکهايي مي‌پردازند که براي داشتن يک انتخاب مناسب در ازدواج ضروري هستند. عدم توجه به تعيين چنين ملاکهايي و ارزش گذاري و اولويت بندي نامناسب آنها اغلب موجب ناکاميهاي بعدي مي‌شوند. بر اين اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش مي‌شود ملاکهاي افرادي که قصد ازدواج دارند بررسي شده و راهنمايي لازم در مورد نظر داشتن ملاکهاي مناسب ارائه گردد.

 

قبل از ازدواج

 

سن ازدواج

 

سن ازدواج عامل مهمي است که مي‌توانند رضايت از زندگي مشترک را تحت تاثير قرار دهد هر چند اين عامل به تنهايي نمي‌تواند تعيين کننده باشد، اما عامل مهمي است که بايد مورد توجه قرار گيرد. بر اين اساس لازم به نظر مي‌رسد ميزان آمادگي سني ، رواني و اجتماعي طرفين مورد بررسي قرار گيرد. بطوري که عدم پختگي رواني ، عاطفي ، جسماني و اجتماعي طرفين مشکلات زيادي را به بار خواهد آورد و روشن است رسيدن به سن و سالي که از لحاظ اجتماعي مناسب براي ازدواج به نظر مي‌رسد به تنهايي قابل تکيه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنين متفاوتي به پختگي و آمادگي لازم براي ازدواج مي‌رسند. يک فرد 25 ساله ممکن است از پختگي و رشد و تکامل رواني ، اجتماعي و عاطفي برخوردار باشد در حاليکه فرد ديگري در سن 35 سالگي چنين آمادگي را نداشته باشد.

 

قبل از ازدواج

 

 تطابق و تناسب شخصيتي طرفين در ازدواج

 

ويژگيهاي شخصيتي بسيار متنوع و متعدد هستند، اما برخي از آنها دخالت بيشتري در رضايت از زندگي مشترک دارند. مطمئنا فردي که بسيار به نظافت و تميزي اهميت قائل هست، نخواهد توانست با فردي که چندان در قيد و بند اين امور نيست زندگي موفقي داشته باشد.از ويژگيهاي مهم شخصيتي که تاثير قابل توجه در اين زمينه دارند مي‌توان به درون گرايي و برون گرايي اشاره کرد. افراد درون گرا تمايل زيادي به گذراندن اوقات خود به تنهايي دارند در حاليکه براي افراد برون گرا تحمل چنين شرايطي بسيار سخت و آزار دهنده است. افراد درون گرا سرگرميهايي چون مطالعه و ... دارند در حاليکه افراد برون گرا در شرايط جمعي و سرگرم کننده لذت مي‌برند مثل بازيهاي دسته جمعي.چنين ويژگيهايي به تعداد زيادي وجود دارند که البته گاه همان بودن ويژگيهاي طرفين و گاه ناهمساني آنها مي‌تواند فاکتوري براي ازدواج موفق باشد. به عنوان مثال ازدواج فرد درون گرا با فرد درون گرا موفق آميزتر خواهد بود تا ازدواج درون گرا با فردي برون گرا در حاليکه سلطه جوئي يک ويژگي است که حتما بايد ناهمساني آن در طرفين مورد توجه قرار گيرد. دو فرد سلطه جو ميزان تسلط بيشتري در زندگي مشترک خواهند داشت تا ازدواج فردي سلطه جو با فردي سلطه پذير.

 

منبع: irantrack.com/بیتوته


نویسنده : admin
بازدید : 39


شما خيلي دوستش داريد و او هم. اما چطور مي توانيد مطمئن باشيد كه او كه شما خيلي خيلي دوستش داريد، آمادگي قدم گذاشتن به مرحله بالاتر و تشكيل خانواده را دارد؟ امروزه علامت هاي بسياري وجود دارند كه به وسيله آنها مي توان واقعاً فهميد يك مرد جداً براي ازدواج آمادگي دارد يا نه.

 

به خاطر داشته باشيد كه اگر مردي همه اين نشانه ها را هم داشته باشيد، الزاماً به آن معني نيست كه شما همان پرنسس افسانه اي قصه اش باشيد كه به دنبالتان مي گردد، بلكه به آن معناست كه او آمادگي اين را دارد كه به شما نزديك شود و شما را بيشتر بشناسد.

 

 

 

به هر حال تلاش هاي او براي ملاقات با شما صرفاً به اين معناست كه او از ملاقات يا صحبت با شما و فقط شما خوشحال و هيجان زده مي شود و تلاش مي كند كه تصميم بگيرد آيا شما همان نيمه گمشده اش هستيد يا نه؟

 

نشانه هايي كه شما به دنبالش مي گرديد اينها هستند:

شما زمان زيادي را با او صرف مي كنيد

 

 درست شبيه زوج هايي كه سعي مي كنند اغلب اوقاتشان را با هم بگذرانند، شما هم طبيعتاً دوست داريد بيشتر بخش هاي زندگي تان را با هم بگذرانيد.

 

 تعادل و توازن از نكات مهمي است كه نبايد فراموش كنيد، براي ربودن قلب ديگري الزاماً نبايد تبديل به كپي ديگري بشويد. اگر او و شما تمايل داريد بيشتر اوقاتتان را با هم به تفريح يا در حال كمك به ديگري بگذرانيد، نشانه آن است كه احساسات، آرزوها و يا اهداف مشابهي داريد.

 

 او مؤدب و انعطاف پذير است

 

بهترين وقتي كه مي توانيد انعطاف پذيري او را مورد آزمايش قرار دهيد وقتي است كه مي خواهيد در برنامه ريزي يا برنامه زمان بندي شده تان تغييراتي بدهيد. هميشه زمان هايي وجود دارند كه شما لازم است آنها را جا به جا كنيد يا در جاي ديگري مشغول كار ديگري باشيد. وقتي شما اين تغيير را به او اطلاع مي دهيد، او نشان خواهد داد كه نسبت به احتياجات شما در برابر احتياجات خودش چه احساسي دارد. او به طرز ناخودآگاه نشان خواهد داد كه حاضر است اميالش را فداي رضايت شما بكند يا نه و آيا انسان سخاوتمند و بخشنده اي هست يا نه. مطمئناً قابل اطمينان و اعتماد بودن يكي از مهمترين صفاتي است كه شما براي همسرتان به دنبالش مي گرديد، اين طور نيست؟

 

  او تفريحات شخصي اش را فداي بودن با شما مي كند ؟

 

 اغلب اين طور مي گويند اما آيا او واقعاً از انجام تفريحي كه دوست دارد مي گذرد تا با شما باشد؟ بگذاريد اين طور فكر كنيم كه شما فقط يك شب در هفته مرخصي داريد و اين اتفاقاً مصادف شده است با شبي كه مسابقه تيم محبوب او از تلويزيون پخش مي شود و او ترجيح مي دهد كه آن شب را با شما بگذراند. هر وقت او كاري را كه واقعاً دوست دارد رها كرد تا وقتش را با شما بگذراند، به اين معني است كه به طرف شما در حال حركت است. به خاطر داشته باشيد كه اين كار معمولاً به طول نمي انجامد ولي در ابتدا نشانه خوبي است كه او سعي دارد قلب شما را فتح كند.

 

او براي شناختن شما زمان صرف مي كند

 

وقتي شروع به دوست داشتن ديگري مي كنيم تمايل داريم كه از آينده خودمان بيشتر به او ببخشيم، چرا كه او هنوز يك غريبه ناشناس است و ما سعي داريم او را بيشتر بشناسيم. امروز اغلب زوج ها بدون اين كه يكديگر را بشناسند با هم ازدواج مي كنند و بعد وقتي وجود مشكل را در مي يابند كه تقريباً به نزديكش رسيده اند و راهي نمانده است.

 

ايجاد زود هنگام روابط صميمانه و نزديك مي تواند موجب نقصان يا كاهش آرزوها و خواسته هاي آينده مرد براي شناختن يا بهتر شناختن زن مورد علاقه اش بشود. نشنيده ايد كه مي گويند آدم به چيزي كه دستش به آن نمي رسد حريص تر مي شود؟ 

 

صرف زمان براي ايجاد شناخت بهتر و بيشتر شالوده و پايه ساختمان روابط سالم و موفق در درازمدت است.

منبع:beytoote

 


نویسنده : admin
بازدید : 36


فراموش نکنيد که اين شرايط بسيار سخت است اما کشنده نيست بنابراين بهتر است که در روزهاي نخستين اين اتفاق ناگوار به اندازه کافي به خودتان فرصت و استراحت دهيد

 

سوال :

در دوران نامزدي بنا به دلايلي رابطه مان بهم خورد و من خيلي نامزدم را دوست داشتم و الان خيلي داغونم و افسرده شدم و حوصله هيچ کاري را ندارم چگونه مي توانم به خود مسلط تر شوم و آن دوران را هر روز مرور نکنم؟ پاسخ از اتفاقي که براي شما افتاده بسيار متاسفم در هر حال بر هم خوردن رابطه اي که به آن دل خوش کرده بوديد بسيار سخت است.

 

پاسخ :

شرايط روحي شما براي من کاملا قابل درک است اما در هر حال اتفاقي است که رخ داده و اين واکنش هاي شما کاملا طبيعي است. بنابراين شما بايد اين شرايط را بپذيريد و طبيعي بودن آن را قبول کنيد و سپس براي رفع اين دوره بحراني تلاش کنيد.

 

لذا اين اقدامات را هم حتما انجام دهيد :

گام اول

فراموش نکنيد که اين شرايط بسيار سخت است اما کشنده نيست بنابراين بهتر است که در روزهاي نخستين اين اتفاق ناگوار به اندازه کافي به خودتان فرصت و استراحت دهيد. همچنين به خودتان اجازه دهيد که در برابر اين اتفاق به سوگواري پرداخته و حتي تا جايي که دوست داريد گريه کنيد. حتي مرخصي تحصيلي بگيريد . تمام روز را بخوابيد و سعي کنيد از خوراکي هاي شيرين مانند بستني و ... استفاده کنيد.

 

گام دوم

فقط نيمه خالي ليوان را نبينيد بلکه به جنبه هاي مثبت اين رويداد نيز توجه داشته باشيد.وقتي ما با مشکلات عاطفي شديد مواجه مي شويم و قلبمان مي شکند، يعني يک انسان عاطفي هستيم و اين امتياز کمي نيست؛ سعي کنيد براي کنار آمدن با اين مساله دايما از خودگويي هاي مثبت استفاده کنيد مانند "اين اتفاق هم مي گذرد" و يا " من تحمل اين فشار شديد را دارم" و ... برخي ديگر از افراد نيز سعي مي کنند از اذکار مذهبي و يا دعا و نيايش (براي کسب آرامش) بهره گيرند.

 

گام سوم

ارتباط نزديک تري با دوستان و اقوام خود بر قرار کنيد. اين اقدام به شما کمک مي کند تا غم و اندوه خود را با آنها تقسيم کنيد. از ديدن فيلمهاي پريشان کننده و يا موسيقي غمگين خودداري کنيد و در ازاي آن سعي کنيد موسيقي شاد و يا حتي فيلم هاي کمدي و يا تصاويري که تضمين کننده احساس خوب در شما هستند، استفاده کنيد.

 

گام چهارم

سعي کنيد خودتان را وادار کنيد که از خانه خارج شده و روابط اجتماعي برقرار کنيد حتي اگر اين کار برايتان مشکل است به يک پياده روي طولاني برويد. در طي مسير سعي کنيد به طور طبيعي هيجانات خود را ابراز کنيد. حتي مي توانيد در اوقاتي که در منزل هستيد، بنويسيد، نقاشي کنيد، موسيقي گوش دهيد و يا ورزش نماييد. ترشح آندروفين ناشي از ورزش کردن به شما کمک مي کند که زودتر روحيه از دست رفته تان را بازيابيد.

يک کاغذ برداريد و تمام احساسات و ناراحتي هاي خود را بر روي آن يادداشت کنيد. آخر هفته را به خارج از شهر رفته و نفسي تازه کنيد. حتي برخي از مشاوران توصيه مي کنند که هر خاطره ناراحت کننده و رنج آوري را که از اين اتفاق اخير داريد بر روي کاغذ نوشته و داخل يک جعبه بگذاريد و بعد جعبه را به داخل آب بيندازيد.

 

گام پنجم

تمام اوقات خود را با دوستانتان پر کنيد. اين اقدام به شما کمک مي کند تا در زمانهايي که در کنار دوستان خود هستيد کمتر احساس رنجش و ناراحتي بکنيد.

 

گام ششم

فعاليتهايي را انتخاب کنيد که همه وقت شما را پر کند، ذهن شما را به خود مشغول کند و حتي حواستان را پرت کند تا اعتماد از دست رفته تان را به دست آوريد. هر روز به مدت مشخصي شروع به دويدن کنيد. به کلاسهاي يوگا برويد و يا حتي سعي کنيد يک زبان جديد بياموزيد. فراموش نکنيد که نبايد غم و اندوه را در درون خود حبس کنيد بلکه آن را تخليه کرده و با ديگران در ميان بگذاريد.

 

گام هفتم

به طور پيوسته فعاليتهاي اجتماعي خود را حفظ کنيد و به ورزش ادامه دهيد هر گاه احساس رنجش شديد کرديد حتما با يکي از نزديکان خود صحبت کنيد بنابراين به حفظ رابطه دوستانه بسيار توجه کنيد و به خاطر داشته باشيد که هيجاناتي مانند غم، خشم، ترس، گناه و ... از ويژگي هاي طبيعي شرايط شماست. تمرکز بيش از حد و يا ناديده گرفتن اين هيجانات فرآيند سلامتي شما را به شدت تحت تاثير قرار مي دهد بنابراين بنويسيد، گريه کنيد، درددل کنيد و ... اما احساساتتان را محبوس نکنيد.

مراجعه به يک روان شناس هم اکيدا توصيه مي شود.

 

منبع :تبيان/بیتوته


نویسنده : admin
بازدید : 36


همه دختران و پسراني که سر سفره عقد مي نشينند، تصميم مي گيرند که يک زندگي رويايي را شروع کنند. اما بعضي از همين زوج ها در روزهاي اول بعد از عقدشان، به دلايل توجه نکردن به چند مسئله جزئي ولي مهم به اين نتيجه مي رسند که با همسرشان توافق ندارند. گاهي اين مشکلات روي هم جمع مي شوند تا حدي که اين زوج جوان به خانه بخت هم نمي رسند و تمام آن آرزوهاي رويايي بر باد مي رود!

 

همسر مناسب باشيد

هر جواني قبل از عقد بايد بداند که تنها 50 درصد خوشبختي در زندگي در گروي انتخاب همسر مناسب است. يعني زماني که فردي ازدواج مي کند بايد بداند که 50 درصد ديگر به خودش مربوط است يعني اين که او هم بايد يک همسر مناسب باشد.

 

پس رمز خوشبختي بعد از ازدواج اين است که هر فردي تلاش کند براي همسرش، همسري ايده آل باشد. چون اگر فردي به اين نتيجه برسد و براي خوب بودن براي همسرش تلاش کند، خيلي از مشکلات زندگي اش را حل شده خواهد ديد.

 

رعايت مسائلي که در دوران عقد بسيار مهم است

زماني که جوانان در دوره عقد هستند، بايد به چندين نکته بسيار مهم توجه کنند تا مشکلات مهمي براي آنان ايجاد نشود. رفتار زن و شوهرها در دوران عقد از اهميت ويژه اي برخوردار است که اگر با رعايت ملاحظات نباشد، ممکن است آرامش يک زندگي را به صورت جدي تهديد کند. در ادامه با 4 نکته از مسائل مهم دوران عقد آشنا مي شويد.

 

معجزه‌اي به نام دوستت دارم

زوج ها بايد بدانند که محبت يک مفهوم نظري است که در قلب مکتوم است اما مودت يک واژه و مفهوم عملي است که بايد ابراز شود. گاهي اصلا مهم نيست که ما چه قدر نسبت به همسرمان محبت قلبي داريم بلکه مودت عملي ما مهم است. خريد يک شاخه گل براي همسرمان نشان مي دهد که محبت ما به همسرمان بدون عمل نيست.

 

زن و شوهرها در زمان عقد از گفتن جمله هاي احساسي مانند «دوستت دارم» براي خوشحال کردن يکديگر، زياد استفاده کنند. پيامبر اکرم(ص) در اين باره مي فرمايند: اين که مرد به زنش بگويد دوستت دارم، هرگز از قلب زن بيرون نمي رود.

 

امروزه روان شناس ها بررسي کرده و متوجه شده اند که بعضي جملات به دليل قوي بودن حافظه بلند مدت خانم ها، از ذهن شان پاک نمي شود. بهتر است زن و شوهرها در همه لحظات زندگي شان از جملات محبت آميز استفاده کنند و فکر نکنند فقط در مواقعي که سرشار از عشق هستند، بايد جملات احساسي بيان کنند.

 

به ظاهر يکديگر توجه کنيد

تاريخ مناسبت هاي مهم زندگي مشترک تان را از همين روزهاي ابتدايي، يادداشت کنيد تا فراموش نکنيد! تاريخ عقد، ازدواج، تولد يکديگر و ... براي خانم ها به خصوص در روزهاي ابتدايي زندگي مشترک، از اهميت ويژه اي برخوردار است. زن و شوهرها هر بار که يکديگر را مي بينند، حتما و حتما به نکات ظاهري همسرشان توجه کنند و درباره آن با هم صحبت کنند. پيراهن جديد شوهر يا مدل موي جديد خانم، اگر با واکنش خوب همسرش روبه رو شود، نشان دهنده اين است که زوجين خيلي به هم اهميت مي دهند و همين در تقويت پايه هاي يک زندگي مشترک تاثير زيادي دارد.

 

فکر بد ممنوع

چندين اشتباه بد هم در دوران عقد وجود دارد که زوجين جوان به هيچ وجه نبايد به آن ها دچار شوند. مثلا زوج ها هيچ وقت نبايد همسرشان را با ديگران مقايسه کنند چون هيچ انساني از مقايسه شدن خوشش نمي آيد. مقايسه کردن همسر در جمع هاي فاميلي يا دوستانه بسيار بدتر است و آسيب هاي جبران ناپذيري را روي روابط زن و شوهرها مي گذارد. زوج ها بايد يکديگر را محترمانه خطاب کنند تا ديگران هم با احترام با آن ها برخورد کنند. اگر زن و شوهري در جمع هاي فاميلي با کلمات نامناسب همديگر را صدا کنند، مطمئن باشند که بقيه هم همان طور آن ها را صدا خواهند کرد.

 

زوج ها نبايد حتي در ذهن هاي شان هم نسبت به هم نظر سوء داشته باشند. وقتي مرد يا زني نسبت به همسرش مدام فکرهاي بد کند، روي رفتارش تاثير مي گذارد و در ارتباط با همسرش به مشکل بر خواهد خورد.

 

عقدتان را خاطره انگيز کنيد

گفتن چند توصيه به زوج هاي جوان براي اين که دوره عقدشان خاطره انگيزتر شود، خالي از لطف نيست. زن و شوهرها تا مي‌توانند در دوران عقد از يکديگر عکس بگيرند. گاهي اين عکس‌ها را به يکديگر هديه بدهند و تاثير آن را در زندگي شان ببينند! گاهي پيش آمده که زن و شوهري به دلايلي با هم قهر کرده و وقتي در تنهايي خودشان عکس هاي يکديگر را ديده اند، براي آشتي پيش قدم شده اند. زوج ها در دوران عقد بايد اولا علايق همسرشان را کشف کنند و در مرحله بعد به آن علايق احترام بگذارند! مثل خريد گل مورد علاقه يا درست کردن غذاي مورد علاقه همسر، باعث تثبيت محبت در قلب زوج ها مي شود. زوج ها بايد در برابر ابراز علاقه همسرشان، پاسخ مناسبي بدهند. گاهي پيش مي آيد که زني از شوهرش مي پرسد که آيا من را دوست داري!؟ در اين مواقع مردها نبايد به گونه اي رفتار کنند که گويي، مردد هستند. يعني بايد هيجاني و سريعا به همسرشان اظهار علاقه کنند تا رابطه شان سرد نشود.

 

بالاخره شما داماد اين خانواده ايد

در زمينه رفت و آمدهاي دوران عقد، زن و شوهرها بايد بدانند که هرچه قدر هم با خانواده همسرشان رابطه خوبي داشته باشند نبايد فراموش کنند که مهمان خانواده همسرشان هستند. اين که بدون اجازه مثلا در يخچال خانه همسرشان را باز کنند يا کانال هاي تلويزيون را عوض کنند، ممکن است نشانه بي احترامي به خانواده همسر باشد. در نتيجه زوج ها در خانه والدين همسرشان نبايد اجازه خيلي کارها را به خودشان بدهند. درباره ميزان رفت و آمد در دوران عقد هم به دو شکل کمي و کيفي مي توان برنامه ريزي کرد.

 

زوج ها براي تعيين ميزان رفت و آمد صحيح و بدون مشکل در دوران عقد بايد با يکديگر هماهنگ باشند. زمان کمي يعني خانواده همسرتان بداند که شما بي نظم و برنامه به خانه شان نمي رويد، بلکه مثلا يک روز اول هفته و يک روز آخر هفته به آن جا مي رويد. زمان کيفي هم يعني مثلا شما از نظر زمان کمي بايد شنبه و چهارشنبه ها به خانه همسرتان برويد ولي چون امروز پدر همسرتان مريض است، بهتر است براي عيادت او به منزل آن ها برويد. براي تعيين بهترين زمان کمي و کيفي هم زن و شوهرها بايد با هم مشورت کنند تا به بهترين زمان برسند.

منبع:خراسان/بیتوته


نویسنده : admin
بازدید : 38


ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

 

عشق ورزيدن به همسر

 

دوستي وقتي همسرش مسافرت بود،روي بعضي از سراميک هاي سفيد رنگ خانه،عکس و گل و شکلات چسبانده بود و روي چند عدد از آنها کلمات و جمله هاي محبت آميز نوشته بود، باور کنيد همسرش تا مدت ها سراميک ها را تميز نکرده بود که مبادا نوشته ها پاک شود! تصور کنيد که عشق آنها، با اين کار آقا، چقدر تازه شد!

 

در قسمت اول يکي از مهمترين آفت هايي که عشق زن و شوهر را تحت الشعاع قرار مي دهد را، بررسي کرديم و گفتيم که عشق مثل گل است ، آب مي خواهد و توجه.

 

حال به برسي چند راه کار براي روشن نگه داشتن آتش عشق مي پردازيم.

 

اولين راه اين است،از ابراز محبت و عشق ورزيدن نسبت به يکديگر دريغ نکنيد؛ ابراز محبتِ به موقع در زندگي مشترک ، علاقه ، نشاط و طراوت به وجود مي آورد.

 

عشق ورزيدن و ابراز محبت فقط لازمه روزهاي نخستين ازدواج نيست؛ بلکه با گذشت زمان نهال نوپاي زندگي به درختي تناور تبديل مي شود که نياز بيشتري به آبياري دارد؛ با ابراز محبت و عشق ورزيدن و علاقه به هم، مي توان اين درخت تناور را براي هميشه با نشاط ، بارور و با طراوت نگه داشت.

 

راه هاي مختلفي براي ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي وجود دارد، دوستي وقتي همسرش مسافرت بود،روي بعضي از سراميک هاي سفيد رنگ خانه،عکس و گل و شکلات چسبانده بود و روي چند عدد از آنها کلمات و جمله هاي محبت آميز نوشته بود، باور کنيد همسرش تا مدت ها سراميک ها را تميز نکرده بود که مبادا نوشته ها پاک شود! تصور کنيد که عشق آنها با اين کار آقا، چقدر تازه شد!

 

براي عشق ورزيدن در زندگي زناشويي عاشقانه به هم نگاه کنيد ،گرم و صميمي باشيد.نحوه نگريستن هر يک از ما به ديگري به « چگونه بودن ما» بستگي دارد؛ نه به" چگونه بودن او". همسران ، تماشاچي زندگي يکديگر نيستند؛ بلکه شريک مشاهده شده زندگي يکديگرند.

 

زني مي گفت:" از زماني که ازدواج کرده ام ، شوهرم بيشتر ترجيح مي دهد که به جاي مصاحبت با من ، برنامه ورزشي تلويزيون را تماشا کند؛ يک بار به او اعتراض کردم که «چقدر ژوليده اي» ،او هم پاسخ داد: تو «هم شلخته اي»

 

اين بحث بيهوده و زيان آور نشانگر آن است که چگونه همسران به جاي عشق ورزيدن و ابراز محبت به هم ، ممکن است در جستجوي برشمردن عيب هاي يکديگر باشند. اين يک طريق نگاه کردن به زندگي است؛ اما شيفتگي شما وقتي حاصل مي شود که فکر کنيد همسر شما فردي باشکوه ، ناب، صميمي ، خوش خلق و باهوش است.

 

يک راهکار اين است که از چشمان يک مرد و يا يک زن غريبه به همسر خود نگاه کنيد، از چشمان جنس مخالف همسرتان را برانداز کنيد، او چقدر جذاب است؟

 

اين شيوه نگرش به زندگي به ما مي آموزد به جاي اين که عشق را جستجو کنيم ، با عشق ورزيدن و محبت به زندگي نگاه کنيم. «زبانِ نگاه» زبان م?ثري است. شما با نگاه کردن به طرف مقابل، به او مي فهمانيد که به صحبت کردن با او علاقه مند هستيد. اگر او سخن مي گويد، شما با تبسم ، به صورت و چشم او نگاه کنيد. اين حالات شما، اثر معجزه آسايي در ايجاد صميميت و عشق شما دارد.

 

يك مشاور مي گفت: من كه وظيفه گوش دادن به درد دل هاي مراجعين را دارم متوجه شدم بسياري از زوج ها در گفته هاي خود اعتراف ميكنند كه وقتي همسر آنها با جملات سرد و ناشي از بي اعتمادي صحبت مي كند و او را نگاه نمي کند، ناخودآگاه از زندگي نااميد شده و ترجيح ميدهند در تنهايي با خود خلوت كنند.

 

چگونه از كسي كه با او رفتار دوستانه نداريد انتظار رفتار عاشقانه و صميمي و بدون اشتباه داريد؟

زن وشوهر ممكن است در مواجهه با اقوام و دوستان و حتي در محيط كار، روابط گرم و صميمانه برقرار كنند (رو در بايستي دارند) و با ديگران با ملاحظه و مهربانانه صحبت كنند اما هنگام برخورد با همسر خود ناگهان فرد ديگري شوند، اگر چه همه اين گونه نيستند اما بيشتر آنها در فرهنگ ما مي گويند: با همسر خود كه تعارف نداريم. بنابراين به خود اين اجازه را ميدهند كه با او خيلي گرم و صميمي برخورد نكنند، كه اين كار اشتباه است.

 

جاذبه ظاهري داشته باشيد.آنچه همسرتان مي بيند برايش بسيار مهم است و كشش يا دافعه ايجاد مي كند. بسيار مهم است كه خود را براي همسر خود سرحال و جذاب نگه داريد. بعد از ازدواج شما يك مسئوليت مهم داريد كه نبايد با خود خواهي از زير آن شانه خالي كنيد.

 

 جملات " اي بابا، شکم گنده ، اعتباره بازاره" و يا " مگه من با بچه و کار بيرون و کار خونه، وقت مي کنم که آرايش کنم ؟" که گاها از زن و شوهر ها شنيده مي شود، باعث تاسف است.

 

بايد هميشه خود را آراسته كنيد، نسبت به يکديگر عشق ورزي داشته باشيد ،بايد از نظر بدني متناسب باشيد از پوست و موي خود مراقبت كنيد و از نظر روحي فردي پرانرژي باشيد.

 

همه اين كارها نه تنها به دوام زندگي زناشويي و عشق ورزي در طول زندگي به شما كمك مي كند، بلكه سبب اعتماد به نفس بالاي شما مي شود.

 

در قسمت سوم ببينيم زماني که با همسرمان هستيم را چگونه بگذرانيم تا از لحظه لحظه ي آن لذت ببريم.

منبع: تبيان/بیتوته


نویسنده : admin
بازدید : 36


طرح سؤال ، دريچه اي است كه به سوي شناخت از يكديگر گشوده مي شود. البته مهم اين است كه به سؤال ها چگونه پاسخ داده شود. نحوه پاسخ دادن به سؤال ها، تصويري از طرف مقابل در ذهن ديگري مي سازد. هرچه پاسخ ها واقعي تر و صادقانه تر باشند تصويري هم كه ساخته مي شود صحيح تر خواهد بود. اين امر كمك مي كند تا زن و مرد راه بهتري را در زندگي پيدا كنند، اين راه مي تواند به ازدواج و يا قطع رابطه و عدم ازدواج ختم شود. رسيدن به هر يك از اين راه ها در صورتي كه عاقلانه و درست باشد به نفع زن و مرد است.

 

 

 

البته بايد در نظر داشت كه هيچ پاسخي درست يا اشتباه نيست.هدف از طرح پرسش، اين است كه متوجه شويد در شرايط خاص مورد نظر، چه رفتاري داريد و درباره گذشته و آينده چگونه فكر مي كنيد. براي خشنود كردن نامزدتان پاسخ هايتان را تغيير ندهيد و از پاسخ هاي زيركانه اي كه بيانگر حقيقت نيستند خودداري كنيد. پاسخ هاي غيرواقعي به منظور پيشگيري از جر و بحث، به نفع هيچ كس نيست.بهتر است به جاي نامزدتان هم پاسخ ندهيد و عقيده خاص خود را بيان كنيد .مثلاً : اگر از شما مي پرسند آيا بچه مي خواهي يا نه؟ پاسخ ندهيد كه نامزدم بچه نمي خواهد.

 

 

 

 

 

- سعي كنيد خصوصيات و خواسته هاي خود را كشف كنيد.

 

 

وقتي درباره خودتان به اين شناخت دست يافتيد، مي توانيد تصميم بگيريد كه آيا نامزدتان مي تواند در رسيدن به خواسته هايتان شريك زندگيتان باشد يا نه.

 

 

 

- پاسخ هايتان بايد روشن كند كه شما در زندگي مشترك چه انتظاراتي از همديگر داريد،

 

در ضمن با اين پاسخ ها مي توانيد اولويت ها و رفتارهايي را كه حاضر به ترك آن نيستيد، نشان دهيد. اگر در خانه شلخته هستيد و نمي توانيد خود را تغيير دهيد، بهتر است تا نامزدتان از اين خصوصيت شما آگاهي داشته باشد.

 

 

 

 

- به پاسخ هاي يكديگر گوش كنيد، اما دخالت نكنيد،

 

اين تمرين ها براي آن است كه درباره همديگر بيشتر بدانيد نه اين كه همديگر را تغيير دهيد. بهتر است فكر كنيد آيا مي توانيد با نامزدتان همين گونه كه هست و بي آن كه توقع داشته باشيد كه تغيير كند، زندگي مشترك تشكيل بدهيد؟

 

 

 

يكسان بودن پاسخ ها و پرسش هاي مطرح شده، كليد خوشبختي در زندگي زناشويي نيست، بلكه برخورد شما با تفاوت ها تعيين كننده است. وقتي شما و نامزدتان در پاسخ به يك پرسش اختلاف عقيده داريد، راهنمايي هاي پيشنهادي «در شيوه گفتگو درباره تفاوت ها» را به كار بگيريد، زيرا به شما كمك مي كند تا اختلاف هايتان را به تدريج حل كنيد، وقتي دستتان را براي نامزدتان رو مي كنيد، آسوده مي شود. به او مي گوييد: «ظاهر و باطن، من اين هستم.» خودتان را صادقانه آشكار مي كنيد، باري از روي دوش خود برمي داريد و به اصطلاح توپ را در زمين بازي نامزدتان مي اندازيد و به او اين امكان را مي دهيد كه بدون هيچ فرض نادرستي تصميم بگيرد و شما را بپذيرد.

 

 

 

اما وقتي نظر او براي شما قابل قبول نيست چه بايد بكنيد؟ اگر با پاسخ هاي نامزدتان موافق نباشيد، چه خواهد شد؟ پي بردن به تفاوت ها به معناي اعلام ختم رابطه نيست، هرگز عدم اختلاف نظر، راز موفقيت زندگي مشترك به حساب نمي آيد، اختلاف نظر با نامزدتان، فرصتي است تا مهارت هاي «مديريت تفاوت ها» را بياموزيد.

 

 

 

 

توجه داشته باشيد:

 

 

مديريت تفاوت ها و نه مديريت حل اختلاف . زيرا لزومي ندارد كه گفتگو درباره تفاوت ها به اختلاف منجر شود.طبيعي است كه از دست نامزدتان عصباني و دچار سردرگمي و سرخوردگي بشويد، احتمالاً از دست دوستتان، رئيس و حتي همسايه تان هم دچار همين حالات مي شويد. اما با كمي تلاش مي توان ديدگاه هاي متفاوت را بدون اين كه به مشاجره ختم شود به هم نزديك كرد، مگر آن كه به شدت ستيزه جو باشيد.

 

 

 

نامزدي

 

 

 

گذشته شما

 

 

 

توجه به گذشته خود و تأثير آن بر شكل گيري شخصيت شما و خواسته هايتان در زندگي، نخستين گام هاي آمادگي براي ازدواج است. معمولاً زندگي پدر و مادرها سرمشق زندگي ما مي شود و اگر از اين سرمشق خوشمان بيايد، كم و بيش مي دانيم كه شريك زندگيمان بايد چه خصوصياتي داشته باشد، اما اگر همان طور كه بزرگتر مي شويم، از رابطه پدر و مادرمان خوشمان نيايد، مي توانيم آن را با الگوي مد نظرمان عوض كنيم.به دقت به روابط افرادي كه شما و نامزدتان در كنار آنها بزرگ شده ايد، توجه كنيد. ويژگي هايي را كه موجب ايجاد روابطي استوار و شاد شده و آنها كه سبب تلخي زندگي شده اند به ياد بياوريد، مشخص كنيد چه نگرش ها و رفتاري روابط اين افراد را تيره و تار مي كند. از اشتباهات و موفقيت هاي ديگران بياموزيد. اما توجه داشته باشيد كه خودتان را با آنها مقايسه و يا تشبيه نكنيد. تصميم بگيريد تجربيات مثبت را به كار ببنديد و از رفتارهاي منفي دوري كنيد.

 

 

 

اگر از موهبت داشتن پدر و مادري خوشبخت برخوردار هستيد، اين شانس را داريد كه بفهميد ازدواج موفق به چه عواملي نياز دارد. تك تك پرسش ها را با صداي بلند براي نامزدتان بخوانيد و هريك جداگانه بي آنكه حرف يكديگر را قطع كنيد به آنها پاسخ دهيد، سپس در اين باره صحبت كنيد كه آيا پاسخ هايتان بر زندگي مشتركتان تأثير خواهند گذاشت يا نه و تأثيرش چگونه است.

 

 

 

 

 

به عقيده شما چه عاملي پدر و مادرتان را در كنار هم نگه داشته است؟

 

 

 

دوست داريد چه ويژگي هايي از زندگي پدر و مادرتان در زندگي شما هم وجود داشته باشد؟

 

 

 

از چه ويژگي هاي زندگي پدر و مادرتان خوشتان نمي آيد؟

 

 

 

پدرتان چه رفتاري با مادرتان داشت؟ مادرتان چه رفتاري با پدرتان داشت؟

 

 

 

آيا شما و نامزدتان مي خواهيد كه همان رفتار پدر و مادرهايتان را نسبت به همديگر داشته باشيد؟

 

 

 

 

تأثير طلاق بر آينده فرزندان

 

 

 

پژوهش ها نشان داده است كودكاني كه پدر و مادرشان از هم جدا شده اند و بيشتر سال هاي رشد را فقط با پدر يا فقط با مادر گذرانده اند، به احتمال زياد در زندگي زناشويي خود نيز مشكل داشته باشند، اما اين به آن معني نيست كه نمي توان تغييري در اين تقدير ايجاد كرد. مي توانيد علل عدم موفقيت زندگي مشترك پدر و مادرتان را بررسي كنيد و با اجتناب از آن رفتارها، شانس موفقيت خود را در زندگي زناشويي افزايش دهيد.

 

 

 

 

در جستجوي همسر

 

 

 

نه تنها به دنبال شخصي مي گرديم كه آينده مان را با او سهيم شويم، بلكه فردي را مي خواهيم كه بخشي از گذشته مان نيز با او مشترك باشد. اگر پدر و مادر يا قوم و خويشي را تحسين مي كرديم كه مرفه بود، به احتمال زياد در پي همسري هستيم كه از نظر مالي تأمين باشد و احياناً كمبودهايي را كه در دوران كودكي و نوجواني، احساس مي كرديم پر كند. اگر احساس مي كنيد كه دوران كودكي و نوجواني تان بيش از حد جدي بوده است و خواهان شوخي و خنده بوده ايد، احتمالاً خواهان همسري هستيد كه شما را سرگرم كند و بخنداند.

 

 

 

پاسخ هاي شما به پرسش هاي مربوط به گذشته مهم هستند، زيرا موجب مي شوند تا بتوانيد وضعيت هاي نشاط آور و دردآور زندگي تان را تشخيص دهيد. با گفتگو درباره اين رويدادها مي توانيد تصميم بگيريد كه براي ايجاد يك زندگي خانوادگي شادمان، چه اقداماتي بايد انجام دهيد.

 

 

 

نامزدي

 

 

به هنگام مرور پاسخ هايتان نكات زير را به ياد داشته باشيد:

 

 

 

اگر بيشتر پاسخ هايتان مثبت و شاد است، با گذشته تان در صلح هستيد و احتمالاً خواستار زندگي مشتركي هستيد شبيه به فضايي كه در آن بزرگ شديد، چنانچه كل پاسخ هايتان منفي باشد، احتمالاً ناراحتي يا خشمي را از گذشته با خود حمل مي كنيد. درباره شيوه هاي رفع اين خشم، گفتگو كنيد و ببينيد به عقيده شما اين آزردگي چه تأثيري بر انتظارات شما از زندگي زناشويي مي تواند داشته باشد.وقتي از شما پرسيده شد كه دوست داريد زندگيتان شبيه به زندگي چه افرادي باشد آيا شما و نامزدتان يك زوج واقعي را مثال زديد يا شخصيت هاي يك فيلم را؟ آيا مدت ها با اين زوج معاشرت كرده بوديد يا فقط داستان آنها را بر صفحه تلويزيون ديده بوديد؟ الزامي ندارد كه همه الگوهاي خوب روابط در يك زوج وجود داشته باشند. شما مي توانيد اميدوار باشيد كه ويژگي هاي گوناگون زوج هاي مختلف را سرمشق قرار دهيد. براي نمونه مي توانيد مهر و محبت يك زوج و صرفه جويي زوج ديگر را آرمان خود قرار دهيد.

 

 

 

 

 

نقش پدر و مادر در ازدواج

 

 

 

تعداد كساني كه رها از پدر و مادر، زندگي زناشويي را آغاز مي كنند، اندك است. چه پدر و مادرتان را دوست داشته باشيد، چه از آنها دوري كنيد و حتي اگر هيچ گاه آنها را نشناخته باشيد، به هرحال بخشي از زندگي مشترك شما هستند و ميزان دخالت آنها در زندگي شما يكي از موضوع هاي معمول اختلاف و بگو مگوي شما و همسرتان خواهد بود.

 

 

 

هر كدام جداگانه پاسخ هايتان را به پرسش هاي زير بنويسيد، پرسش ها در رابطه با پدر و مادر هر يك از شماست نه پدر و مادر همسرتان، سپس درباره پاسخ، گفتگو كنيد و ببينيد به عقيده شما چه تأثيري (مثبت يا منفي) بر زندگيتان خواهند داشت.

 

 

 

آيا والدينتان نامزدتان را مي پسندند؟

 

 

 

آيا مهم است كه پدر و مادرتان، نامزدتان را دوست داشته باشند؟

 

 

 

چنانچه نامزدتان مورد تأييد پدر و مادرتان نباشد، چه تأثيري بر زندگي مشتركتان خواهد داشت؟

 

 

 

اگر پدر و مادر و نامزدتان با هم اختلاف داشته باشند، احتمالاً از كدام طرف جانبداري مي كنيد؟

 

 

 

قابل درك است كه هر يك از شما با پدر و مادر خودتان راحت تر باشيد تا پدر و مادر آن يكي، هر چه باشد، شما به مدت يك عمر پدر و مادرتان را مي شناسيد. در حالي كه احتمالاً تازه با پدر و مادر نامزدتان آشنا شده ايد، اما هميشه به ياد داشته باشيد كه پدر و مادر همسرتان، پدر و مادر همسرتان هستند، تحقير يا بي احترامي به آنها هيچ تفاوتي با توهين به پدر و مادر خودتان ندارد.

منبع:beytoote

 

 

 


نویسنده : admin
بازدید : 392


انتخاب همسر هميشه حساس و نيازمند دقت است. اما اگر در يکي از 10 موقعيت زير قرار داريد، اين حساسيت برايتان بيشتر هم خواهد بود. بنابراين بي گدار به آب نزنيد و مرحله به مرحله با سنجش شرايط آينده پيش برويد.

 

 1- زيبايي خيره کننده

شما دختر زيبايي هستيد و هم خودتان و هم اطرافيانتان انتظار داريد همسري که انتخاب مي کنيد به اندازه خودتان زيبا باشد؛ شما پسر خوش تيپ و خوش هيکلي هستيد و دوست داريد همسري داشته باشيد که از اين لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ شما به تازگي با فردي آشنا شده ايد که بسيار زيباست و واقعا شما را مجذوب خودش کرده است؛ همين جا بايستيد: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار داريد!

 

شکي نيست که همه ما زيبايي را دوست داريم و به سمت آن جذب مي شويم، اما وقتي نقش زيبايي در انتخاب ما بيشتر از حد معقول باشد، دردسرهايمان هم شروع مي شود. بهتر است قبل از اينکه کسي را براي خودتان انتخاب کنيد، اولويت هايتان را مشخص کنيد: با اينکه زيبايي برايتان اهميت زيادي دارد، اما چه چيزهايي هست که برايتان از زيبايي اهميت بيشتري دارد؟ چه معيارهايي را حاضريد فداي زيبايي کنيد و از چه معيارهايي به هيچ وجه حاضر نيستيد بگذريد؟ آيا اگر اين فرد اين همه زيبا نبود، بازهم او را انسان خوبي مي دانستيد؟

 


ادامه مطلب
نویسنده : admin
بازدید : 519


دقت کنید شخصی را که برای ازدواج انتخاب می کنید، آیا شخصیت اجتماعی، یعنی مجموعه حرکات، رفتارها، آدابِ معاشرت و برخورد اجتماعی اش با عقاید شما همخوان هست یا خیر؟

دقت کنید شخصی را که برای ازدواج انتخاب می کنید، آیا شخصیت اجتماعی، یعنی مجموعه حرکات، رفتارها، آدابِ معاشرت و برخورد اجتماعی اش با عقاید شما همخوان هست یا خیر؟ اگر همخوانی وجود داشت تحقیقات جزیی در مورد خانواده اش به عمل آورید و خانواده او را با خانواده خود از لحاظ اقتصادی ، اجتماعی مقایسه کنید، اگر در یک ردیف بودید در مورد او فکر کنید .


ادامه مطلب
نویسنده : admin
بازدید : 387


 

 

جهان هستی و خلقت بر زوجیت استوار شده است؛ زوجیت قانون حیات و بقاست. در میان انسان‌ها حساس‌ترین انتخاب در طول زندگی، انتخاب همسر است که براساس آن نهاد خانواده شکل می‌گیرد.

 

والاترین هدف و کارکرد خانواده تکمیل هویت و تأمین آرامش همسران است.

 

در سایه ی آرامش، انسان‌ها به رشد و بالندگی مناسب دست می‌یابند و خلاقیت‌های خود را بروز می‌دهند.

مهر و محبت‌، صمیمیت و وفاداری از مهم‌ترین عوامل پایندگی و تقویت نهاد خانواده است، همچنان که حفظ کانون خانواده یکی از اصلی‌ترین تکالیف هر یک از همسران محسوب می‌شود. شایسته است همسران با شناخت کامل تفاوت‌های یکدیگر و یادگیری روش‌های ابراز محبت‌ و دستیابی به تفاهم، سعادت خود و خانواده را بیمه نمایند و از کوتاه ترین لحظه‌های با هم بودن بیشترین بهره‌ها را ببرند؛

همسرداری مهارتی است که زن و شوهر (زوجین) با شناخت توانمندی‌ها، تفاوت‌ها و حساسیت‌های یکدیگر بتوانند به نیازهای جسمی، عاطفی، روانی طرف مقابل پاسخ دهند، به‌طوری که هر دو احساس رضایت خاطر نموده به آرامش نسبی دست یابند.

تفاوت‌های روانشناختی زنان و مردان در زندگی مشترک

- میزان اعتماد به نفس زنان با احساس اطمینان آنان از «دوست‌داشته شدن» رابطه ی مستقیمی دارد، در حالیکه مردان زمانی از اعتماد به نفس کافی برخوردارند که بتوانند در خواست‌های همسران خود را برآورده کنند.

 

- زنان دوست دارند برای حل شدن یک موضوع درباره ی آن صحبت کنند (حتی اگر وقت زیادی صرف نمایند)؛ در حالی که مردان این عمل  زنانه را پرحرفی تلقی می‌کنند.

 

- زنان دوست دارند که شوهرانشان محبت خود را ابراز کنند و به آنان بگویند که چقدر دوستشان دارند، اما مردان فکر می‌کنند که همسرانشان باید بدانند که «من فقط او را دوست دارم،» و نیازی به گفتن نیست.

 

- وقتی مردان از زنان خود حمایت می‌کنند، آنان را در حل مشکلاتشان توانمند‌تر می‌سازند، و به زندگی امیدوارتر و علاقه‌مندتر می‌کنند.

 

- زنان فرمان بردن را دوست دارند ولی معتقدند این فرمان بردن باید عاشقانه باشد، در این صورت حاضر به هر گونه ایثار و فداکاری خواهند بود.

 

- هنگامی که مردان دیر می‌کنند، زنان با سوال‌های «چرا دیر کردی؟» کجا بودی؟ و...»  در حقیقت دلواپسی و نگرانی توأم با عشق و علاقه را به همسر خود ابراز می‌کنند، اما شوهران فکر می‌کنند که همسرانشان می‌خواهند آنها را زیر سوال ببرند و افراد بی‌مسوولیت و غیر مطمئنی جلوه دهند.

 

- وقتی شوهران فکر می‌کنند که برای زندگی و همسرشان مفید هستند، احساس ارزشمندی و توانمندی می‌نمایند ولی زنان زمانی این احساس را دارند که فکر کنند برای همسرانشان عزیز هستند.

 

- مردان پس از گوش کردن به صحبت‌های همسر خود بلافاصله می‌خواهند مشکل را حل کنند، بنابراین به راهنمایی آنان می‌پردازند، در صورتی که شاید زنان فقط می‌خواستند احساساتشان را بیان کنند.

 

- زنان میزان ارزشمندی و علاقه‌ شوهرانشان را به خود با میزان برآورده شدن خواسته‌هایشان محک می‌زنند.

 

مردان یا باید سعی کنند خواسته‌های منطقی آنان را برآورده کنند و یا آنان را با دلایل صحیح متقاعد سازند.

 

کلیدهای برقراری ارتباط صحیح با خویشان همسر

 

1- به خانواده ی همسرمان نیز به اندازه ی خانواده ی خود احترام بگذاریم.

2- با خانواده ی همسر خود همان گونه رفتار کنیم که با خانواده ی خود رفتار می‌نماییم.

3- به هیچ یک از خانواده‌ها اجازه ی دخالت در زندگی خود را ندهیم. در صورتی که خانواده‌ها قصد راهنمایی داشته باشند، فقط از تجربه‌های آنان استفاده کنیم و تصمیم‌ نهایی را با مشورت همسر خود اتخاذ نماییم.

4- در صورت بروز اختلاف، از در میان گذاشتن موضوع با نزدیک ترین خویشاوندان نیز پرهیز کنیم.

5- در حضور خویشان به همسر خود بیشتر توجه کنیم و او را در گفت‌وگو‌ها شرکت دهیم.

6- در صورت بروز مشکل از سوی خانواده ی زن یا مرد، عضو همان خانواده باید مشکل را حل کند، زیرا هر یک از همسران به خوبی خانواده ی خود را می‌شناسند و بهتر می‌توانند چاره‌جویی نمایند.

7- از چشم وهم چشمی و حسادت بپرهیزیم.

8- به آداب و رسوم خانواده ی همسرمان احترام بگذاریم؛ چنانچه برخی از آنها را صحیح نمی‌دانیم هرگز آنان را به خاطر پایبندی به آداب و رسوم خود استهزا نکنیم.

9- لازم است گاهی همسران به تنهایی به دیدار خانواده ی خود بروند.

10- این واقعیت را بپذیریم که علاوه بر همسر، پدر و مادر حق مسلمی برگردن ما دارند، بنابر این در صورت ضرورت، هر یک از همسران باید به خوبی از خانواده خود حمایت کنند.

 

منبع : تبیان

 


نویسنده : admin
بازدید : 262


خداوند به مرد جفتی از جنس خودش عطا کرده تا با او انس و الفت بگیرد. با یکدیگر زندگی کنند در کنار همدیگر آرامش و آسایش داشته باشند. تشریک مساعی نمایند، خانه و مدرسه بسازند، آموزش و پرورش دهند، تجربه بیاموزند و به تکامل برسند. در محیط تغییرات به وجود آورند، رشد نمایند و رشد دهند.

 

پسر و دختر جوانی که با هم ازدواج می‌کنند در واقع تولد تازه‌ای را آغاز می‌کنند و در اقیانوس تازه‌ای وارد می‌شوند که اگر تجربه و کار آموزی قبلی را نداشته باشند ، حداقل باید از هوش و فراستی برخوردار باشند که بتوانند در جزر و مد اقیانوس، گم و سرگردان نشوند.

 

بعضی‌ها می‌گویند موفقیت ازدواج ، بستگی به این دارد که تا چه اندازه به عشق متعهد هستید. عده‌ای موفقیت روابط صمیمانه را به بخت و اقبال نسبت می‌دهند. جمعی دیگر هم به شور و اشتیاق و به وجود علایق و یا ارزش‌های مشترک اشاره می‌کنند.

 

بعد از بررسی صدها رابطه به این نتیجه رسیدیم کسانی که در روابط صمیمانه ی خود موفق می‌شوند از مهارت‌های ویژه‌ای برخوردارند. به این نتیجه رسیدیم که روابط پایا و پردوام را زوج‌هایی تحقق می‌بخشند که با مهارت‌های میان شخصی مانند گوش دادن، ارتباط روشن، مذاکره، برخورد موثر با خشم و چیزهای دیگر آشنایی دارند.


ادامه مطلب
نویسنده : admin
بازدید : 221


آميزش: نزديكى كردن و جماع با همسر و كنيز

در قرآن، دوازده واژه به جاى آميزش به كار رفته كه به مقتضاى ادب قرآنى، كاربرد آن‌ها در آميزش، كنايى است. اين واژه‌ها عبارتند از: مَسّ: در آيات 236 و 237 بقره/2؛ 47 آل‌عمران/3؛ 20 مريم/ 19؛ 49 احزاب/ 33؛ 3 و 4 مجادله/58‌، لمس: در آيات 43 نساء/4؛6 مائده/5‌، اِتيان: آيات 222 و 223 بقره/2، مباشرت: دوبار در آيه 187 بقره/2، دخول: دوبار در آيه 23 نساء/4، رَفَثْ: به معناى سخنان جنسى هنگام جماع يا هر سخن زشت، دوبار در آيات 187 و 197 بقره/2، طَمْث: به معناى خون حيض و نيز تماس با چيزى، در آيات 56 و 74 الرحمن/‌55‌، نكاح*: دوبار در آيات 230 بقره/2 و 22 نساء/4 كه هم بر عقد و هم بر آميزش اطلاق شده است،[34] غشيان: به معناى پوشاندن،[35] يك بار در آيه 189 اعراف/7، اِفضاء: به معناى توسعه دادن[36] كه اگر با اِلى متعدّى شود، كنايه از آميزش است،[37] يك بار در آيه 21 نساء/4، قُرْب: يك بار در آيه 222 بقره/2، اعتزال: به معناى كناره‌گرفتن،[38] يك بار در آيه 222 بقره/2.

قرآن، آميزش حلال را در آميزش مرد باهمسر وكنيز خود منحصر دانسته است: «وَالَّذِين هُم لِفُروجِهِم حـفِظونَ * إلاّ عَلى أزوجِهِم أو ما مَلَكت أيمـنُهُم فَإنَّهم غَيرُ مَلومين» (مؤمنون/23، 5 و 6) و جز اين دو مورد را حرام و تجاوز از حدّ شمرده است: «فَمَنِ ابتَغى وَراءَ ذلِك فَأُولئِكَ هُمُ العادُون» (مؤمنون/23، 7) كه عبارت است از: آميزش مرد با زنى جز همسر و كنيز خود، آميزش با هم‌جنس، آميزش با حيوانات و استمنا كه در روايات از آن به آميزش با خود تعبير شده (النّاكِحُ نَفسَه[39]).

اهداف آميزش:

1. بقاى نسل:

«نِساؤُكُم حَرثٌ لكم‌فَأتوا حَرثَكُم ... وَقَدِّموُا لاَِنفُسِكُم.» (بقره/2، 223) اطلاق «كشت‌زار» بر زنان نشان مى‌دهد كه بقاى نسل انسان از اهداف آميزش، و‌مقصود از «قَدِّمُوا لاِنفُسِكُم» نيز به نظر برخى مفسّران، طلب فرزند است. درآيه ديگرى آمده‌است: «فَالـنَ بشِرُوهُنَّ» ؛ سپس در ادامه فرموده: «وَابتَغُوا ما كَتَبَ اللّه لَكُم» (بقره/2،187) كه بيش‌تر مفسّران مقصود از آن را طلب فرزند دانسته‌اند.[40] در آيه 29 عنكبوت/ 29 حضرت لوط قومش را بر قطع راه بقاى نسل انسان، به وسيله آن‌ها سرزنش مى‌كند[41]:«... أَئِنَّكم لَتَأتونَ الرِّجالَ و تَقطَعونَ السَّبيلَ‌...»

2. مصونيّت از گناه:

قرآن زن* و شوهر را به منزله لباس يك‌ديگر مى‌داند: «هُنّ لباسٌ لَكم و أنتم لِباسٌ لَهنَّ» (بقره/2، 187) و چنان كه لباس*، انسان را از سرما و گرما حفظ كرده، عيوبش را مى‌پوشاند، زن و شوهر نيز يك‌ديگر را از انحراف‌هاى جنسى حفظ مى‌كنند.

3. ارضاى غريزه جنسى:

آيه 187 بقره/2 ناتوانى برخى را از خويشتن‌دارى در زمان ممنوعيّت آميزش با همسر بيان مى‌كند و مى‌توان برداشته شدن اين ممنوعيّت در شب‌هاى ماه رمضان را پاسخى به نياز غريزى بشر دانست[42]:«... عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُم كُنتُم تَختَانُونَ أَنفُسَكُم فَتابَ عَلَيكُم وَ عَفَا عَنكُم فالــن بـشِرُوهُنَّ‌...» ؛ چنان‌كه آيه 187 بقره/2 كه مردان را از ترك آميزش بيش از چهار ماه با همسران خويش منع مى‌كند نيز به اين نياز غريزى زنان اشاره دارد كه مردان مى‌بايد اين نياز و حقّ آنان را برآورند.

آثار شرعى آميزش

1. ممنوعيّت ورود به نماز:

«لاتَقرَبُوا الصَّلوةَ... أو لـمَستُم النِّساءَ فَلَم تَجِدُوا ماءً فَتيمَّموا صَعيداً طَيِّباً = و در حال جنابت وارد نماز نشويد... و اگر با زنان آميزش كرده و آب نيافته‌ايد، بر خاكى پاك تيمم كنيد.»[43] (نساء/4، 43)

2. ممنوعيّت توقّف در مساجد:

بنا بر اين كه «صلاة» در آيه پيش‌گفته به معناى مكان نماز (مسجد) باشد، اين مطلب استفاده مى‌شود.[44]

3. بطلان روزه:

آميزش، روزه را باطل مى‌كند، بدين سبب براى روزه‌دار ممنوع شده است.[45] قرآن مى‌گويد: «أُحِلَّ لَكم لَيلةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إلى نِسائِكم... فَالـن بشِروهُنَّ ... حَتّى يَتبيَّن لَكُمُ الخَيطُ الأبيَضُ مِنَ‌الخَيطِ الأسوَدِ». (بقره/2،‌187) برخى گفته‌اند: اين آيه به آميزش در ماه رمضان ناظر است كه پيش از نزول آن، حرام بوده است.[46] با فرود آمدن اين آيه، فقط مباشرت در شب حلال شد و در روزهاى ماه رمضان بر حرمت خود باقى است. بنابر غايت بودن جمله «حتّى يَتبَيّن» براى «بشِروهُنَّ» [47] حرمت آميزش پس از طلوع فجر و بطلان روزه نيز استفاده مى‌شود.

4. بطلان اعتكاف:

آميزش در شب و روز در حال اعتكاف، حرام و از مبطلات آن است[48]:«...وَ لاتُبشِرُوهُنَّ وَ أنتُم عـكِفُون فى‌المَسجِد = در حالى‌كه در مساجد معتكف هستيد، با زنان در نياميزيد.» (بقره/2،187)

5‌. مالكيّت مهر:

پس از آميزش، زن مالك همه مهر* مى‌شود و اگر مهر به وى پرداخت شده باشد، مرد حق پس گرفتن آن را ندارد[49]:«وَ إن أردتُم استِبدالَ زَوج مَكان زَوج و ءاتيتُم إحدهُنَّ قِنطارًا فَلا تَأخُذوا مِنهُ شَيئًا ... * وَكَيفَ تَأخُذونَه وَ قد أفضى بَعضُكم إلى بَعض = اگر خواستيد همسرى [ديگر]به جاى همسر [پيشين خود]ستانيد و به يكى از آنان مال فراوانى داده‌ايد، چيزى از آن را پس مگيريد... و چگونه آن [مهر]را مى‌ستانيد با آن‌كه از يك‌ديگر كام گرفته‌ايد؟» (نساء/4، 20 و 21) درحالى كه اگر مرد همسرش را پيش از آميزش طلاق دهد، در صورت تعيين مهر در عقد، فقط بايد نصف آن را بپردازد: «وَ إن طَلَّقتمُوهنَّ مِن قَبلِ أن تَمَسُّوهُنَّ وَ قد فَرضتُم لَهُنَّ فَريضَةً فَنِصفُ ما فَرضتُم.» (بقره/2، 237)

6‌. وجوب عِدّه:

در طلاق، نگه داشتن عِدّه بر زنى كه شوهر با او آميزش نكرده، واجب نيست (احزاب/33، 49) امّا در صورت آميزش، رعايت عِدّه بر زن واجب است: «و‌المُطَلَّقـتُ يَتربَّصنَ بِأنفُسِهِنَّ ثَلثَةَ قُرُوء = زنان طلاق داده شده، بايد مدّت سه پاكى انتظار بكشند.» (بقره/2، 228) مراد از «المطلّقت» ، زنان غير يائسه و غيرباردارى است كه شوهر با آنان آميزش كرده است.[50] در رواياتى از اهل‌بيت(عليهم السلام)آمده است: إذا التقى الختانان وجب المهر و العدّة = هرگاه دو ختنه‌گاه به هم برسند، مهر و عِدّه واجب مى‌شود.[51]

7. ثبوت كفّاره ايلاء:

ايلاء*، سوگند مرد بر ترك آميزش با همسر خويش بيش از چهار ماه است[52] كه بر چنين سوگندى تا چهار ماه مى‌تواند باقى بماند و اگر در اين ميان با همسر خود آميزش كند، خدا آمرزنده و مهربان است: «لِلَّذين يُؤلونَ من نسائِهم تربُّصُ أربعةِ أشهُر فَإن فَاءُو فَإنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ.» (بقره/2، 226) در اين صورت، برخى با استناد به ذيل آيه، كفّاره را واجب نمى‌دانند؛[53] ولى اماميّه[54] و بيش‌تر فقيهان اهل‌سنّت،[55] براساس آيه 89 مائده/5 گفته‌اند: كفّاره شكستن سوگند كه اطعام يا پوشاندن ده فقير يا آزاد كردن يك برده است، بر او واجب مى‌شود و در صورت عدم توانايى، بايد سه روز روزه بگيرد. آنان جمله «فإنَّ اللّهَ غفورٌ رَحيم» را بر عدم مجازات حمل كرده‌اند، نه بر عدم وجوب كفّاره.[56]

8‌. حلّيت ازدواج با همسر سه طلاقه:

پس از طلاق سوم، شوهر حقّ رجوع يا عقد مجدّد ندارد، مگر اين كه زن با مردى ديگر (محلّل*) ازدواج* كند و طلاق بگيرد: «فَإن طَلَّقَهَا فَلا تَحِلُّ لَهُ مِن بَعدُ حَتّى تَنكِح زَوجاً غَيرَه فإن طَلَّقَها فلا‌جُناحَ عَليهما أن يَتَراجَعا.» (بقره/2، 230) در نكاح محلّل سه قول است: 1. مجرّد عقد، كفايت مى‌كند؛[57] 2. آميزش نيز بايد صورت گيرد؛[58] 3.‌افزون بر عقد و آميزش، انزال نيز لازم است.[59] بيش‌تر مفسّران و فقيهانِ شيعه و سنّى بر قول دومند.[60] در روايت امام‌صادق(عليه السلام)نيز آمده كه آن زن بر شوهر پيشين حلال نمى‌شود مگر اين كه ديگرى لذّت آميزش با او را بچشد: لاتَحِلُّ لِزوجِهَا الاوّل حَتّى يَذوُق الاخر عُسَيلَتها.[61]

9. حرمت ازدواج با ربيبه:

كسى كه با زنى ازدواج و آميزش كند نمى‌تواند با دختر وى (از شوهر ديگر)ازدواج كند: «حُرِّمَت عَلَيكم... رَبـئِبُكُم‌الّـتى فى حُجُورِكُم مِن نِسائِكُم الَّـتىِ‌دَخَلتُم‌بِهِنَّ.» (نساء/4،23)

اقسام آميزش از نظر حكم

1. آميزش واجب:

از آيه 226 بقره/2 كه ترك آميزش بيش از چهار ماه را منع كرده است مى‌توان وجوب اين عمل را در هر چهار ماه يك بار استفاده كرد، مگر در مواردى كه آميزش براى زوجين يا جنين يا فرزند شيرخوار ضرر داشته باشد كه مى‌توان آن را بيش از اين مدّت به تأخير انداخت.[62] اگر بر اثر طول مدّت، بيم به گناه افتادن زن وجود داشته باشد، لازم است فاصله چهارماه كم‌تر شود.[63] احمدبن حنبل مانند اماميّه آميزش هر چهار ماه يك بار را واجب مى‌داند. شافعى يك بار آميزش را بر زوج واجب دانسته و ابوحنيفه گفته است: هر گاه زن مطالبه آميزش كند، بر زوج واجب مى‌شود.[64]

2. آميزش حرام:

الف. آميزش با حائض: يهوديان، نه تنها آميزش، بلكه هر نوع معاشرت با حائض را حرام مى‌دانستند و مسيحيان هيچ فرقى ميان حالت حيض* و غير آن نمى‌گذاشتند و هرگونه معاشرت از جمله آميزش جنسى را حلال مى‌دانستند؛[65] ولى اسلام راه ميانه را برگزيده، مى‌گويد: «فَاعتَزِلُوا النِّساءَ فى‌المَحيض». (بقره/2،222) «اعتزال» به عقيده اماميّه[66] و برخى از مفسّران اهل‌سنّت[67] پرهيز از آميزش با حائض است؛ ولى به عقيده گروهى ديگر، مقصود، پرهيز از لذّت‌جويى از ناف تا زانو است.[68] ب. آميزش مُحرِم: از زمانى كه هر يك از زن و مرد احرام مى‌بندند، آميزش بر آن‌ها حرام است: «فَمَن فَرَضَ فيهِنَّ الحَجَّ فَلا رَفَثَ.» (بقره/ 2، 197) پ. آميزش روزه‌دار (<= بطلان روزه، همين مقاله) ت. آميزش معتكف (=> بطلان اعتكاف، همين مقاله) ج. آميزش پس از ظهار و پيش از پرداخت كفّاره: ظهار* آن است كه مردى همسرش را به يكى از محارم خود تشبيه كند؛ مانند اين كه بگويد: «تو‌نسبت به من، چون مادرم هستى (أَنتِ عَلَىّ كَظَهرِ أُمِّى)» كه اين كار در جاهليّت، نوعى طلاق بوده؛[69] ولى اسلام آن را حرام دانسته است؛ لذا ظهار كننده يا بايد همسرش را طلاق دهد يا رجوع و آميزش كند كه در اين صورت، پرداخت كفّاره بر وى واجب است: «وَالَّذِين يُظـهِرونَ مِن نِسائِهم ثُمَّ يعُودُون لِما قالوا فَتحريرُ رَقبة مِن قَبل أن يَتماسّا... * فَمَن لَم يَجِد فَصِيامُ شَهرَين مُتتابِعَين مِن قَبل أن يَتَمَاسَّا فَمَن لَم‌يَستَطِع فَإطعام سِتّينَ مسكيناً = كسانى‌كه زنانشان را ظهار مى‌كنند؛ سپس از آن‌چه گفته‌اند، پشيمان مى‌شوند، بر ايشان [فرض]است كه پيش از آميزش با يك‌ديگر بنده‌اى را آزاد كنند... و آن كس كه [بر آزاد كردن بنده]دسترس ندارد، بايد پيش از آميزش [با زن خود]دو ماه پياپى روزه بدارد و هر كه نتواند بايد به شصت بينوا خوراك دهد.» (مجادله/58‌، 3‌و 4) به نظر برخى مفسّران، مقصود از «عود» تكرار ظهار است.[70] برخى آن را رجوع به زن با قصد آميزش يا بدون آن دانسته‌اند.[71]بعضى آن را نگه داشتن زن و طلاق ندادن وى دانسته[72] و شمارى گفته‌اند: مقصود آميزش با زن است؛[73] ولى بيش‌تر مفسّران و فقيهان از جمله طبرى[74]و طبرسى[75] برآنند كه منظور، قصد آميزش و رجوع از چيزى است كه بر خود حرام كرده كه در اين صورت، ظهار كننده، پيش از آميزش بايد كفّاره را بپردازد. اين معنا از اهل‌بيت(عليهم السلام)نيز روايت شده است.[76] كسى كه پيش از پرداخت كفّاره آميزش كند، دو كفّاره بر او واجب مى‌شود.[77]

3 و 4. آميزش مستحب و مكروه (‌=>‌آداب آميزش، همين مقاله)

5‌. آميزش مباح:

آميزش، جز مواردى كه براى حرمت آن دليل خاص ذكر شده، حلال است: «نِساؤُكُم حَرثٌ لَكُم فَأتوا حَرثَكُم أَ نّى شِئتُم» (بقره/2،223) برخى گفته‌اند: از كلمه «أ‌نّى» استفاده مى‌شود كه آميزش با همسر در هر زمان و به هر كيفيّت روا است.[78]

آميزش پس از حيض:

قرآن، جواز آميزش با زنان حائض را به حصول طهارت* منوط كرده، مى‌گويد: «وَ‌لاتَقَربوهُنَّ حَتّى يَطهُرنَ فَإذا تَطَهَّرن فَأتُوهُنّ» . (بقره/2، 222) با توجّه به اختلاف قرائت  (يَطْهُرن، يطَّهَّرْنَ) [79] مفسّران، طهارت را به قطع خون، شستن اندام تناسلى، وضو گرفتن، شستن اندام تناسلى همراه با وضو و غسل يا تيمم[80] تفسير كرده‌اند. برخى از مفسّران، مقصود از طهارت را غسل*،[81] و برخى ديگر، تحصيل وضو پس از قطع خون دانسته‌اند.[82] از اهل‌بيت(عليهم السلام)در اين‌باره سه دسته روايت نقل شده كه در بعضى، از آميزش پيش از غسل نهى كرده و دسته‌اى، امر به آميزش پس از غسل كرده و دسته‌اى نيز به جواز آميزش پس از قطع خون حكم كرده‌اند كه روايات نخست، بر كراهت آميزش پيش از غسل، و‌دسته دوم بر استحباب آميزش پس از غسل حمل شده است.[83] به نظر ابوحنيفه، اگر قطع خون پيش از كامل شدن ده روز باشد، آميزش پيش از غسل جايز نيست و اگر پس از ده روز باشد، جايز است؛[84] ولى قرطبى اين نظر را بى‌دليل دانسته است.[85]

آميزش از دُبُر (پشت):

برخى اين گونه آميزش را حرام دانسته‌اند.[86] فخررازى در تفسير آيه 223 بقره/2 مى‌گويد: «أ‌نّى» به معناى تخيير در كيفيّت است، نه تخيير در مكان؛ يعنى هرگونه خواستيد با زنان از قُبُل (جلو) آميزش كنيد؛ زيرا مقصود از «حرث»، محلّ كشت فرزند است[87] و نيز گفته‌اند: آيه «فَأتُوهُنَّ مِن حَيثُ أمَرَكُمُ اللّه» (بقره/2، 222) به آميزش از قُبُل امر كرده است؛[88] چنان‌كه برخى، از آيه «قُل هُوَ أَذىً فَاعتَزِلُوا النِّساء فِى‌المَحيضِ» حرام بودن اين عمل را استفاده كرده‌اند؛ زيرا حكمت حرمت آميزش از قُبُل هنگام حيض كه اذيّت شدن زن است، در آميزش از دُبُر نيز وجود دارد.[89]مالك و بسيارى از عالمان اهل‌سنّت[90] و بيش‌تر علماى اماميّه،[91] آن را جايز شمرده و گفته‌اند: منظور از «حرث»، خودِ زنانند، نه عضو تناسلى آنان و «أنىّ» نيز تخيير در مكان است و آيات 222 و 223 بقره/2 را بر طلب فرزند حمل كرده‌اند؛ يعنى اگر خواهان فرزند هستيد، از جايى كه خدا به آن امر كرده (جلو) با زنان درآميزيد[92]. برخى گفته‌اند: آيه «فاعتَزِلوُا النِّساء فى المَحيضِ» (بقره/2، 222) نيز بر جواز آميزش از دُبُر دلالت دارد؛ زيرا در آن، فقط آميزش از موضع حيض (قُبُل) نهى شده؛[93] چنان‌كه از آيه «أتَأتوُنَ الذُّكرانَ مِنَ‌العلَمينَ * و تَذَرُون ما‌خَلَقَ لكُم رَبُّكُم مِن‌أزوجِكُم» (شعراء/26، 165 و 166) نيز جواز آميزش از دُبُر استفاده مى‌شود؛ زيرا خداوند در اين آيه، قوم* لوط را به‌سبب آميزش با مردان و ترك مثل آن از همسران خويش سرزنش كرده است.[94] برخى از اطلاق آيه 6 مؤمنون /23 جواز اين عمل را استفاده كرده‌اند.[95] در برخى روايات نيز با استناد به آيه «قالَ يـقَوم هؤُلاءِ بَناتى هُنَّ أطهَرُ لَكُم» (هود/11، 78) اين عمل جايز شمرده شده است؛ زيرا لوط مى‌دانست كه آنان به آميزش از جلو تمايل ندارند[96] و روايات نقل شده در نهى از اين عمل، بر كراهت شديد حمل شده‌است.[97]

آميزش درشب‌هاى ماه‌رمضان:

بسيارى از مفسّران، از آيه «أُحِلَّ لَكُم لَيلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إلى نِسائكُم» (بقره/2،187) استفاده كرده‌اند كه پيش از نزول اين آيه، آميزش در شب‌هاى ماه رمضان جايز نبوده است. الميزان مى‌نويسد: جمله‌هاى «أُحِلَّ لكُم» «كُنتُم تختانُونَ» «فَتابَ عَلَيكُم وَ عَفا عَنكُم» و «فَالـنَ بـشِرُوهُنَّ» در اين آيه، بر حرام بودن آميزش پيش از نزول اين آيه دلالت مى‌كند.[98] برخى گفته‌اند: آميزش، با نص پيامبر(صلى الله عليه وآله)ممنوع شده؛ ولى اين آيه، آن را نسخ كرده است.[99] فخررازى مى‌گويد: در صدر اسلام، آميزش در ابتداى شب جايز بوده؛ امّا در صورت خوابيدن يا خواندن نماز عشا، تا افطار شب بعد، حرام مى‌شد.[100] برخى، حرمت سابق را از احكام دين مسيح[101] و برخى از احكام تورات[102] دانسته‌اند.

آداب آميزش:

زمان و چگونگى آميزش، در نيك و بد سرنوشت فرزند بسيار مؤثّر است و از اين كه خداوند در پى آزاد گذاشتن مردان در نحوه آميزش، به آنان مى‌گويد: اثر نيكى براى خود پيش فرستيد (بقره/2، 223) به دست مى‌آيد كه انسان، در آميزش بايد روشى را برگزيند كه فرجام نيكى داشته باشد.[103] اطلاق كشت‌زار بر زنان، مؤيّد اين نكته است كه مرد نيز مانند كشاورز بايد آداب و شرايطى را مراعات كند تا محصولى خوب (فرزند صالح) به دست آورد.[104] بعضى از اين آداب عبارتند‌از:

1. گفتن بسم اللّه و درخواست فرزند صالح:

برخى گفته‌اند: مقصود از جمله «وَ‌قدِّموا لأنفُسِكُم» در آيه 223 بقره/2 گفتن بسم اللّه است؛[105] چنان‌كه در روايتى از ابن عبّاس نيز اين معنا نقل شده است.[106] برخى نيز منظور از آن را دعا هنگام آميزش دانسته‌اند.[107] از اهل‌بيت(عليهم السلام)در تفسير آيه «و‌شارِكهُم فىِ الأمولِ وَ والأولـدِ» (اسراء/17، 64) روايت شده كه هنگام آميزش پس از گفتن بسم‌الله الرحمن الرّحيم، بگو: خدايا! اگر در اين شب، آفرينش بنده‌اى را مقدّر كرده‌اى، در آن بهره‌اى براى شيطان قرار مده و او را از بندگان صالح و مخلص خود قرار ده.[108]

2. آميزش در مكان خلوت:

براى پوشيده ماندن خلوت زن و شوهر، قرآن سفارش مى‌كند كه غلامان، كنيزان و اطفال در سه وقت (پيش از نماز بامداد، نيمروز، و‌پس از نماز عشا) كه وقت خصوصى شما است، بايد اجازه بگيرند: «يـأَيُّها الَّذين ءَامنُوا لِيَستَـذِنكُم الَّذين مَلَكَت أيمـنُكُم و الَّذينَ لَم‌يَبلُغُوا الحُلُمَ مِنكُمْ ثَلثَ مَرّت مِن قَبل صلـوةِ الفَجْرِ و حينَ تَضعونَ ثِيابَكُم مِنَ الظَّهيرَة و مِن بَعدِ صَلوة العِشاءِ ثَلـثُ عَورت لَكُم». (نور/24، 58) پيامبر(صلى الله عليه وآله)در روايتى فرمود: مبادا در حالى كه كودكى در گهواره به شما مى‌نگرد، آميزش كنيد.[109]

3. آميزش در زمان مناسب:

آميزش با همسر در شب اوّل ماه رمضان مستحب است. حضرت‌على(عليه السلام)دليل استحباب را در روايتى، آيه «اُحِلَّ لكُم لَيلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إلى نِسائِكُم» شمرده است[110]. به گفته برخى، علّت استحباب آميزش در اين شب، آماده شدن براى روزه اين ماه و نيز عمل به تشريع اباحه آميزش در شب‌هاى ماه رمضان است.[111] آميزش در زمان‌هايى نيز مكروه است. امام‌صادق(عليه السلام)فرمود: آميزش هنگام گرفتگى ماه و خورشيد، از غروب تا از ميان رفتن شفق (سرخى طرف مغرب)، از طلوع فجر تا طلوع آفتاب، هنگام وزيدن بادهاى سياه، سرخ و زرد و هنگام زلزله، مكروه است. امام سپس در اين باره به عمل و سخن پيامبر استناد كرده، فرمود: پيامبر(صلى الله عليه وآله)در يكى از شب‌هايى كه ماه گرفته بود، با يكى از زنان خويش كه نزد او بود، هم‌خوابگى نكرده، فرمود: دوست نداشتم در اين اوقات، عملى انجام داده و لذّتى برده باشم؛ زيرا خداوند در سرزنش قومى كه به حوادث آسمانى بى‌اعتنايى كرده، مى‌فرمايد:«وَ إن يَرَوا كِسفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً يَقُولُوا سَحابٌ مَركُومٌ» . (طور/52‌،44)[112]

بهداشت آميزش:

يكى از علّت‌هاى نهى از آميزش در ايام حيض، مصونيّت از آسيب‌هايى است كه براى زن و شوهر در پى دارد. بيش‌تر مفسّران،[113]«أذىً» در آيه 222 بقره/2 را به ناپاكى و آلودگى تفسير كرده‌اند؛ به همين جهت برخى گفته‌اند: آميزش با حائض، موجب بروز بيمارى‌هاى زيادى از جمله سفليس، سوزاك، التهاب اعضاى‌تناسلى زن، واردشدن ميكرب‌هاى خون حيض به عضو تناسلى مرد و... مى‌شود.[114]

آميزش آدم و حوا:

قرآن در آيه 189 اعراف/7 به آميزش آدم و حوا اشاره كرده، مى‌گويد: «هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِن نَفس وحِدَة و جَعَلَ مِنها زَوجَها لِيَسكُن إلَيها فَلَمّا تَغَشَّـها حَمَلَت حَملاً خفِيفاً = او است آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد؛ پس چون [آدم]با او [= حوّا]درآميخت، [حوّا]بارى سبك برداشت».

حمل مريم(عليها السلام)بدون آميزش:

از آن‌جا كه تولّد فرزند به طور معمول از راه آميزش مرد با زن است، مريم* از بشارت فرشتگان مبنى بر اين كه خداوند به زودى فرزندى به نام مسيح به او عطا خواهد كرد، با شگفتى گفت: «رَبِّ أنّى يَكُونُ لِى وَلَدٌ و لَم‌يَمسَسنِى بَشَرٌ». (آل‌عمران/3،47) در آيه 19 و 20 مريم/19 نيز آمده است: وقتى فرشته نزد مريم آمد و گفت: من فرستاده خدا هستم تا به تو پسرى پاكيزه ببخشم، مريم گفت: «أنّى يَكُونُ لِى غُلـم و لَم‌يَمسَسنِى بَشَرٌ وَ لَم‌أكُ بَغِيّا = چگونه مرا پسرى باشد با آن‌كه دست‌بشرى به من نرسيده و بد كار نبوده‌ام؟» در اين آيه، آميزش حلال و حرام از مريم نفى شده‌است.

يحيى و پرهيز از آميزش با زنان:

قرآن در مقام ستايش يحيى*، به زكريا خطاب مى‌كند: «أَنَّ‌اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَة مِنَ اللّهِ و سَيِّداً و حَصُورا = خداوند تو را به [ولادت]يحيى كه تصديق كننده كلمة اللّه و خويشتن‌دار [= پرهيزنده از زنان]است، مژده مى‌دهد». (آل‌عمران/3، 39) «حَصُور» به كسى گفته مى‌شود كه به جهت ناتوانى جسمى و تسلّط بر تمايلات جنسى، از زنان دورى گزيند[115] و چون آيه در مقام ستايش يحيى(عليه السلام)است، دورى وى از زنان براى تسلّط بر تمايلات جنسى بوده، نه ناتوانى او.[116] اين معنا در روايتى از امام‌باقر(عليه السلام)نيز نقل شده است.[117]

آميزش جنّيان:

آيه 6 سوره جن/72 كه مى‌گويد: مردانى از آدميان به مردانى از جن پناه مى‌برند، نشان مى‌دهد كه در بين جنيان نيز زن و مرد وجود دارد و از آيه 56 رحمن/55 كه مى‌گويد: «فِيهِنَّ قـصِرتُ الطَّرفِ لَم‌يَطمِثهُنَّ إنسٌ قَبلَهُم وَ لا جانّ = در آن [بهشت]دوشيزگانى فروهشته نگاهند كه دست هيچ انس و جنّى پيش از ايشان به آن‌ها نرسيده است» و از آيه 74 همين سوره مى‌توان به‌دست آورد كه در ميان جنّيان نيز آميزش وجود دارد.

آميزش در بهشت:

يكى از لذّت‌جويى‌هاى بهشتيان، آميزش با حوريان بهشتى است؛ حوريانى كه بكرند و هيچ انسان و جنّى پيش‌تر با آنان آميزش نكرده است: «لَم يَطْمِثهُنَّ إنسٌ قَبلَهُم وَ لا جانّ.» (الرحمن/55‌،‌56‌و 74)

منابع:

احكام‌القرآن، ابن‌العربى؛ بحارالانوار؛ البرهان فى‌تفسير القرآن؛ التبيان فى تفسير القرآن؛ التحقيق فى‌كلمات القرآن؛ تحريرالوسيله؛ تفسير راهنما؛ تفسير العياشى؛ التفسير الكبير؛ تفسير نمونه؛ تهذيب الاحكام؛ جامع‌البيان عن تأويل آى القرآن؛ الجامع لأحكام القرآن، قرطبى؛ جواهرالكلام؛ الفرقان فى تفسير القرآن؛ الفقه الاسلامى و ادلّته؛ كتاب الخلاف؛ الكشّاف؛ كنزالعرفان؛ مجمع‌البيان فى تفسير القرآن؛ مسالك‌الافهام، كاظمى؛ المصباح المنير؛ معجم مقاييس‌اللغه؛ مفردات الفاظ القرآن؛ الميزان فى تفسير القرآن؛ وسائل‌الشيعه.

سيدجعفر صادقى‌فدكى

 

 

[34] المصباح المنير، ج‌2، ص‌624‌، «نكح».

[35] التحقيق، ج‌7، ص‌226، «غشى».

[36] مقاييس، ج‌4، ص‌508‌، «فضى».

[37] همان.

[38] مفردات، ص‌564‌، «عزل».

[39] وسائل، ج‌20، ص‌353 و 354. 

[40] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌504‌.

[41] الكشّاف، ج‌1، ص‌266؛ الميزان، ج‌2، ص‌44.

[42] راهنما، ج‌1، ص‌607‌.

[43] مجمع‌البيان، ج‌3، ص‌80 و 81‌.

[44] همان.

[45] الخلاف، ج‌2، ص‌181.

[46] الميزان، ج‌2، ص‌45؛ راهنما، ج‌1، ص‌606‌.

[47] احكام القرآن، ج 1، ص 319؛ الفرقان، ج 2، ص 62.

[48] الخلاف، ج‌2، ص‌229؛ مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌505‌؛ تحريرالوسيله، ج‌1، ص‌282.

[49] مجمع‌البيان، ج‌3، ص‌42.

[50] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌573‌.

[51] وسائل، ج‌21، ص‌320.

[52] كنزالعرفان، ج‌2، ص‌292؛ مسالك الافهام، ج‌4، ص‌107.

[53] قرطبى، ج‌3، ص‌73.

[54] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌571‌. 

[55] جامع‌البيان، مج‌2، ج‌2، ص‌579‌؛ قرطبى، ج‌3، ص‌73.

[56] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌571‌.

[57] قرطبى، ج‌3، ص‌98. 

[58] همان.

[59] همان.

[60] همان؛ مجمع‌البيان، ج‌1، ص‌236.

[61] تهذيب، ج‌8‌، ص‌91.

[62] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌571‌؛ الفرقان، ج‌2 و 3، ص‌16.

[63] الفرقان، ج‌2 و 3، ص‌17؛ نمونه، ج‌2، ص‌150.

[64] الفقه الاسلامى، ج‌9، ص‌6599‌.

[65] التفسير الكبير، ج‌6‌، ص‌66‌. 

[66] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌563‌. 

[67] التفسير الكبير، ج‌6‌، ص‌68‌. 

[68] قرطبى، ج‌3، ص‌58‌. 

[69] كنز العرفان، ج‌2، ص‌288. 

[70] التفسير الكبير، ج‌29، ص‌257. 

[71] جامع‌البيان، مج‌14، ج28، ص‌11 و 12. 

[72] قرطبى، ج‌17، ص‌182.

[73] همان.

[74] جامع‌البيان، مج‌14، ج‌28، ص‌11. 

[75] مجمع‌البيان، ج‌9، ص‌372. 

[76] مجمع البيان، ج‌9، ص‌372.

[77] جواهر، ج‌33، ص‌134. 

[78] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌564‌. 

[79] همان، ص‌561‌.

[80] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌563‌؛ قرطبى، ج‌3، ص‌59‌. 

[81] التفسير الكبير، ج‌6‌، ص‌72. 

[82] التبيان، ج‌2، ص‌221؛ مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌563‌. 

[83] وسائل، ج‌2، ص‌324 ـ 326.

[84] الخلاف، ج‌1، ص‌228؛ قرطبى، ج‌3، ص‌59‌. 

[85] قرطبى، ج‌3، ص‌59‌.

[86] همان، ص‌61 و 64‌؛ الخلاف، ج‌4، ص‌336 و 337؛ جواهرالكلام، ج‌29، ص‌105 و 106.

[87] التفسير الكبير، ج 6، ص 75ـ 77.

[88] قرطبى، ج 3، ص 60. 

[89] التفسير الكبير، ج‌6‌، ص‌76؛ الخلاف، ج‌4، ص‌338.

[90] التفسيرالكبير، ج6‌، ص76؛ احكام القرآن، ابن عربى، ج1، ص173.

[91] مجمع‌البيان، ج2، ص565‌؛ جواهرالكلام، ج29، ص‌105 و106.

[92] تهذيب، ج‌7، ص‌477.

[93] الخلاف، ج‌4، ص‌338.

[94] الخلاف، ج‌4، ص‌338؛ قرطبى، ج‌3، ص‌62‌.

[95] جواهرالكلام، ج‌29، ص‌110.

[96] تهذيب، ج‌7، ص‌477.

[97] جواهرالكلام، ج‌29، ص‌106 ـ 108. 

[98] الميزان، ج‌2، ص‌45.

[99] الفرقان، ج‌2، ص‌56‌.

[100] التفسير الكبير، ج‌5‌، ص‌112.

[101] همان.

[102] الفرقان، ج‌2، ص‌56‌. 

[103] الفرقان، ج‌2، ص‌56‌.

[104] راهنما، ج‌2، ص‌104.

[105] جامع‌البيان، مج‌2، ج‌2، ص‌542‌؛ مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌565‌.

[106] جامع‌البيان، مج‌2، ج‌2، ص‌542‌.

[107] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌565‌. 

[108] البرهان، ج‌3، ص‌547‌. 

[109] بحارالانوار، ج‌100، ص‌295.

[110] البرهان، ج‌1، ص‌398.

[111] جواهرالكلام، ج‌29، ص‌56‌.

[112] تهذيب، ج‌7، ص‌474.

[113] مجمع‌البيان، ج‌2، ص‌562‌؛ التفسير الكبير، ج‌6‌، ص‌68‌.

[114] نمونه، ج‌2، ص‌138.

[115] مفردات، ص‌238 و 239، «حصر».

[116] همان.

[117] عيّاشى، ج‌1، ص‌172.

منبع:maarefquran.org


نویسنده : admin
بازدید : 279


مدتى است سن 9 سال براى بلوغ دختر و واداشتن او به تكاليف اجتماعى در اين سنّ و به طور خاص, سن ازدواج در 9 سالگى مورد سؤال قرار گرفته است.

موارد قانونى در اين باره بدين قرار است:

ماده 1210 قانون مدنى اصلاحى سال 1361:

(هيچ كس را نمى توان بعداز رسيدن به سن بلوغ, به عنوان جنون يا عدم رشد, محجور نمود, مگر آن كه رشد يا جنون او ثابت شده باشد.

تبصره 1: سن بلوغ در پسر 15 سال تمام قمرى و در دختر 9 سال تمام قمرى است.

تبصره 2: اموال صغيرى را كه بالغ شده است, در صورتى مى توان به او داد كه رشد او ثابت شده باشد.)

ماده 1041 اصلاحى سال 1370:

(نكاح قبل از بلوغ ممنوع است.


ادامه مطلب
نویسنده : admin
بازدید : 158


راهكارهاي قرآن براي تحكيم خانواده

 

حسين جواهري

فلسفه تشكيل خانواده

خانواده در آموزه هاي قرآني از مقام و جايگاه ارزشي والايي برخوردار است. خانواده نخستين مساله اي است كه پس از آفرينش انسان بدان اشاره شده است. قرآن پس از بيان چگونگي خلقت انسان به زوج و همسر آدم (ع) اشاره مي كند. در اين بخش به خوبي روشن مي شود كه زن و شوهر از سرنوشت مشتركي برخوردارند.

از همان آغاز آفرينش هر چيزي كه درباره حضرت آدم (ع) گزارش مي شود درباره همسرش نيز گفته مي شود و واژگان به گونه اي به كار برده مي شود كه خود نشان دهنده سرنوشت مشترك آنان است. 

از اين رو مي توان گفت كه در بينش و نگرش قرآن، زن و شوهر به عنوان واحدي دانسته مي شوند كه در تصوير ذهني مي توان ميان آنان جدايي انداخت. تا زماني كه خانواده وجود دارد و زن و شوهري ميان دو شخص متحقق است سرنوشت واحد و قوانين مشترك بر آن حاكم مي باشد. 

اگر در داستان هبوط انسان ما از هبوط آدم سخن مي گوييم از باب تسامح است؛ زيرا قرآن با چنين نگرشي به مساله نمي نگرد و بر اين نكته پا مي فشارد كه در همه جا زن و شوهر (خانواده) محل كلام و مساله بوده اند. خانواده مورد هجوم دشمنان بيرون از خانواده قرار مي گيرد و دشمن مي كوشد تا خانواده را متزلزل كند و آنان را با وسوسه هاي خويش دچار بدبختي و شقاوت ابدي كند. ضرباتي كه به خانواده از سوي دشمن بيرون زده مي شود موجب مي شود تا انسان به شكل خانواده (و نه آدم تنها) هبوط كند. 

در همان آغاز آفرينش انسان از زن و مرد سخن به ميان نمي آيد بلكه از مرد و همسرش سخن گفته مي شود تا اين معنا القا شود كه از همان آغاز آفرينش خانواده است كه شكل مي گيرد و بر خلاف تصور رايج بايد گفت كه خانواده نخستين مساله تاريخ بشري بوده است. 

به سخن ديگر، قرآن هرگز پس از بيان آفرينش آدم (ع) از زن به عنوان ماهيتي جدا از مرد سخن نمي گويد بلكه از مردي به عنوان شوهر و از زني به عنوان همسر سخن مي گويد. اين گونه نيست كه در يك فرآيندي دختري وجود داشت كه به صورت زني متحول شده و خانواده ايجاد شده است؛ بلكه از همان آغاز سخن از خانواده اي است كه زوجه و همسرش از خود مرد خانواده پديد آمده است؛ زيرا خداوند در آيه 189 سوره اعراف از نفس واحد و يگانه اي سخن مي گويد كه همسرش را از آن آفريده است. بنابراين نخستين خانواده با زني پديد مي آيد كه خود بخشي از وجود مرد آن خانواده بوده است و زماني و لحظه اي تصور نشده است كه زني بدون مردي بوده باشد. 

قرآن فلسفه و هدف از تشكيل خانواده (همسري از جنس آدم براي وي خلق كردن) را ايجاد بستري براي آرامش وي برمي شمارد تا در مرد در كنار همسرش (زن) آرامش يابد. 

به سخن ديگر، مرد بي زن و همسر از چيزي رنج مي برد كه عبارت از فقدان آرامش است. هر مردي تنها با همسرش مي تواند به اين آرامش دست يابد. (روم آيه 21 و اعراف آيه 189) به نظر مي رسد كه در تحليل قرآني اين مردان هستند كه نياز به همسري براي كسب آرامش دارند و شدت اين نياز در مردان فراتر از زنان است و دست كم زنان براي دست يابي به آرامش به شوهري نياز كم تري احساس مي كند. از اين رو همواره از نياز مردان به همسران سخن رفته و بر آن تاكيد شده است. (همان).

بنابراين مي توان گفت كه در تحليل قرآن از روان شناسي مردان به اين نكته توجه داده مي شود كه مردان موجوداتي هستند كه نياز عاطفي و روحي ايشان از راه همسرگزيني و در كنار همسران برآورده مي شود. در برابر قرآن به اين مطلب نيز اشاره مي كند كه زنان وابستگي خاص به مردان دارد كه از آن به قواميت تعبير مي شود. به اين معنا كه زنان موجوداتي وابسته هستند كه نيازمند شوهري به عنوان تكيه گاه مي باشند. زن نه براي دست يابي به آرامش بلكه براي رسيدن به قواميت و شكل كامل يابي نياز به شوهري دارد تا بر او تكيه كند و سر پا بيايستد. شوهر براي زن در حكم ستوني است كه بدان تكيه مي كند و معنا و مفهوم مي يابد. 

در آيات قرآني نياز شوهر و همسر به دسته بخش مي شود. دسته اي كه از نظر محتوا مختلف و متفاوت است همانند نياز شوهر به همسر براي دست يابي به آرامش و نياز همسر به شوهر براي معنايابي كه از آن به قوام ياد مي شود. 

دسته دوم نيازهايي است كه همانند هم هستند و مي توان گفت كه به نوعي هم پوشي دارند. 

قرآن در آيه 187 سوره بقره به لباس بودن زن و مرد براي يك ديگر سخن به ميان مي آورد و مي فرمايد: نسائكم هن لباس لكم و انتم لباس لهن؛ زنانتان براي شما جامه و پوشش هستند و شما نيز پوشش آنان هستيد.

با توجه به كاركردهايي كه قرآن براي پوشش و لباس برمي شمارد مي توان به مواردي چون حفاظت از گرما و سرما، پوشش عيب ها و بخش هاي زشت و ناپسند (به تعبير قرآني سواه)، آرايش و تزيين و مانند آن گفت كه همسران مي بايست نسبت به يك ديگر چنين حالتي را پديد آورند. از اين رو مي بايست افزون بر ايجاد آرامش و امنيتي را براي يك ديگر پديد آورند و به حفاظت از جان و مال و عرض هم بپردازند و از هرگونه تعرض بيرون حفظ و محافظت نمايد.

از همين رو قرآن از ديگر كاركردهاي خانواده را حفظ و نگه داري اسرار خانوادگي از ديگران و حتي از ديگر اعضاي خانواده است. (تحريم آيه 3 و 4).

از سوي ديگر مي بايست عيب ها و زشتي هاي يكديگر را بپوشانند كه يكي از اين عيب ها هجوم شهوات است كه با ارضاي جنسي از راه مشروع پوشانده مي شود و به شكل طغيان در جامعه بروز و ظهور نمي كند. 

زن و شوهري كه نتوانند يك ديگر را ارضا كنند و نيازهاي جنسي يك ديگر را برطرف سازند، موجب مي شوند تا طرف مقابل براي ارضاي غرايز طبيعي به رفتارهاي خطرناك و بيرون از چارچوب خانواده رو آورد. 

از ديگر كاركردهاي خانواده و زن و شوهر نسبت به هم آراستن يك ديگر است؛ از آن جايي كه سرنوشت مشتركي دارند هرگونه رفتار پسنديده از يكي موجب مي شود تا ديگر نيز بدان آراسته شود. 

زن و شوهر يك ديگر را مي آرايند و تزيين مي كنند. از ديگر اهداف و فلسفه پديداري خانواده در نگرش قرآن توليد نسل است. البته اين كاركرد در مرحله دوم از اهميت قرار مي گيرد؛ زيرا آن چه اساس خانواده را شكل مي بخشد حضور فرزندان نيست بلكه توليد نسل و بقاي آن مساله دوم تشكيل خانواده است. تاكيد بسيار قرآن بر مساله تشكيل خانواده براي دست يابي به آرامش نشان مي دهد كه عنصر آغازين و اساسي در تشكيل آن دست يابي به آرامش است و توليد نسل و فرزند داري مساله دوم و هدف بعدي از ايجاد خانواده است.

آرامش درخانواده

قرآن همان گونه كه به مسئله آرامش جويي مرد از زن پرداخته است. در تحليل كامل به مساله مورد نياز مرد به همسر براي دست يابي به آرامش را تبيين كرده و به مساله ايجاد آرامش درخانواده نيز اشاره مي كند و با بيان مناسبات سالم ميان زن و شوهر راهكارهاي دست يابي به آرامش درخانواده را تبيين مي كند.

قرآن با اشاره به مسايل عاطفي موجود در ميان زن و شوهر و نيز والدين و فرزندان بر عنصر عاطفه تاكيد كرده و از زن و شوهر و فرزندان مي خواهد كه روابط ميان خود را در خانواده بر پايه اصولي عاطفي سامان دهند.

در تحليل قرآني، انسان بيش از هر چيزي به مسايل عاطفي و روحي و رواني توجه دارد. از اين رو در تعريف سعادت و خوشبختي اگر دو مولفه و عنصر آرامش و آسايش را مطرح سازيم عنصر آرامش در درجه و مرتبه نخست قرار مي گيرد. بنابر اين عنصر روانشناسي همواره بر عناصر ديگر چون عنصر اقتصادي و يا جامعه شناسي مقدم است. انسان پيش از آن كه درجست وجوي امري ديگري باشد از تشكيل خانواده و همسرگزيني مي خواهد به آرامش دست يابد. مسايل عاطفي و عشقي به خوبي نشان مي دهد كه پايه اصلي تشكيل خانواده است و مسايل ديگر در مرتبه و درجه بعدي قرارمي گيرند.

برپايه اين تحليل است كه آموزه هاي قرآني آرامش در محيط خانواده و مناسبات ميان زن و شوهر و نيز پايداري آن را در پـرتو مودت و مهرباني ميان زن و شوهر مي داند (روم آيه 21) بنابر اين مرد و زن مي بايست نخست به عنصر عاطفي و رواني مودت (نوعي عشق و محبت) و مهرباني (رحمت) دست يابند. در سايه سار محبت و رحمت است كه خانواده مي تواند پايدار و برقرار بماند و با از ميان رفتن هر يك از اين عناصر خانواده دچار بحران مي شود. عشق و محبت است كه ميان زن و شوهر از نظر عاطفي ارتباط برقرار مي سازد و رحمت و مهرباني است كه آن را تحكيم مي بخشد و استوار مي سازد. رحمت به معناي آن است كه شخص نسبت به ديگري مهرباني كند و واكنش هاي تند و خشن از خود بروز ندهد.

احسان و نيكوكاري نيز در همين حوزه معنا و مفهوم مي يابد. به اين معنا كه زن و شوهر نسبت به يك ديگر اگر از راه عشق و رحمت و مودت و دوستي و مهرورزي در آيند نسبت به يك ديگر احسان مي كنند و فراتر از عدالت به مسايل مي نگرد. اصولا اگر عدالت امري پـسنديده است و مي تواند خانواده و جامعه را قوام بخشد احسان آن را استحكام دو چندان مي بخشد؛ زيرا عدالت ناظر به عنصر عقلي بشر است و احسان و رحمت و مودت ناظر به عنصر عاطفي و احساس بشر است.

بي گمان در روابط خانوادگي و حتي اجتماعي اين عنصر عاطفي و احساسي است كه حرف اول را مي زند (نساء آيه 158) زيرا حضور رحمت و محبت و احسان درخانواده موجب مي شود تا عناصر فرومايگي و بخل و نشوز و عدم تمكين و مانند آن از محيط خانواده رخت بربندد. (همان)

عوامل اختلافات خانوادگي

با توجه به مطالب پيش گفته دانسته شد كه فقدان آرامش، مودت، عشق و مهرباني، رحمت و احسان و نيكوكاري در خانواده مي تواند از مهم ترين عوامل ايجاد اختلافات خانوادگي باشد.

درآيات قرآني به مسايل اختلافي خانواده به گونه اي اشاره مي شود كه بيانگر فقدان هر يك از آنان در محيط خانواده است. از جمله مساله نشوز (نساء آيه 34) و اعراض همسران (نساء آيه 128) بخل و عدم گذشت (همان) و نيز مساله دشمني بيروني كه به شكل سحر خودنمايي مي كند (بقره آيه 102)

از آن جايي كه خانواده مي بايست برپايه عفت و پـاكدامني (نساء آيه 25 و مائده آيه 5 و نور آيه 3) و نيز سخنيت و هم كفو بودن در اعتقادات، باورها و ايمان (بقره آيه 22 و نيز نساء آيه 25) شكل گيرد، فقدان هر يك از اين ها مي تواند خانواده را دچار مشكل سازد. از اين رو پيشنهاد شده است كه آغاز خانواده اي شكل گيرد كه از اين مسائل برخوردار بوده و حسن تفاهم در اين امور در ميان زن و مرد وجود داشته باشد.حال اگر اين امور نباشد مي تواند با كوچك ترين مساله به آن دامن زده شود و اختلافات جزيي تشديد گردد.

بنابر اين قرآن با بيان عناصر عاطفي و تقويت آن مي كوشد تا حد امكان خانواده را حفظ كند. از اين رو بر عناصر جذب و جلب محبت تاكيد مي ورزد و بر مولفه هايي چون عفو و گذشت و مهرباني و احسان و نيكوكاري فراتر از عدل پا مي فشارد.

رجوع به حكميت از ديگر راهكارهايي است كه قرآن براي رهايي از اختلافات ميان اعضاي خانواده و زن و شوهر پيشنهاد مي دهد. حكم كسي است كه براي فصل خصومت دو طرف نزاع برگزيده مي شود. (قاموس فقهي، عربي، ص 96) و حكميت در حقيقت عبارت است از فصل خصومت به واسطه يك يا چند نفر به شكل خاص كه بيرون از چارچوب هاي روش داوري و قضاوت در دادگاه هاي رسمي است و در آن برعناصري چون محبت و گذشت و مصالحه تاكيد مي شود.

قرآن براي جلوگيري از افزايش تنش هاي خانوادگي پـيش آمده دستور مي دهد كه داوراني از خانواده زن و شوهر از سوي خانواده هاي آنان انتخاب و برگزيده شوند تا ميان آنان حكميت كند. (نساء 35) اين مساله آن اندازه مهم و قابل توجه است كه خداوند به حاكم دستور مي دهد كه اگر اختلافات تشديد شده است خود از ميان خانواده آنان حاكماني برگزيند و مساله حكميت را اصل در داوري خانوادگي قرار دهد و مساله را به شكل رسمي در دادگاه مطرح نسازد.

بنابر اين هم بر خانواده هاست كه از مساله حكميت پيروي كنند و هم حكومت ها مي بايست تا حد توان از حكميت براي امور خانوادگي رسيدگي كند و از ارجاع پرونده به شكل رسمي به دادگاه پرهيز كند. (همان)

هدف حاكمان مي بايست تشويق زن و شوهر به حل اختلاف و اصلاح ميان آن دو باشد و در رفع مشكل آنان بكوشد (همان)

منبع:maarefquran.org


نویسنده : admin
بازدید : 161


مرزها و اصول روابط خانواده در قرآن كريم

 

محمدناصر بي‌ريا

براي تحكيم روابط عاطفي بايد از خود محوري پرهيز كرد مگر در حدي كه شرعا حقي براي مرد تعيين شده باشد آن هم به شيوه صحيح و رفتار عاقلانه و حساب شده. به هر حال يكي از چيزهايي كه ارزش منفي دارد و جو عاطفه و مودت و محبت را به هم مي زند, خود محوري و زورگويي است كه از ناحيه مرد يا از ناحيه زن بروز مي‌كند

در قرآن كريم آياتي وجود دارد كه دلالت مي كند بر اينكه مساله همسر و رابطه جنسي در متن خلقت انسان ملحوظ است. البته قبول اين مطلب نياز به تعبد ندارد و تامل در آفرينش انسان نشان مي دهد كه افراد اين نوع بايد از راه توالد و تناسل بوجود آيند و ناچار مي بايد در متن آفرينش انسان اين جهت رعايت شده باشد. قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد: همسر انسان از جنس خود انسان قرار داده شده و اين يك تدبير تكويني, الهي است. 

برا ي اين كه نوع انسان باقي بماند»يا ايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نقس واحده و خلق منها روجها و بث منهما رجالا كثيرا و نساء«1جمله »بث منهما« بخوبي دلالت دارد بر اينكه انتشار افراد انسان بر اثر رابطه دو همسر است و اين مساله در متن خلقت لحاظ شده است. 

بنابراين اين عقيده كه ازدواج خود به خود يك عمل پليد و شيطاني و داراي ارزش منفي است از نظر قرآن مطرود است. اين عقيده در واقع مستلزم تناقص بين تكوين و تشريع است در حالي كه از نظر قرآن كريم بين نظام هستي و نظام اخلاقي تناقضي نيست.

اقتضاي فطرت در مسائل جنسي

از آيات شريف قرآن استفاده مي شود كه اين دو جنس مخالف براي هم و مكمل يكديگر آفريده شده اند, لذا مقتضاي فطرت, گرايش هر يك از اين دو جنس به جنس مخالفش مي باشد و گرايش به هم جنس خلاف نظام آفرينش است. اين مطلب بخصوص در داستان قوم لوط در قرآن كريم در چند مورد تاكيد شده است و به كرات گوشزد شده است كه آنان از مسير طبيعي و فطري خود منحرف شده بودند. و به واسطه همين امر مورد مذمت و عذاب قرار گرفتند از جمله: »و تذرون ما خلق لكم ربكم من ازواجكم«2 همسراني را كه خدا براي شما قرار داده رها مي كنيد و راهي را خدا قرار نداده است مي رويد؟ (يعني راهي كه خلاف فطرت وطبيعت شماست).

ملاك مرز بندي در ارضاء خواستهاي جنسي

آنچه موجب ارزشهاي منفي در ارضاء خواسته هاي فطري مي شود تزاحماتي است كه بين خواسته ها حاصل مي شود و كسر وانكسار اين خواسته ها است كه حد و مرزي براي هر يك از اينها تعيين مي كند. 

در مسائل خانوادگي مصالح اجتماعي انسان نيز لحاظ مي شود از جمله زندگي انسان بايد بصورت تشكيل خانواده باشد. و در هر خانواده اي همسر(زن) بايد اختصاصي باشد. كه از رهگذر اين امر مصالح زيادي رعايت شده است, از جمله آنكه نسل بشر به اين طريق تداوم مي يابد و نيز روابط پدري و فرزندي حفظ شده, مسائل اجتماعي و حقوقي مربوط به آن مانند: مسائل ارث, مسئوليتهايي كه پدر و مادر نسبت به فرزند و يا هر يك از دو همسر نسبت به ديگري دارند و... دقيقا رعايت مي شود. 

اگر هر انساني بتواند با هر فردي از جنس مخالف كه بخواهد آميزش داشته باشد حفظ اين مصالح ممكن نيست. لهذا بخاطر مصالحي كه در معرض تقويت قرار مي گيرد محدوديتهاي بايد وجود داشته باشد. 

پس اجمالا در جايي كه ارضاء اين ميل طبيعي با مصالح اجتماعي انسان تناقي داشته باشد بايد در دايره خاصي كه با آن مصالح منافات نداشته باشد محدود شود و آن مرز و دايره همان ازدواج قانوني است. اگر ارضاء اين غريزه از اين مرز تجاوز كرد ارزش منفي پيدا مي كند. تعبير قرآن بيز در مورد همين تعبير »تجاوز« است. مي فرمايد: »فمن ابتغي وراء ذلك فاولئك هم العادلون«3كساني كه مرز ازدواج قانوني و آميزش مشروع را رعايت نكنند اينها تجاوز گرند.

ملاك ارزشهاي مثبت و ارضاي خواستهاي جنسي

طبق اصول كلي كه از قرآن كريم استفاده مي شود ارزش مثبت در فعل اخلاقي تابع انگيزه اي است كه انسان را وادار به انجام آن مي كند. اين انگيزه هر قدر ارتباط بيشتري با خدا داشته باشد مطلوبتر و داراي ارزش بالاتري خواهد بود, و بر عكس هر قدر بيشتر بطرف نقس و هواي نفساني ميل كند ارزش كمتري خواهد داشت. 

البته قصد طاعت خدا و تبعيت از اراده الهي مراتب زيادي دارد. و تابع اين است كه انگيزه اصلي و نيت شخصي چه اندازه خالص باشد, آيا تنها طلب نموده رضوان خدا انگيزه اوست يا اجر و ثواب اخروي هم ملحوظ است و يا انگيزه اش تنها اجر و ثواب اخروي است. و يا اساسا انگيزه اي جز خوف از عقاب ندارد و تنها ترس از آلوده شدن به گناه او را وادار كرده كه ازدواج قانوني انجام دهد. البته در غالب افراد, چنان نيست كه تبعيت از اراده و دستور الهي انگيزه منحصر به فرد باشد, بگونه اي كه به هيچ وجه التذاذات خودشان را در نظر نداشته باشند, ولي همينكه حدود قانوني را رعايت مي‌كنند و خودشان را در اين چهار چوبه محدود مي‌كنند و از اين مرز فراتر نمي روند, و در يك كلام همين محدود كردن ازضاء غريزه خود يك انگيزه الهي مي خواهد كه در نوع افراد مسلمان وجود دارد اما پايه ارزش, بستگي به كيفيت و درجه خلوص نيت دارد.

آيا از نظر قرآن شريف شهوت جنسي مذموم است؟

در برخي آيات به تعبيراتي بر مي خوريم كه كم يا بيش اشعار به مذمت دارند. مانند: 

»زين للناس حب الشهوات من النساء و البنين و... «4 اين تعبير »زين للناس حب الشهوات من النساء« براي مردم دوستي شهوات زينت داده شده است اين تعبير مدح آميز نيست بلكه شايد تا اندازه اي نكوهش آميز است. و در بعضي از آيات چنين آمده است كه: از همسران شما كساني هستند كه دشمن شما هستند »ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم« 5. اگر دقت شود به خوبي روشن مي شود كه اين قبيل آيات با مطالبي كه ذكر شد منافاتي ندارد. 

اما تعبير »زين للناس حب الشهوات« در مقام بيان شئن زندگي دنيا و التذاذاتي است كه در اين عالم موجب توجه مردم به زينتهاي دنيا مي شود, و در نهايت مقايسه اين التذاذات با لذت هاي اخروي, و لذا در آيه بعد مي فرمايد: »قل ءانبئكم بخير من ذلكم... « 6 در دنيا شما اين گونه خوشيها را داريد ولي ايا مي خواهيد شما رابه چيزي كه بهتراز اينهاست راهنمايي كنم؟ كساني كه ايمان و تقوا داشته باشند در آخرت مقامات ارجمند و سعادت ابدي و عاقبت نيكو دارند. پس آيه در مقام اين نيست كه بفرمايد ارضاء شهوات يا نزديك شدن با همسران مطلقا نامطلوب است و مجراي صحيحي براي آن وجود ندارد بلكه در مقام گوشزد اين مطلب است كه اين ميل مطلق و نامحدود و مرز ناشناس مي تواند دام بزرگي براي اغواي انسان باشد. 

اما آيه اي كه مي فرمايد بعضي از همسران شما دشمن شما هستند ناظر به مورد تعارض است. توضيح آنكه درست است كه عاطفه يك امر طبيعي است و مثلا عاطفه بين زن و شوهر نعمتي است كه خداي متعال عنايت فرموده است چنانچه در آيه »و جعل بينكم موده و رحمه« 788 وبدان اشاره فرموده است. 

ولي نبايد از مرز خود تجاوز كند و در مواردي كه ارضالأ اين عاطفه با انجام دگر وظايف انسان منافي است انسان را از انجام آن وظايف باز دارد. پس در واقع معنايي آيه اين است كه: بعضي از همسران و فرزندان كه ايمان لازم را ندارند ان وقت كه شما مي خواهيد به انجام وظايف خود مثل جهاد و صرف اموال در راه خدا بپردازيد مزاحمتان مي شوند در چنين حالاتي آنها حكم دشمن شما را خواهند داشت زيرا موجب مي شوند كه شما از راه خير و كمال باز مانيد پس حواستان را جمع كنيد. »فاحذروهم« و طوري نباشد كه دلبستگي به آنان مانع انجام وظايف واجبتان شود.

روابط افراد خانواده

با توجه به انواع نيازمنديهاييكه افراد به يكديگر دارند مي توان گفت: اصيل ترين نيازهاي انسان تنها در محيط خانواده تامين مي شود, زيرا در اين محيط است كه نياز تكويني فرزند به پدر و مادر و نياز مستقيم زن و شوهر به يكديگر و نيازهاي جنسي و عاطفي آنها به وسيله يكديگر تامين مي شود. يعني صرف نظر از تصرف در ماده و اشياء خارج از وجودشان, خود افراد به همديگر احتياج دارند و مي‌توانند براي رفع نيازهاي همديگر موثر باشند. 

اين است كه اين مبحث در اخلاق اجتماعي خانواده مطرح مي شود.

1. رابطه فرزندان با والدين

مهمترين رابطه اي كه بين انساني با انسان ديگر تحقق مي يابد رابطه تكويني فرزند است با پدر و مادر و اين كه اصل وجود فرزند وابسته به آنهاست. تاثيري كه پدر و مادر در پيدايش فرزند دارند فرزند به هيچ وجه درباره آنها نمي تواند داشته باشد. بنابراين در اينجا نمي توان طبق قاعده عدل و قسط ارزشيابي كرد, زيرا اساس عدل و قسط اين است كه دو نفر يا بيشتر نسبت به هم روابط متقابل داشته باشند و بر اساس حقوق متقابلي كه بر يكديگر دارند تكاليف متقابلي هم نسبت به يكديگر داشته باشند, گو اينكه هر جا حق و تكليفي مطرح باشد يك نوع تاثير و تاثر متقابل منظور است. ولي آنچه پدر و مادر براي فرزند انجام مي دهند و تاثيري كه در فرزند دارند به هيچ وجه قابل مكافات و مقابله نيست. اين است كه در آيات كريمه در مورد پدر و مادر معيار ارزشها »احسان« است, و هيچ آيه اي نداريم كه فرزند بايد با پدر و مادر با عدل رفتار كند. زيرا در واقع موضوع عدل در اينجا تحقق ندارد. 

در آيات زيادي داريم كه فرزند نسبت به پدر و مادر بايد احسان كند. و از اينجا روشن است كه حق پدر و مادر بر فرزند تا چه حد است به طوري كه در ساير افراد جامعه نسبت به يكديگر نمي توان براي آن مشابهي يافت. البته ممكن است كه پدر و مادر غير از حق پدري و مادري حقوق ديگري نيز بر فرزند پيدا كنند ولي اصل حقوق پدر ي و مادري در جاي ديگري يافت نمي شود. 

تعبيراتي در قرآن كريم هست كه بسيار قابل توجه است و اهميت اين مساله را بخوبي روشن مي‌كند, از جمله در آيه »و اعبدوا الله و لاتشركوا به شيئا و بالوالدين احسانا«9 وظيفه شما بعد از پرستش خدا اين است كه نسبت به پدر و مادر احسان كنيد. بالاترين چيزي كه بر عهده هر انساني واجب است پرستش خدا است از اين بالاتر تكليفي وجود ندارد, ولي به دنبال اين تكليف بودن فاصله مي فرمايد به والدين هم احسان كنيد. 

در سوره لقمان بخصوص بر حق مادر بسيار تاكيد شده است »و وصينا الانسا بوالديه حملته امه و هنا علي وهن«10 در روايت شريفه نيز حقوق مادر بيش از حق پدر تعيين شده است. اين آيه نيز بخوبي بيانگر همين جهت است. 

مي فرمايد: مادر در دوران بار داري با زحمت و ناراحتي فرزند را در شكم خود مي پروراند و بعد از وضع حمل او را شير مي‌دهد. سپس در ذيل آيه مي فرمايد اول شكر مرا بجاي بياور و بعد شكر پدر و مادر راه اين از تعبيرات عجيبي است كه مشابه آن در قرآن كريم كمتر يافت مي‌شود, كه اول شكر خدا را واجب مي‌كند بعد هم شكر والدين را و هر دو را متعلق يك امر قرار داده است. تعبير عجيبي است كه اهميت مطلب را روشن مي‌كند. 

بعد استثناء را ذكر كرده مي فرمياد: »و ان جاهداك علي ان تشرك بي ما ليس لك به علم فلا تطعهما« 11 از پدر و مادري كه تلاش مي‌كنند تو را به شرك بكشانند و پيدا است كه چنين پدر و مادري مشرك هستند و در شرك خودشان پا برجاست هستند و پا فشاري مي‌كنند اطاعت مكن. سپس اضافه مي فرمايد: »و صاحبهما في الدنيا معروفا« 12 با اينكه مشركند و اصرار دارند كه تو را هم مشرك كنند در عين حال نبايد با ايشان بد رفتاري كني بلكه بايد در زندگي دنيا رفتارت با ايشان بر اساس نيكي باشد.

انواع احسانهاي فرزند به پدر و مادر

احسانهايي كه در آيات گذشته ذكر شده مطلق است و اختصاص به نوع خاص از احسان ندارد, خواه احسان مالي و خواه احسان در رفتار يا گفتار. آيه ديگري مي فرمايد: »قل ما انفقتم من خير فللوالدين و الاقربين« 13 سوال شده است كه در چه راهي انفاق كنيم؟ 

در چه موردي بهتر است مال خود را صرف كنيم؟ در پاسخ مي فرمايد: اول براي پدر و مادر, اگر ايشان نياز داشته باشند بر همه مقدم هستند. پس يك نوع احسان احسان مالي است كه در اين آيات ذكر شده است. 

در آيات ديگر مواردي از احسان كه مربوط به گفتار و رفتار است ذكر شده است: »فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما«14. يكي از موارد مشابهي كه پدر و مادر احتياج به فرزند دارند مكلف است اخلاقا و شرع اين حقوق را رعايت كند هنگام پيري پدر و مادر است. ممكن است در جواني در امور مالي يا غير مالي نيازي به فرزند نداشته باشند, ولي هنگام پيري نمي توانند مانند اشخاص جوان در زندگي تلاش و فعاليت داشته باشند زيرا پيري در بسياري از موارد توام با سستي و ضعف و مرض و ديگر لوازم پيري است و بنابراين در ايام پيري احتياج به پرستاري دارند. ممكن است در برخوردهاي ايام پيري پدر و مادر در مواردي اوقات فرزند تلخ شود و حوصله اش سر رود و در نتيجه اظهار انزجار و خستگي كند, قرآن كريم در اين مورد بخصوص تكيه مي‌كند كه »در برخوردهايي كه با پدر و مادر پير داريد اظهار خستگي نكنيد و آخ نگوييد«. طوري نباشد كه احساس كنند از خدمت كردن به آنان خسته شده ايد. و به ايشان نهيب نزنيد: »و قل لهما قولا كريما» 15 بزرگوارانه با آنها سخن بگوييد. يعني نهايت ادب و احترام را با آنها نگه داريد. هم چنين مي فرمايد از روي مهرباني بال ذلت را در مقابل آنان فرود آور و نيز هنگامي كه دعا مي كني و از خدا چيزي مي خواهي براي پدر و مادر دعا كن »و قل رب ارحمهما كما ربياني صغيرا« 16 ذيل آيه دلالت دارد براين نكته كه چرا فرزند بايد تا اين حد نسبت به پدر و مادر احسان كند و حقوقشان را رعايت نمايد زيرا وقتي كه فرزند كودك خردسالي بود و نمي‌توانست نيازهاي خود را تامين كند ايشان بودند كه او را پرورش دادند و با كمال مهرباني نيازهايش را بر طرف ساختند.

2. روابط زوجين و اساس زندگي خانوادگي

از نظر اسلام اساس زندگي خانوادگي بر محبت است. 

در سوره روم مي فرمايد:»و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها بينكم موده و رحمه« 17 

منظور از جعل مودت و رحمت در اين آيه جعل تكويني و جبري غير متكي به اسباب اختياري نيست بدين معني كه تنها با تحقق پيمان زناشويي به طور تكويني محبت و رحمتي در افراد بوجود آيد. 

البته هنگامي كه انسان زني را به همسري خويش برگزيند طبعا نسبت به او احساس علاقه مي‌كند. ولي چنان بين زن و مرد تدريجا عواطف خاصي بوجود مي‌آيد و رشد مي‌كند, و براي پيدايش اين رابطه عاطفي در تكوين و تشريع نيز ابزارهايي منظور شده است. 

گاه در زندگي خانوادگي مسائلي پيش مي‌آيد كه تنها با عاطفه حل نمي شود, و چه با مشكلاتي بروز كند كه لازم است بصورتي حل شوند و اگر ادامه پيدا كنند به كلي پايه محبت و رحمت فرو مي ريزد. اين مسائل و مشكلات كم يا بيش براي اكثر خانواده ها بويژه در موارد اختلاف نظر بين زن و شوهر در كيفيت زندگي- مخصوصا آنجا كه ارتباط با فرزند پيدا مي‌كند- مي‌آيد.

مساله سرپرستي خانواده

از نظر حقوقي وقتي خانواده بعنوان كوچك ترين واحد اجتماع تشكيل شد سر پرست مي‌خواهد. اصولا از نظر اسلام هر اجتماعي كه تشكيل مي‌شود به سر پرستي نياز دارد. و چون سلامت زندگي اجتماعي منوط به سلامت محيط خانواده است اسلام عنايت خاصي دارد كه بنيان خانواده درست پي ريزي شود و دوام پيدا كند بدين لحاظ براي خانواده سر پرست تعيين كرده است. »الرجال قوامون علي نساء«18بر اساس اين آيه سر پرستي خانواده به عهده مرد است و طبعا زن فرزندان بايد سر پرستي وي را بپذيرند. اين پذيرش گاهي در حد پذيرش قانوني است كه مربوط به حقوق است, ولي در اينجا پذيرش بالاتري مورد توجه است و آن پذيرش از نظر اخلاقي است, همسر و فرزندان بايد اخلاقا خود را به سر پرستي پدر ملتزم بدانند و حرمت وي را حفظ كنند.

نقش زن در تصميم گيريها

در خانواده كم و بيش مسائلي پيش مي آيد كه ارتباط زيادي با زن دارد و آنچنان نيست كه مرد به تنهايي بتواند تصميم بگيرد, و اگر بخواهد بدون توجه ب خواسته ها و نظرهاي همسرش تصميم بگيرد مشكلاتي بوجود مي‌آيد مانند مساله شير دادن, آيا مادر فرزند را شير بدهد يا نه؟ چه وقت او را الز شير بگيرد؟ آيا او را به كسي ديگر بدهند تا شير دهد يا با شير خشك تغذيه كنند؟ و مسائلي از اين قبيل كه هميشه در خانواده ها مطرح بوده است. در اين موارد اسلام اصل ديگري را مطرح مي‌كند و آن اصل »تشاور« است. مرد و زن در اين گونه مسائل كه هر دو در آن شريك هستند و گاهي با زن ارتباط بيشتري دارد تا مرد, بايد با هم مشورت كنند و سعي كنند آنچه مصلحت است درك كنند و بر اساس آ، تصميم بگيرند قرآن كريم مي فرمايد: »فان اراد فصلا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما« 19 اگر پدر و مادر با هم مشورت كردند و هر دو راضي شدند كه بچه را از شير بگيرند اشكالي ندارد. پس اصل دومي كه مي بايست در مسائل خانوادگي رعايت بشود اصل تشاور است و اين در مواردي است كه ارتزاط مستقيم با زن دارد.

عوامل خود محوري و اختلافات خانوادگي

آنچه در محيط خانواده اصل است و بايد سعي كرد كه همه افراد خانواده آرا رعايت كنند اصل محبت و تقويت روابط عاطفي است. تقويت عواطف در خانواده موجب مي‌شود مصالح خانواده بهتر تامين شود, طبعا هر چه با آن منافات داشته باشد نا مطلوب بوده ارزش منفي خواهد داشت. 

به موجب محبت وقتي كسي ديگري را دوست دارد بايد در صدد بر آيد كه مصالح او تامين شود, عواطف متقابل باعث مي‌شود همه سعي كنند تا همه پيشرفت كنند و مصلحتشان تامين شود. و در مقابل, چيزي كه مانع از اين همدلي و همياري مي‌شود و خود خواهي و خود محوري است كه به اساس خانواده لطمه وارد مي سازد. 

عواملي كهموجب خود محوري در محيط خانواده است احتياج به بررسيهاي روانشناختي دارد. و غالبا ناشي از عقده هايي است كه افراد قبل از تشكيل زندگي خانوادگي داشته اند, چه از طرف مرد و چه از طرف زن. تحقيرهايي كه هر يك از مرد و زن در دوران كودكي تحمل ‌كرده‌اند چه از ناحيه پدر و مادر و چه از ناحيه ساير افراد, در ضمير ناخود آگاه آنها اثر گذاشته و منتظر فرصتي براي بروز و جبران آنها است. البته اين انتظار يك انتظار آگاهانه نيست بلكه نا خود آگاه است و خود انسان نيز توجه ندارد كه چه عاملي وي را وادار به چنين رفتار نادرستي مي‌كند. 

دانشمندان با بررسيهاي دقيق به اين نتيجه رسيده اند كه تحقيرهاي دوران كودكي ناشي از محيط خانواده يا مدرسه يا اجتماع بزرگ, آثار منفي در ضمير ناخود آگاه شخص مي گذارد و بدنبال آن روح انسان براي جبران يا انتقام گيري منتظر فرصت مي‌شود. مثلا بچه اي كه از سوي پدر و مادر دچار سختي و ناراحتي شده و عواطف و احساساتش جريحه دار گشته ناخود آگاه منتظراس پدر يا مادر بشود و خود همان نقش را بازي كند. وقتي بچه در محيط خانواده تحت فشار رواني قرار گرفت به طور طبيعي اين فشار در جايي بروز و ظهور مي‌كند. 

تجريه هاي روانشناسانه زيادي مويد مطلب فوق است حتي خود افراد مي‌توانند اين تجربه را در محيطهاي خانوادگي ديگران و يا خودشان آزمايش كنند غالب افرادي كه تمايل دارند به ديگران زور بگويند كساني هستند كه زماني زور شنيده اند. و افرادي كه مي خواهند ديگران را تحقير كنند كساني هستند كه خودشان روزي تحقير شده اند. البته اين تنها عامل نيست, عوامل تربيتي ديگري هم ممكن است چنين تاثيري را داشته باشد ولي به هر حال اين لكي از عوامل مهم است و اگر زن و شوهر از افرادي باشند كه در دوران كودكي در محيط خانواده يا در اجتماع تحقير شده يا ضربه خورده باشند بطور ناخود آگاه در صدد بر مي آيند كه انتقام خود را از ساير افراد بگيرند, و تحقيرهايي را كه تحمل ‌كرده‌اند بواسطه تحقير كردن ديگران جبران كنند. 

ساده ترين راه آن تحقير بچه هاي خودشان است. پدر و مادري كه بچه هايشان را مثل چشم خودشان دوست دارند نا خود آگاه آنان را مورد اذيت قرار مي دهند, و خودشان نيز نمي دانند چرا تمايل دارند بچه هاي خود را سركوفت داده, تحقير كنند. علت اصلي در اعماق روح آنهاست ولي به آن توجه ندارند. البته تحليل ساده اين رفتار اين است كه چنين عادت ‌كرده‌اند ,از پدر و مادرشان ياد گرفته اند ولي تنها ياد گرفتن نيست, بلكه يك انگيزه رواني ناخودگاه وجود دارد. كساني كه دوست دارند كه به همسر و فرزندانشان دستور داده و فرمانروايي كنند غالبا كساني هستند كه در محيط اجتماعي, رنج فرمانبري و زور شنيدن را كشيده اند و به جاي اينكه درس عبرت بگيرند, خودشان در صدد ايفء همان نقش بر آمده اند, بويژه هنگامي كه دستاويزي براي توجيه رفتارشان پيدا كنند, مانند آن كه به ايه يا روايتي بر خورد كنند كه دال بر اين باشد كه زن بايد از مرد اطاعت كند. 

در اين صورت بدون اين كه به منظور اصلي آن توجهي كنند آنرا دستاويزي براي اعمال زور و فشار و تحميل افكار و آراء و نظريات خود قرار مي دهند. در حالي كه اين گونه آيات يا روايات به هيچ وجه ناظر به اين گونه رفتارها نيست.

حدود اختيارات مرد در محيط خانواده

در مواردي كه مديريت خانواده به عهده مرد واگذار شده است ديگران هم بايد فرامين او را بپذيرند, زيرا ماهيت مديريت چنين اقتضايي دارد. اگر مدير حق دستور دادن داشته باشد ولي زير دستان وي موظف به اطاعت نباشند مديريت مفهومي نخواهد داشت. ولي حدودي كه مرد در محيط خانواده مديريت دارد و مي تواند به عنوان مدير دستور دهد مشخص است و مطلق و نامحدود نيست. 

هر جمعي از جمله خانواده نياز به مدير دارد كه در موارد لازم تصميم بگيرد و گرنه جمع پراكنده مي‌شود و انسجام خانواده از بين ميرود. ولي معناي اين سخن اين نيست كه مرد در محيط خانواده فرمانرواي مطلق و فعال ما يشاء است هر چه مي‌خواهد فرمان دهد و زن هم مانند يك كنيز بايد در مقابل او مطيع باشد. 

البته كساني كه بخواهند سوء استفاده كنند به متشابهات و مطلقات تمسك مي‌كنند بدون اين كه مخصصات و مقيدات آنها (مدارك و ادله ديگر كه منظور دقيق اين گونه روايات را روشن مي‌كنند ) را بررسي كنند, اين چيزي است كه در بسياري موارد واز جمله در محيط خانواده شايع مي‌باشد. 

بنابراين براي تحكيم روابط عاطفي بايد از خود محوري پرهيز كرد مگر در حدي كه شرعا حقي براي مرد تعيين شده باشد آن هم به شيوه صحيح و رفتار عاقلانه و حساب شده. به هر حال يكي از چيزهايي كه ارزش منفي دارد و جو عاطفه و مودت و محبت را به هم مي زند, خود محوري و زورگويي است كه از ناحيه مري يا از ناحيه زن بروز مي‌كند.

راه حل اختلاف

موارد زيادي وجود دارد كه مرد و زن در امور مربوط به محيط خانواده اختلاف پيدا مي‌كنند. در چنين مواردي يا عاطفه كار آيي ندارد و غالبا خواستها و سليقه هاي شخصي بر عاطفه چيره مي‌شود و يا اينكه واقعا در تشخيص مصلحت خانواده اختلاف پيدا مي‌شود به هر حال در جايي كه در خصوص مسائل خانواده (درباره اين قيد دقت شود) اختلاف نظر پيش ايد كه گاهي هم آميخته با اختلاف و تزاحم در هوسها است, بهترين راه براي رفع اختلاف هم فكري و سعي در يافتن راه عقل پسند است. درست است كه هر كسي خواستهاي خاص به خودش يا نظرهاي شخصي دارد كه با نظر ديگري سازگاري نيست ولي در بسياري از موارد افراد در اثر هم فكري تغيير نظر پيدا مي‌كنند. پس بهترين راه اين است كه زن و مرد صميمانه موضوع مورد اختلاف را مطرح كنند و درباره دليلهاي يكديگر بينديشند و سعي كنند خود خواهيها را كنار بگذارند. اگر مرد حسن نيت نشاندهد و نگويد بايد تو مطيع باشي و به جاي آن مصلحت خانواده را مطرح سازد زن هم در جاي ديگري حسن نيت نشان خواهد داد و اگر هم هوسي در كار باشد, دست از آن بر مي دارد. پس اولين راه براي رفع اختلاف, تفاهم و تشاور در مساله مورد اختلاف است. اكنون اگر اختلاف به حدي بود كه تشاور و تفاهم نتواند در رفع آ موثر افتد بايد از ديگران كمك گرفت »فابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها« 20 فردي عاقل از هر طرف بعنوان حكم تعيين مي‌گردد تا به نحوي سازش و مسالمت بين زن و مرد بر قرار شود ولي اگر اين سلاح نيز موثر نيفتاد و به هيچ وجه نتوانستند با يكديگر سازش كنند بايد به طور معروف و شايسته اي از هم جدا شوند. »و سر حوهن سراحا جميلا« 21 وقتي تشخيص داديد زندگي مشترك قابل ادامه نيست زنان را با نيكي رها سازيد.

3. رابطه والدين با فرزندان

علافه به فرزند يك ميل فطري است هر كسي مي‌خواهد داراي فرزنداني پاك, صالح و سعادتمند باشد. در آياتي داريم كه بعضي از انبياء u از خدا در خواست فرزند كردند و يا در مواردي بواسطه اين كه خدا به آنان فرزندي عطا فرموده خوشحال شدند. پس داشتن فرزند و علاقه به او مطلوب است. علاقه حضرت ابراهيم به فرزندانش در موارد مختلفي از قرآن كريم ذكر شده است و از برخي موارد بدستمي اد كه همواره به ياد فرزندانش بود و براي آنها دعا مي كرد, هم خير دنيا و هم خير آخرت براي آنان طلب مي نمود اين سيره و روش به عنوان يك روش صحيح و مطلوب ياد شده است. در آياتي از قرآن دعاي حضرت ابراهيم u و حضرت اسماعيل u را هنگام بنا كردن خانه كعبه نقل مي فرمايد. از جمله دعاهاي ايشان اين بود كه »و من ذريتنا امه مسلمه لك« 22خدايا از فرزندان ما امتي تسليم خودت قرار بده و هم چنين در آيه ديگري ابراهيم درباره فرزندانش دعا كرده است »رب اجعلني مقيم الصلوه و من ذريتي« 23خدا مرا بپا دارنده نماز قرار ده و نيز از فرزندانم. 

قرآن كريم از قول مومنين و عباد الرحمن نقل مي فرمايد كه درباره فرزندانشان دعا مي‌كنند »ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين و اجعلنا للمتقين اماما« 24بندگان شايسته خدا كساني هستند كه صفايت دارند از جمله اين كه از خدا مي خواهند كه همسران و فرزندانشان را نور چشمشان قرار دهد هم چنين در برخي آيات فرزند صالح بعنوان نعمتي خاص تلقي شده است. 

آنچه به طور خلاصه از اين آيات شريفه استفاده مي شد و اين است كه اولا پدر و مادر نسبت به سعادت فرزند و خير خواهي او گرايش فطري دارند و ثانيا مي توان فهميد كه چرا در بعضي از روايات روي تربيت فرزند تاكيد شده است. به طوري كه در بعضي روايات نقل شده است كه خداوند بيامرزد پدر و مادري را كه با رفتار خوب خودشان فرزند را وادار به نيكي به خودشان مي نمايند ثالثا آنچه در آينده فرزندان مهم است و انبياء الهي به آن اهتمام فراوان داشتند تربيت معنوي و تهذيب نفس آنها بوده است. 

لازم به تذكر است كه اين مقاله از سلسله درسهاي معارف محمد تقي مصباح يزدي تهيه گرديده وبا اجازه استاد تعدادي از اين جلسات كه با بحث خانواده در اسلام ارتباط بيشتري داشت تلخيص و عنوان گذاري گرديده است.

منیع:maarefquran.org

پى‌نوشت‌ها

1. سوره نساء آيه 1 

2. سوره شعراء آيه 166 

3. سوره مومنون آيه 7 

4. سوره آل عمران آيه 14 

5. سوره تغابن 14 

6. سوره آل عمران ايه 15 

7. سوره روم آيه 21 

8. بين شما دوستي و مهرباني قرار داده است. 

9. سوره نساء آيه 36 

10. سوره لقمان آيه 14 

11. 12سوره لقمان آيه 15 

13. سوره بقره آيه 215 

14. سوره اسراء آيه 23 

15. سوره اسراء آيه 23 

16. سوره اسراء آيه 24 

17. سوره روم آيه 21 

18. سوره نساء آيه18 

19. سوره بقره آيه 233 

20. سوره نساء آيه 35 

21. سوره احزاب آيه 49 

22. سوره بقره آيه 128 

23. سوره ابراهيم آيه 40 

24. سوره فرقان آيه 74 


نویسنده : admin
بازدید : 181


عوامل استحكام  ازدواج در خانه و خانواده در فرهنگ قرآنى

 

سيد حيدر علوي نژاد

چکیده: در اين مقاله از عوامل اصلى و فرعى، داخلى و خارجى استحكام خانواده بحث شده است. نويسنده از محبت و عشق واقعى، احساس نياز عاطفى، نياز جنسى، و داشتن فرزند، به عنوان مهمترين عوامل استحكام خانواده ياد كرده است، كه عوامل بيرونى و قوانين كشورها و فرهنگ جامعه مى‏تواند اين عوامل را تشديد يا تضعيف كند. سپس از تأثير منفى منافع و اغراض ديگران، دخالت‏هاى جاهلانه، حتى از روى دوستى و به اصطلاح محبت و عوامل درشت و ريز ديگرى كه در حاشيه خانواده هستند در فروپاشى خانواده سخن گفته است. 

 

كليد واژه‏ها: خانواده، عوامل استحكام، عوامل درونى، محبت، نياز جنسى، نياز عاطفى، فرزند.

«يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنوُا قُوا أنفُسَكُمْ وَ أهْلِيكُمْ ناراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلاَئِكَةٌ غِلاَظٌ شِدَادٌ لاَ يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَروُنَ» (تحريم/ 6)

«وَ اذْكُرْ فِى الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادقَ الْوَعْدِ وَ كَانَ رَسُولاً نَبِيّاً. وَ كَانَ يَأْمُرُ أهْلَهُ بِالصَّلاَةِ وَ الزَّكَاةِ وَ كَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيّاً» (مريم/ 54-55)

براى شناخت عوامل استحكام و پايدارى خانواده لازم است بدانيم چه انگيزه‏ها، نياز و كشش هايى سبب تشكيل خانواده مى‏شود، و چه حكمتى در تشكيل خانواده و ازدواج وجود دارد. عوامل استحكام و پايدارى را مى‏توان در همان عواملى كه سبب تشكيل آن مى‏شود يافت.

انگيزه‏هاى تشكيل خانواده خود اساسى‏ترين عوامل استحكام و پايدارى آن نيز هستند. مثلاً انگيزه جنسى و عاطفى اصلى‏ترين عامل جفت‏طلبى براى موجودات زنده از جمله انسان است. پس تداوم اين انگيزه مى‏تواند سبب استحكام و پايدارى آن نيز باشد. در انسان داشتن فرزند نيز از عوامل اساسى ميل به ازدواج به حساب مى‏آيد. بخصوص در ميان خانواده هايى كه نياز به نيروى كار و حمايت و دفاع خانواده فرزندان داشته‏اند.

براى انسان‏ها مهم است جايى كه پس از كار و تلاش روزانه بتوان در آن آرامش يافت، و احساس تنهايى و سرگردانى نكرد. تأمين امنيت، غذا و نيازهاى مادى خويش را نيز در آن جا يافت. امّا نيازهاى ديگرى نيز هستند كه در مرتبه بعد قرار دارند، مثل شرايط آداب، رسوم و باورهاى خاص اجتماعى كه هر كدام از اين‏ها در جوامع مختلف كاركرد و تأثير و انگيزش خاص خود را دارد و افراد را به تشكيل خانواده، همسر گزينى و داشتن فرزند تشويق مى‏كنند.

پس مى‏توان نياز جنسى، داشتن فرزند، داشتن جايگاه متناسب در جامعه را از عوامل مؤثر در تشكيل و استحكام خانواده دانست.

علاوه بر اين عوامل طبيعى و اجتماعى، از عوامل ديگرى هم مى‏توان ياد كرد كه در پاسخگويى به اين نيازهاى طبيعى و اجتماعى تأثير دارد و آن عبارت است از باورها و اعتقادات مردم و پايبندى آن‏ها به احكام شرعى و رضاى خداوند.

اين عوامل در تشكيل و استحكام خانواده نيز بسيار مهم هستند، مانند توصيه به ازدواج، كراهت يا حرمت طلاق، يا توصيه دين به تحمل مشكلات خانواده و وعده پاداش به اين افراد، و پاداش براى اصل ازدواج. با همين ديدگاه است كه جهان بينى و باورهاى يك ملت، بطور عام، و زن و شوهر بطور خاص در تشكيل و پايدارى خانواده نقش مهمى دارد.

در برخى جوامع و فرهنگ‏ها، عوامل مادّى و انگيزه‏هاى اقتصادى، عامل تشكيل خانواده، هر چند به صورت ظاهرى بوده است، مانند برخى ازدواجها در شوروى سابق كه سبب مى‏شد زن و مرد بتوانند از خانه‏هاى دولتى استفاده كنند؛ دوام آن خانواده‏ها مربوط به همان نياز خاص بود. معروف بود كه گاهى جوانان شهرستانى با زنان مسن مسكو يا شهرهاى بزرگ محل تحصيل يا كار خود ازدواج مى‏كردند.1

طبيعى بود كه آن زنان و مردان به ازدواج خويش به عنوان يك زندگى كه بايد ادامه يابد نگاه نمى‏كردند. نياز متقابل بيرونى آنها را به ازدواج وا مى‏داشت، و اين عمل صورى با ازدواج حقيقى تفاوت داشت. گاهى ممكن است رويه دولت كاركردى برعكس داشته باشد؛ مانند قانون مربوط به مستمرى و حمايت از زنان مطلّقه در آمريكا، كه سبب شده است برخى از زنان با برنامه قبلى، با اظهار عشق و محبت مردى را به دام ازدواج خويش بيندازند، و پس از ثبت ازدواج، درخواست طلاق كنند، تا از آن حمايت‏هاى دولت بهره‏مند شوند؛ آزادانه، بدون قيد و بند شوهر داشتن، ممرى براى زندگى داشته باشند و نيازهاى جنسى خود را نيز با استفاده از آزادى‏هاى بى‏بندبارانه جامعه خويش برآورده سازند. به يقين اين قانون و حمايت دولت با هدف خدمت رسانى بوده و اهداف خيرخواهانه‏اى داشته، امّا اين پيامد را نيز داشته است.

با توجه به اين مطالب، محبت و عشق واقعى، احساس نياز عاطفى، نياز جنسى، و داشتن فرزند، كه هدف آفريدگار از ازدواج و زوج آفريدن است از مهمترين عوامل استحكام خانواده است، و عوامل بيرونى و قوانين كشورها و فرهنگ جامعه مى‏تواند اين عوامل را تشديد يا تضعيف كند. منافع و غرض و مرضهاى ديگران نيز گاه بر خانواده‏ها تأثير منفى مى‏گذارند. دخالتهاى جاهلانه، حتى از روى دوستى و به اصطلاح محبت نيز مى‏تواند خانواده‏ها را از هم بپاشانند. بنابراين عوامل درشت و ريز ديگرى در حاشيه خانواده هستند كه مى‏توانند در استحكام يا فروپاشى آن اثر بگذارند. مجال پرداختن به همه مسائل ريز و درشت، در يك مقاله نيست، لذا ما برخى از مهمترين عوامل را از ديدگاه قرآن بررسى مى‏كنيم.

عوامل پايدارى و استحكام خانواده

اين عوامل يا مربوط به اصل ماهيت خانواده است، و يا مربوط به عوامل زمينه‏اى. و يا مربوط به مسائلى در جامعه كه خانواده با آن رو به روست. و يا در نهايت مربوط به عوامل كاملاً فردى بين زن و شوهر يا هر كدام آنها است.

الف - تمايل و كشش طبيعى

اگر در موجودات زنده عاملى طبيعى و درونى وجود نمى‏داشت كه آنها را به سوى جنس ميل دهد و اگر عمل توليد مثل براى آن‏ها لذت بخش نمى‏بود با سرعت هر چه بيشتر نسل موجودات زنده منقرض مى‏شد و اين حكمت الهى است كه موجودات زنده، بخصوص حيوانات را كه حركت ارادى دارند، داراى كشش درونى براى توليد مثل قرار داده و قانون زوجيّت را بر سيستم حيات جارى ساخته است.

«أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ» (شعراء/ 7)

«مگر در زمين ننگريسته‏اند كه چقدر در آن از هر گونه جفتهاى زيبا رويانيديم؟»

اين نياز به صورت تماس جنسى در حيوانات، و گرده افشانى و تلقيح در گياهان، سبب توليد مثل و به بارنشستن مى‏شود.

در انسان مانند ديگر موجودات زنده، جفت‏يابى نيازى جدى است. نه تنها براى ادامه نسل كه براى تأمين بخشهاى عاطفى و اجتماعى زندگى .

«وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَنيِنَ وَ حَفَدةً وَ رَزَقَكُمْ مِنْ الطَّيِّباتِ أفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ» (نحل/ 72)

«و خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد، و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى نهاد و از چيزهايى پاكيزه به شما روزى بخشيد. آيا (باز هم) به باطل ايمان مى‏آورند و به نعمت خدا كفر مى‏ورزند؟»

«نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأتُوا حَرْثَكُمْ أنَّى شِئْتُمْ وَ قَدَّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاَقُوهُ وَ بَشِّرْ الْمُؤْمِنيِنَ» (بقره/ 223)

«زنان شما كشتزار شما هستند، پس از هر جا (هر گونه) كه خواهيد به كشتزار خود (در) آيد، و براى (آخرت) خودتان (توشه) از پيش بفرستيد. و تقواى الهى پيشه كنيد، و بدانيد كه شما خدا را ملاقات خواهيد كرد، و مؤمنان را بشارت بده.»

اين نياز آن قدر در انسان شديد است كه اگر مانعى بر سر راه ارضاى طبيعى آن قرار بگيرد انسان به هر قيمت ممكن تلاش مى‏كند آن مانع رابرطرف كند، و حتى اگر بطور موقت هم مانعى وجود داشته باشد براى انسان سنگين تمام مى‏شود.

«اُحِلَّ لَكُمْ ليلةَ الصِّيَّامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفَا عَنْكُمْ فَالآنَ بَاشروُهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لكم...» (بقره/187)

«در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است. آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد. خدا مى‏دانست كه شما با خودتان ناراستى مى‏كرديد، پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت. پس اكنون (در شبهاى ماه رمضان مى‏توانيد) با آنان همخوابگى كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد.»

در آغاز مسلمان حق غذا خوردن در شبهاى ماه رمضان را نداشتند، اگر قبل از افطار خوابشان مى‏برد تا شب ديگر گرسنه مى‏ماندند، و نيز حق همبستر شدن در شبهاى ماه رمضان نداشتند. اين آيه با به رسميت شناختن اين نياز اين ممنوعيت را بر مى‏دارد، زيرا ممكن بود تعداد بسيارى از مسلمانان به خود خيانت كرده و مرتكب كار حرام شوند. تنها موردى كه لحن قوانين حقوقى قرآن شدّت يافته، مواردى است كه زن، بدون دليل موجّه از اين تعهّد شانه خالى كرده و به نياز طبيعى مرد پاسخ ندهد. نشوز و تمرّد از پاسخگويى به نياز جنسى فقط در مورد زنان نيست، شوهران هم اگر ناشز باشند، مورد بازخواست قرار مى‏گيرند، و بايد به توافقى منطقى برسند.

«وَ إِنْ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزاً أَوْ إِعْرَاضاً فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْبنَهُمَا صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ وَ أُحْضِرَتْ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنوُا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً» (نساء/ 128)

«و اگر زنى از شوهر خويش بيم ناسازگارى يا رويگردانى داشته باشد، بر آن دو گناهى نيست كه از راه صلح با يكديگر، به آشتى گرايند؛ كه سازش بهتر است. و (لى) بخل (و بى گذشت بودن)، در نفوس، حضور (و غلبه) دارد؛ و اگر نيكى كند و پرهيزگارى پيشه نماييد، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.»

دين كه بر اساس كتاب تشريع است، مطابق با كتاب تكوين اين نياز را به رسميت شناخته است، امّا از آنجايى كه كششهاى انسان صرفاً غريزى نيست، شبه غريزى است، دين كيفيت ارضا و محدوديتهاى آن را بيان كرده است تا انسان را از ميان حيوانات بيرون بياورد.

ب - نياز عاطفى و روحى

علاوه بر گرايش جنسى و غريزى مرد به زن و زن به مرد، بايد از عامل ديگرى ياد كرد كه فراتر از تمايل جنسى است و مى‏توان از آن به عنوان نياز عاطفى و روحى ياد كرد.

انسان كه جوياى انس و الفت است و در سايه محيط جمعى احساس آرامش روانى دارد، اين احساس را به شكل كاملترى در محيط خانواده و در پرتو حضور و الفت همسر تجربه مى‏كند.

«هُوَ الَّذِى خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا ليَسْكُنَ إِلَيْهَا» (اعراف/ 189)

«وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُم أَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِى ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّروُنَ» (روم/ 21)

از اين كاربردها به خوبى به دست مى‏آيد كه معناى آرامش همان چيزى است كه انسان پس از اضطراب، خستگى و نگرانى و يا امنيت پس از خوف و ترس به دست بياورد. انسان پس از روزى پركار، دلهره و صرف انرژى، شب را دارد كه در آن استراحت مى‏كند و اين تاريكى آرامش شبانه، بار ديگر نيرو مى‏يابد تا روزى ديگر را با اميد و نيرو آغاز كند. انسان در ميان تلاش و تنهايى، نگرانى و نياز، خشونت و دلهره‏هاى زندگى، كسى را با عواطفى زيبا و ژرف دارد كه مانند آبى بر آتش، خستگى، دلهره، نگرانى و اضطرابهاى او را فرو مى‏نشاند. هر گاه همسران اين نقش خود را به ياد داشته باشند، خانواده مستحكم باقى خواهد ماند و راه خويش را به سعادت و خوشبختى ادامه خواهد داد.

شايان توجه است كه قرآن آرامش روانى را براى مردان بيان مى‏كند. مخاطب ظاهراً مردان هستند - هر چند در قرآن وقتى مخاطب هم زنان و هم مردانند، باز هم فعل به لفظ مذكر مى‏آيد - امّا در اين مورد ممكن است كه مذكّر آمدن واژه به اين دليل باشد كه:

1- خطاب اين مطالب به مردان است تا توجه كنند كه زنانشان امانت الهى هستند و سبب آرامش روانى ايشانند، و شفقت با آنها نجات از عذاب خداوند و رسيدن به بهشت الهى را در پى دارد.

2- ممكن است آيه اشعار به اين معنا داشته باشد كه زنان بيشتر از مردان از اين هنر برخوردار هستند كه همسرانشان را به آرامش روحى برسانند.

«برخى از دلايل نشان مى‏دهد مردان ازدواج نكرده نسبت به زنان ازدواج نكرده كمتر احساس خوشبختى مى‏كنند، و اين مى‏رساند كه فائده ازدواج براى مردان بيشتر است تا براى زنان.»2

آرامش روانى سبب مى‏شود كه شخص از بيمارى روانى رنج نبرد، و اين در افراد ازدواج كرده بيشتر وجود دارد:

«درصد احتمال اين كه افراد ازدواج كرده به بيمارى عقلى و روانى مبتلا شوند كمتر است، به نسبت افراد ازدواج نكرده، مردانى كه از زنانشان جدا شده يا زنانى كه طلاق گرفته‏اند يا شوهرشان فوت كرده است. (درصد اين احتمال ابتلاى مجردان را به نسبت به متأهلين در جدول زير ببينيد)3

عزب

با طلاق جدا شده

بيوه (شوهر مرده)

مردان

1/13

5/09

2/53

زنان

1/74

2/80

1/43

ج - كنترل تمايلات جنسى و جهت دهى آن به سمت نظام همسرى

نگاه نداشتن چشم و دل از نامحرم، كمترين اثرش اين است كه هر روز هوس تازه‏اى به سر بيننده راه مى‏يابد ؛ دلدادن به صورتهاى زيباتر از همسر، همسر را در نظر مرد تكرارى و نازيبا جلوه مى‏دهد، از يكسو زمينه روابط آزاد و نامشروع را فراهم مى‏آورد و از سوى ديگر بنيان خانواده را متزلزل مى‏سازد. همين مسأله خانواده را در غرب تهديد كرده است؛ آزادى جنسى در اثر آزادى روابط، نه تنها تماس جنسى پيش از ازدواج را ترويج كرده و سبب به عقب افتادن ازدواج يا بى ميلى به آن مى‏شود، بلكه زنان و مردان متأهل را نيز تشويق به بى بند و بارى مى‏كند؛ و سبب گسترش هوس بازى و در نتيجه طلاق مى‏شود.

گسترش تماس جنسى پيش از ازدواج يكى از عوامل ويرانى بنياد اصل خانواده است. اگر مردم پيش از ازدواج به آسانى بتوانند با جنس مقابل تماس جنسى داشته باشند، ديگر انگيزه تشكيل خانواده به عنوان نيازى ضرورى و عاجل او را به سوى تشكيل خانواده نخواهد كشاند. متأسفانه يكى از آثار شوم فرهنگ الحادى و جامعه سكولار تماس جنسى بدون ازدواج است كه خانواده را از ريشه تهديد مى‏كند.

اين اظهارات يك مورّخ اجتماعى است:

«كاهش نفوذ مذهب و شايد آزاديهاى جنسى منجر به افزايش تعداد زوجهايى شد كه با هم زندگى مى‏كردند و حتى داراى فرزند مى‏شدند، بدون اين كه به عقد قانونى يكديگر درآيند. خانواده، مانند جامعه بورژوازى گذشته، ديگر يك واحد كارى كه بر مبناى تقسيم كار بين شوهر نان آور و همسر خانه دار ايجاد شده باشد نبود. اين امر بويژه در كشورهايى كه به سبب شرايط اقتصادى يا نفوذ مذهب، خانواده همچنان مركز زندگى بود، سرآغاز تجديد ساختارى اساسى در جامعه اروپا به شمار مى‏رفت. البته در ساير مناطق اروپا چنين وضعيتى كمتر وجود داشت.»4

اسلام به عنوان دينى كه ابعاد مادى و معنوى، فردى و اجتماعى زندگى انسان را مورد توجه جدّى خود قرار داده است، به اين مسأله نيز عنايت داشته كه مى‏بايست با تدابيرى راه تحكيم بنياد خانواده و اساساً تشكيل خانواده را تسهيل و هموار كرده و راه‏هاى انحرافى را سدّ كند. اسلام اين ايده و ارزش را از دو راه دنبال كرده است:

1- وضع قوانين خاص اجتماعى براى روابط زن و مرد

2- هشدارهاى اخلاقى اعتقادى و تربيت نفوس و تقويت نيروى شناخت و اراده و تقوا در آنان.

اين دو عامل كه به صورت قوى و نيرومند در آموزه‏ها و دستورهاى اسلام آمده است، سبب مى‏شود كه شخص براى تأمين صحيح و سالم نيازهاى شبه غريزى خويش تلاش كند و مقدمات تشكيل خانواده را فراهم كند. چه اين كه تخلف از مرزهاى عفاف كيفر شديد الهى را در پى خواهد داشت.

در قرآن اين موضوع تحت عناوين و رهنمودها و توصيه‏هاى خاصّى ارائه شده است كه با وجود تفاوت لحن و بيان، در مجموع ايده و هدف مشتركى را دنبال مى‏كند، از آن جمله:

1- ضرورت حفظ عفاف و پرهيز از حريم شكنى

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ.... وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظوُنَ. إِلاَّ عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ. فَمَنْ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَاُوْلَئِكَ هُمْ الْعَادُونَ» (مؤمنون/ 1 و 5-7)

«براستى كه مؤمنان رستگار شدند، و همانان كه پاكدامنند، مگر در مورد همسرانشان يا كنيزانى كه به دست آورده‏اند، كه در اين صورت بر آنان نكوهشى نيست. پس هر كه فراتر از اين جويد، آنان از حد در گذرندگانند.»

2- بهره‏گيرى از حجاب و عفاف براى حفظ تعادل و تمايل سالم

«قُلْ لِلْمُؤْمِنيِنَ يَغُضُّوا مِنْ أبْصَارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبيِرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ. وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَ لاَ يُبْدِيِنَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُو لَتِهِنَّ أوْ آبائهنّ اَو آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أوْ أبْنَائِهِنَّ أوْ أبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوْ التَّابِعينَ غَيْرِ اُوْلِى الْأَرْبَةُ مِنْ الرِّجَآلِ أَوْ الطِّفْلِ الَّذينَ لَمْ يَظْهَروُا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَ لاَ يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعَاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنوُنَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحوُنَ.» (نور/ 30-31)

«و به زنان با ايمان بگو: «ديدگان خود را (از هر نامحرمى) فرو ببندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را برگردن خود آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پيداست. و بايد روسرى خود را بر گردنِ خويش (فرو) اندازند، و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان (همكيش) خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه (از زن) بى‏نيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكرده‏اند، آشكار نكنند؛ و پاهاى خود را (به گونه‏اى به زمين) نكوبند تا آن‏چه از زينتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. اى مؤمنان، همگى (از مرد و زن) به درگاه خدا توبه كنيد، تا رستگار شويد.»

مسأله عفاف آنقدر در اسلام مهم است كه رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله وسلم هنگام بيعت‏گرفتن از زنان‏مسلمان، مسأله‏عفت را به‏عنوان يكى‏از مواد بيعت قرار مى‏داد.

3- پاكدامنى از تعهّدات اصلى و مهم پيمان دينى

«يَا أَيُّهَا النَّبِىُ إِذْ جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لاَ يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لاَ يَسْرِقْنَ وَ لاَ يَزنِينَ وَ لاَ يَقْتُلْنَ أَوْلاَدَهُنَّ وَ لاَ يَأْتينَ بِبُهْتَان يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لاَ يَعْصِينَكَ فِى مَعْروُفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيِمٌ» (ممتحنه/ 12)

«اى پيامبر، چون زنان با ايمان نزد تو آيند كه (با اين شرط) با تو بيعت كنند كه چيزى را با خدا شريك نسازند، و دزدى نكنند، و زنا نكنند، و فرزندان خود را نكشند، و بچه‏هاى حرامزاده پيش دست و پاى خود را با بهتان (و حيله) به شوهر نبندند، و در (كار) نيك از تو نافرمانى نكنند، با آنان بيعت كن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه، زيرا خداوند آمرزنده مهربان است.»

از آنجايى كه مؤمنان، بايد خانواده‏اى پاك و طاهر داشته باشند، و زنان و مردان پاك، با پاكان ازدواج مى‏كنند.

4- اهميّت انتخاب همسر پاكدامن

«الْخبيثَاتُ لِلْخَبِيثينَ وَالْخَبيثُونَ لِلْخَبيِثَاتِ وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَ الطَّيِّبوُنَ لِلطَّيِّباتِ اُوْلَئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفرَةٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ» (نور/ 26)

«زنان پليد براى مردان پليدند، و مردان پليد براى زنان پليد. و زنان پاك براى مردان پاكند و مردان پاك براى زنان پاك، اينان از آنچه درباره شان مى‏گويند بر كنارند، براى آنان آمرزش و روزى نيكو خواهد بود.»

5- ممنوعيّت همسرى با روسپيان و آلوده دامنان

«الزَّانِى لاَ يَنكِحُ إلاَّ زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لاَ يَنكِحُهَآ إِلاَّ زَانٍ أَوٌْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ» (نور/ 3)

«مرد زناكار، جز زن زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد، و زن زناكار، جز مرد زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد، و بر مؤمنان اين (گونه ازدواج) حرام گرديده است.»

د- گرمابخشى به روابط همسران از طريق اعطاى محبّت و مودّت ويژه به آنان

قرآن از مودّت به عنوان نعمت الهى ياد مى‏كند كه بين زن و مرد برقرار مى‏شود: «و جعل بينكم مودة» (روم/ 21) محبت مى‏تواند خانواده را از خطر اضمحلال حفظ كند، دوستى به اين معنى است كه طرفين نمى‏خواهند محبوب خود را از دست بدهند، دورى محبوب دشوار و تلخ است. خداوند مى‏فرمايد دوستى را در اساس خلقت زن و مرد قرار داده‏ايم. پس هر چيزى كه محبت را كم كند، خانواده را تهديد مى‏كند، بخصوص با آسان‏تر شدن طلاق.

محبت يكى از اساسى‏ترين نيازهاى انسان است، بدون محبت انسان نمى‏تواند شخصيت سالم و متعادلى داشته باشد. درست در زمانى كه زن مانند كالايى خريد و فروش مى‏شد، به ارث گذاشته يا تعويض مى‏شد قرآن آمد و مهمترين مسأله را در خانواده محبت قرار داد. به زن شخصيت انسانى بخشيد، و سپس ازدواج را از شكل تصاحب زن به قالب ازدواج درآورد؛ يعنى زوجيت، فردى دو تا مى‏شود. و محبت در اين ميان به عنوان يك فاكتور مهم در زندگى زناشويى مطرح شد.

در روان‏شناسى جديد محبت جايگاه ويژه‏اى دارد؛ در نظريه مزلو، محبت در سلسله نيازهاى اساسى قرار دارد.

ه - تشويق به مهرورزى و تقويت آن از طريق پاداش اخروى

انسان بلكه موجود زنده به طور طبيعى و غريزى نسبت به همسر و جفت خويش احساس لطفى دارد كه در مورد انسان اوج آن و آگاهانه آن را تحت عنوان محبت، شفقت و رحمت مى‏توان مشاهده كرد.

امّا اسلام علاوه بر تأييد اين روحيه، از طريق ظرفيّت‏هاى اعتقادى و ايمانى، در صدد تقويت آن برآمده است. قرآن شفقت نسبت به خانواده را از خصوصيات اهل بهشت مى‏داند. اين تصوير زيبا را ببينيد، بهشتيان غرق نعمات الهى و لذتهاى جاودانه و بى نقص بهشتى با هم گفت و گو مى‏كنند، از اين كه چطور شد به بهشت آمدند، مى‏گويند، ما پيش از اين در دنيا با خانواده خويش مشفق بوديم:

«قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِى أَهْلِنَآ مُشْفِقيِنَ. فَمَنَّ اللَّهَ عَلَيْنَا وَ وَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ. إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحيِمُ» (طور/ 26-28)

«ما پيش از اين در ميان خانواده خودمان با شفقت بوديم. پس خداوند بر ما منت نهاد و ما را از عذاب جهنم نگاهداشت.»

و- تحكيم تكوينى خانواده از طريق فرزند و تحكيم مضاعف آن از طريق حقوق و قوانين الهى

فرزند چون وجود مشترك پدر و مادر را در خود دارد، و سرنوشت او براى هر دو مهم است، سبب مى‏شود كه پدر و مادر با توجه به وجود او، برخى از ناملايمات را تحمل كرده و زود تصميم به جدايى و فروپاشى خانواده خويش نشوند.

در قرآن كريم به اين نياز انسان بارها و بارها اشاره شده است. گاه به صورت عادى و گاه به صورت ذكر نعمت الهى. يكى از اين موارد، آن جا است كه زكرياعليه السلام دعا مى‏كند:

«هُنالِكَ دَعا زَكَرِيّا رَبَّهُ، قالَ رَبِّ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيّةً طَيّبةً اِنّكَ سَميعُ الدُّعاء» (آل عمران/ 38)

«آن جا بود كه زكريا پروردگارش را خواند (و) گفت: «پروردگارا! از جانب خود، فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن، كه تو شنونده دعايى.»

و حضرت ابراهيم‏عليه السلام، كه الگوى انسان‏هاى سالم و كامل قرآنى است، از اين كه خداوند در پيرى، اسحاق و اسماعيل‏عليهما السلام را بدو عنايت كرده است شكرگزارى مى‏كند:

«الحمدُللَّهِِ الّذى وَهَبَ لى عَلَى الكِبَر إِسماعيل و إسحاق إنّ ربّى لَسَميعُ الدُّعاء» (ابراهيم/ 39)

«سپاس خداى را كه با وجود سال خوردگى، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد، به راستى پروردگار من شنونده دعا است.»

در مواردى هم خداوند، اين پديده ارزشمند را نعمت بزرگ معرفى مى‏كند. (نمل/ 72)

خداوند در قبال اين كه والدين را به گونه‏اى آفريده كه زحمت به دنيا آوردن، بزرگ كردن و مراقبت فرزندان را بر دوش بگيرند، به آنان لذّت را عطا كرده است اين لذّت با بسيارى از لذّت‏هاى ديگر قابل مقايسه و جا به جايى نيست.

ابراهام هارولد مزلو، از پيشگامان روانشناسى انسان گرا (يا به تعبير خود او نيروى سوم) كه با تولد اولين فرزندش، ديدگاه روانشناختى خود را عوض مى‏كند، مى‏گويد رفتار گرايى (بيهاوريسم) نمى‏تواند اين عواطف را تفسير كند5، يا فرانكل كه مى‏گويد از ميان كسانى كه از بازداشتگاههاى نازى رهايى يافته بودند، آنهايى كه كسى داشتند كه به آن دلخوش باشند راحت‏تر با زندگى كنار آمدند و رنجها را فراموش كردند، اما آنهايى كه در بيرون كسى منتظر آنان نبود، غالباً به زانو در آمدند، معناى داشتن كسى را كه به او دل ببنديم بهتر مى‏فهمد.6

علاقه به فرزند به عنوان يك نياز عاطفى در انسان بسيار شديد است، و قرآن در مورد حضرت ابراهيم و حضرت زكرياعليهما السلام دعاهاى پراحساسى را نسبت به درخواست فرزند مطرح مى‏كند و تجلى اوج دوستى فرزند در داستان يعقوب و يوسف‏عليهما السلام خودش را نشان مى‏دهد. در قرآن كريم ترتيب بيان مطالب معنى دار است، به تلويح اين مطلب مورد اشاره قرار گرفته است كه علاقه به فرزند، مى‏تواند پررنگتر از علاقه به خواهر و برادر، حتى والدين باشد. در سوره عبس آمده است:

«فَإِذَا جَاءَتْ الصَّاخَّةُ. يَوْمَ يَفرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيِه. وَ أُمِّهِ وَ أَبِيِهِ. وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِيِهِ. لِكُلِّ امْرِى‏ءٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيِهِ» (عبس/ 33-37)

در اين آيات از هول عظيم روز قيامت سخن به ميان آمده است كه در آن روز شخص از برادر خويش (كه دست و بازوى اوست) فرار مى‏كند، و از مادر و پدرش (كه او را به دنيا آورده، با عشق و محبت و مراقبت بزرگ كرده‏اند) و از همسر و فرزندان خويش (كه در دنيا دلبستگى اصلى او بودند) فرار مى‏كند.

اينكه قرآن از برادر آغاز مى‏كند، سپس به پدر و مادر و سپس به همسر و فرزندان مى‏رسد، به اين معنا است كه مطابق قاعده ادبى قدم به قدم درجه وابستگى بيشتر شود و تا ترقى از پايين به بالا باشد. اين واقعيت در زندگى ملموس است. يعنى اين كه توجه پدران و مادران به فرزندان خويش بيشتر از توجه به هر كس ديگرى است... لذا داشتن فرزند در زندگى مى‏تواند عامل استحكام خانواده و رابطه محكم‏ترى بين پدر و مادرش باشد، به خصوص در دنيايى كه تكيه بر محسوس است، فرزند موجودى است كه وجود خارجى و ملموس دارد، مى‏تواند خاطر والدين را به خويش معطوف كند و سبب شود كه والدين، احساس كنند يك موجود واقعى و محسوس وملموس آن دو را به هم پيوند مى‏دهد. لذا وجود فرزند، به طور طبيعى وبراى انسانهاى سالم از عوامل مهمى است كه شخص را به سوى ازدواج مى‏كشاند:

«يك نظريه جالب درباره علل ازدواج از طرف جامعه‏شناسى آلمانى مولر لير در كتاب تحول ازدواج در دوران معاصر اظهار شده است. وى خاطر نشان مى‏كند سه عامل افراد را به طرف ازدواج كشانيده است كه عبارتند از: نياز اقتصادى،ميل به فرزند و عشق»7

«در خانواده امروز امريكا طلاق نسبتاً فراوان است. قسمت اعظم طلاقها بين زوجهايى صورت مى‏گيرد كه تنها مدت كمى است ازدواج كرده‏اند. گذشته از اين در امريكا بيش از نيمى از زنان و شوهرانى كه طلاق مى‏گيرند و يا طلاق مى‏دهند از داشتن فرزند محروم هستند. بر طبق آمارى كه اداره بيمه زندگى متروپوليتن منتشر ساخته است حد متوسط طلاق بين زوجهاى بى فرزند 15/3 در هزار خانواده است. در ميان خانواده هايى كه يك فرزند دارند 11/6 در هزار و در ميان خانواده‏هايى كه دو فرزند دارند 7/6 در هزار و در ميان‏خانواده هايى كه بيش از سه فرزند دارند 4/6 در هزار است و بطور كلى 85 درصدطلاقها براى زوجهايى جارى مى‏شود كه فرزندان ندارند و يااين كه‏فقط صاحب يك فرزند هستند.»8

ز - مسدود ساختن راه‏هاى انحراف جنسى، به منظور تحكيم روابط همسرى

همجنس گرايى يا لواط، كه در نظام طبيعت - جز انسان - ديده نشده است و اين حكايت از غيرطبيعى بودن اين روشها دارد. اين عمل در هر دو طرف انحراف است و كيفر شديد الهى را در پى دارد. قرآن كريم درباره قوم لوط عذاب شديدى را در دنيا اعمال كرد و در آخرت وعده داده است.

خداوند خطاب به قوم لوط، كه آلوده به زشت‏ترين گناه در روابط جنسى بودند، تذكر مى‏دهد كه زنان براى شما آفريده شده است، چرا زنان را رها كرده و دنبال مردان مى‏رويد، آنان اين تذكر را ناشنيده گرفتند. از اين آيات بر مى‏آيد كه همجنس بازان دوره حضرت لوط نيز از تشكيل خانواده با يك زن سرباز مى‏زدند، و اين يعنى تأثير مخرب همجنس بازى بر اساس خانواده. در نهايت هم خداوند آنان را به كيفر سختى دچار مى‏كند.

«أتَأتُونَ الذُّكْرَانَ مِنْ الْعَالَمينَ. وَ تَذَروُنَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادوُنَ. قَالوُا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا لوُطُ لَتَكُونَنَّ مِنْ الُْمخْرِجيِنَ.... ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرينَ. وَأمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنذَريِنَ.» (شعراء/ 165-173)

در اين آيات همجنس بازى آنان سبب فروگذارى همسرانشان شمرده شده كه سبب شده است خانواده از هم بپاشد. و همين گناه بزرگ و عمل خلاف فطرت و مخالفت حكمت زوجيت، سبب فرود آمدن عذاب الهى مى‏شود.

در تاريخ اروپا بخصوص پس از جنگ جهانى، فرهنگ ليبراليستى در نهايت به قانونى شدن همجنس بازى منتهى شد و اثر آن نيز بر كيان خانواده از نظر تاريخ‏دانان و جامعه شناسان بدور نماند:

«عامل فرهنگى نيز به شكل كاملاً آشكار بر نرخ ازدواج تأثير مى‏گذاشت. بر روى هم، احتمال ازدواج كردن اروپاييان نسبت به دو قرن پيش بيشتر شده بود، - زيرا لازم نبود منتظر بمانند كارگاه پيشه ورى يا مزرعه‏اى خالى شود - و فرصت اشتغال مناسبى فراهم آيد. هر چند علنى‏تر شدن همجنس بازى به تدريج بر تعداد ازدواجها تأثير مى‏گذاشت.9

ح - تقسيم وظايف حقوقى و اجتماعى ميان زن و مرد بر اساس اقتضائات طبيعى

كار زنان در بيرون از خانه چند جنبه دارد:

كوچك و حقير شدن خانه دارى، فرزند دارى و شوهر دارى از نظر زن.

متكى شدن به خود، استقلال اقتصادى زن، و جرأت اقدام به درخواست طلاق.

بى حوصله شدن در كارهاى ضرورى مادرانه و همسران در منزل و حتى در صورتى كه به اين كارها بخواهد تن بدهد، و در نتيجه از عهده دادن محبت مادرانه به فرزند و محبت كافى متقابل بين زن و شوهر بر نخواهد آمد.

كار زنان در بيرون از خانه سبب خواهد شد كه زنان و مردان اجنبى در بيرون از خانه با زنان و مردان فراوان ديگر برخورد داشته و همسران خود را با آنان مقايسه كنند و درموارد فراوانى آرزو كنند كه كاش اين زن يا مرد به جاى همسر من بود.... و مواردى كه گفتگوها و شوخى‏هاى جنسى كشيده شود نيز كم نخواهد بود، بخصوص اگر حضور زنان بدون رعايت ضوابط اخلاقى و دينى، همراه با جلوه گرى و آرايشهاى زنانه باشد. اگر به خيانت نيانجامد، سبب نارضايتى از وضعيت خانوادگى خود خواهد شد، كه خود عامل مهمى در سردى روابط و يا فروپاشى آن خواهد شد.

«نسبت طلاق در ميان زنان شاغل و حرفه‏اى تقريباً دو برابر اين نسبت در ميان جمعيت زنان به طور كلى، بالغ مى‏شود. با توجه به گروه بندى اجتماعى - شغلى شوهرها، هر چه كه باشد، معلوم مى‏شود كه نرخ طلاق براى زوجهايى كه زن نيز شاغل است به مراتب از آنهايى كه زن داراى شغل نيست فراتر مى‏رود. نسبت (نرخ طلاق در گروه) اول به طور متوسط به چهار برابر (اين نرخ در گروه) دوم بالغ مى‏گردد»10

«امروزه افزايش زنان شاغل در طبقه متوسط (همان طبقه‏اى كه در گذشته زنان آن به طور سنتى فاقد «شغل رسمى و درآمدى مستقل» تلقى مى‏شدند) پديده‏اى عمده و نوين است كه به بروز تغييراتى مهم در نقشهاى زناشويى وفرزند دارى منجر شده است. زنان در تمام سطوح، و به ويژه از نظر اقتصادى، استقلال بيشترى‏يافته‏اند؛نتيجه‏اين كه‏درصورت جدايى زن و شوهر، زن مطلقه از استقلال نسبى برخوردارخواهد بود. پى‏آمد چنين وضعى همانا افزايش در تعداد زنان متقاضى طلاق بوده است.»11

خداوند حكيم كه وظيفه مادرى را به طور تكوينى و تشريعى بر عهده زن گذاشته است اين حق راهم به او داده است كه به فكر معاش نباشد، مخارج خوراك و پوشاك و نيازهاى زندگى او را برعهده مرد گذاشته است:

«وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتُمَّ الرِّضَاعَةَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْروُفِ لاَ تُكَلِّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلوُدٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَ فِصَالاً عَنْ تَرَاضَ مِنْهُمَا وَ تَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَ إِنْ أرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعوُا أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْروُفِ وَ اتَّقوا اللَّهَ وَاعْلَموُا أنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلوُنَ بَصيرٌ» (بقره/ 233)

اسلام با كار زن در بيرون از خانه در صورت نياز، مخالفتى ندارد، در شرايطى حتى كار زن در بيرون از خانه مى‏تواند سبب استحكام يك خانواده شود. اما در اروپا مسايل فرهنگى، مانند آزادى جنسى، همجنس بازى، مسأله مد و لباس و... نيز دست به دست هم دادند و سبب شدند كه كار زنان عاملى براى طلاق و شكست ازدواجها شود.

منبع:maarefquran.org

پی نوشت‌ها:

1- در سفرنامه جلال آل احمد به شوروى نيز به اين مسأله اشاره شده است.

2- مايكل ارجايل (Mishael argyle) سيكولوجية السعادة (روان‏شناسى خوشبختى)، ترجمه د. فيصل عبدالقادر يونس، (سلسله كتابهاى عالم المعرفة شماره 1414 )175 ق، يوليو 30/ 1993.

3- سيكلو لوجية السعادة،/ 42

4- فرانك ب. تاپسون و رابرت آلدريج، تاريخ اقتصادى و اجتماعى اروپا، ترجمه كريم پيرحياتى، چاپ اوّل، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، 230 / 1375

5- دوآن شولتس، روان‏شناسى كمال، ترجمه گيتى خوشدل، چاپ پنجم، تهران، انتشارات نشر نو، 109 / 1369.

«سرانجام رويدادى كاملاً شخصى، يعنى تولد نخستين فرزندش، باعث شد اعتقادش به رفتارگرايى كاملاً واژگون شود، مزلو اين تجربه را اين چنين توصيف مى‏كند: «صاعقه‏اى كه هر چيزى را در جاى خود نهاد»، «مى‏گويم كسى كه فرزند داشته باشد، نمى‏تواند رفتارگرا باشد.» او از راز زندگى و همچنين از نداشتن تسلط موعود رفتارگرايى بر زندگى، بيمناك بود.»

6- ويكتور فرانكل، انسان در جستجوى معنى، ترجمه دكتر على اكبر معارفى، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، فصل اول.

7- ساموئيل كنيگ، جامعه‏شناسى، ترجمه مشفق همدانى، چاپ ششم، تهران، كتابهاى سيمرغ، 151 / 1355.

8- همان،/ 166.

9- تاريخ اقتصادى و اجتماعى اروپا،/ 211.

10- مارتين سگالن، جامعه‏شناسى خانواده، ترجمه حميد الياسى، چاپ اول، تهران، نشر مركز، 181 / 1370.

11- همان.


نویسنده : admin
بازدید : 171


دفتر ازدواج نارمک -دفتر ازدواج سمنگان -دفتر ازدواج تلفنخانه-دفتر ازدواج هلال احمر

 

دفتر ازدواج رضوان  -دفتر ازدواج دردشت -دفتر ازدواج ثانی-دفتر ازدواج هلال -مدائن

دفتر ازدواج خاطره

 

مهم ترين اتفاق زندگيتان را با ما خاطره کنيد

 

انجام مراسم عقد در محيطي کاملا متفاوت

 

با امکان ثبت رسمي عقد در دفتر ازدواج  وصدور عقد نامه بهمراه انتخاب عاقد

 

سفره عقد جديد چيده شده بروي هفت آکواريوم يک متر مربعي

 

طراحي زيبا همراه با نورپردازي هاي متنوع

  

 انشاالله در آينده نزديک شاهد منوي سفره عقد اختصاصي خواهيم بود.

 

لطفا جهت ديدن فيلم و عکس هاي متنوع از سايت ما ديدن فرماييد

 

www.salonaghd.ir

  آدرس جدید سالن عقد خاطره: تهران تهرانپارس

تلفن : 02177939782

همراه : 09121190250-09391190250-09351190250

سفره عقد شیشه ای

 


تماس باما

اطلاعات کاربری و عضویت سریع